در نوشته های قبلی درباره اساطیر اسکاندیناوی نوشتیم و ایگدراسیل را نیز مورد بررسی قرار دادیم. در ادامه نوشته های مرتبط با اسطوره شناسی اسکاندیناوی به ثور می پردازیم قهرمانی که با فیلم های مارول ثور 1 و 2 و حضور در انتقام جویان یا اونجرز بسیار محبوب و شناخته شده است.
خدای ریش قرمز رعد که بین قلمرو ها با ارابه ای که توسط بز ها کشیده می شود حرکت می کند و چکشی به اسم میولنیر را علیه غول ها، هیولا ها و نیرو هایی که نظم الهی را تهدید می کند استفاده می کتد. امروزه ثور را یک جنگجوی قوی، خشن و سریع و غیر قابل شکست می بینند اما اساطیر نورس یک شخصیت پیچیده تری را مشخص می کند.
ثور فقط قوی ترین خدایان نیست او مراقب مرزها، خدایان و انسان هاست او نیروی زایش و آب و هواست و یکی از مدافعین مرکزی جهان منظم در مقابل آشوب است. داستان های او مکررا او را در لبه بین تمدن و طبیع، بین جهان آشنای خدایان و انسان هاو قلمروی ترسکان غول ها قرار می دهد.
از این رو فهم ثور به معنای فهم یکی از تنش های مرکز اساطیر نورس است و تقلای حفظ نظم در جهانی را نشان می دهد که در آن تخریب غیر قابل اجتناب است.
قبل از خواندن این نوشته پیشنهاد میکنم به نوشته اسطوره چیست؟ مراجعه کنید
ثور در اساطیر اسکاندیناوی
ثور که نام در زبان نورس باستان Þórr است به گروهی از خدایان تعلق دارد که با نام آسیر شناخته می شوند. او فرزند اودین خدای بزرگ مرتبط با خرد، شعر، جنگ، مرگ و دانش جادویی و یورد تجسم و مظهر الهی زمین است.
این میراث اهمیت دارد. اودین نماینده خرد، پادشاهی، رمز و راز و دانش خطرناک است اما ثور بیشتر به جهان فیزیکی تعلق دارد. قدرت او مستقیم و دشمنانش مرئی هستند راه حل هایش معمولا به جای فریب یا محاسبات فلسفی شامل عمل هستند.
ثور با شاهزاده مو طلایی سیف ازدواج کرده است در حالیکه چند اسطوره فرزندانش را شامی مودی، مگنی و بروئور نامیده اند.

بر خلاف اودین که معمولا در تغییر چهره بین انسان ها زندگی می کند و برای کسب دانش حاضر است همه چیز را قربانی کند ثور معمولا به عنوان مدافع معروف جوامع کیهانی شناخته می شود. وقتی غول ها به ازگارد نزدیک می شند یا تهدید های ماوراالطبیعی به وجود می آید ثور آن خداییست که همه انتظار دارند مسئله را حل کند.
این تفاوت توضیح می دهد چرا ثور در بین افراد معمولی در دوران قبل از مسیحیت جهان اسکاندیناوی مهم بوده است.
او خدای دور قدرت پادشاهی نیست بلکه مرتبط با طوفان، مراقبت، کشاورزی، زایش و ایمنی جامعه انسانیست.
آشنایی با اساطیر: اسطوره آپولون، خدای تابان موسیقی، پیشگویی و عشق تراژیک
ثور و میولنیر، چکش معروف ثور
معروف ترین دارایی ثور، میولنیر چکش ماورالطبیعیش است. در افسانه ها این چکش چیزی بیشتر از یک اسلحست بلکه یکی از اجسام اصلی حفظ تعادل کیهان است. وقتی ثور میولنیر را پرتاب می کند این چکش به دشمنش برخورد کرده و به دستش برمیگردد.
بر اساس ادای منثور که در نوشته اساطیر اسکاندیناوی دربارش توضیح دادم توسط دو برادر کوتوله بروکر و ایتری که در بعضی نوشته ها سیندری نیزن امیده شده است در رقابتی شامل لوکی ساخته شد.
میولنیر دارای قدرت تخریبی عظیم است اما معنای نمادین فراتر از خشونت است. چکش همچنین با تقدیس و برکت ارتباط دارد.

در اسطوره مرگ بالدر، ثور از میولنیر برای تقدیس تدفین استفاده می کند. در قصه چکش گمشده ثور، خود غول ها انتظار دارند که میولنیر در یک آیین ازدواج مورد استفاده قرار گیرد.
این ترکیب تخریب و مراقبت مقدس برای شخصیت ثور اساسیست. همان چکشی که غول ها را له می کند می تواند مرز ها، مراسم و نظم قانونی اجتماعی را تغییر دهد.
کشفیات باستان شناسی از چکش های مینیاتوری عصر وایکینگ نشان دهنده اهمیت مضاعف ثور است. بعضی تاریخ دانان این محبوبیت را بخشی از نمایش هویت دین سنتی نورس در دوران گرایش تدریجی به مسیحیت اسکاندیناوی می دانند.
از این رو چکش ثور یک اسلحه اساطیری نیست بلکه به عنوان نشان حفاظت، تعلق و قدرت مقدس عمل می کند.
پیشنهاد مطالعه: آشنایی با اساطیر یونانی
ثور، رعد و جهان طبیعی
هویت ثور به طور نزدیکی با رعد مرتبط است. اسمش از نظر زبانی مرتبط با رعد و حرکتش در آسمان مرتبط با طوفان است. ثور در یک ارابه توسط دو بز به اسم تنگریسنیر و تانگنیوستر حرکت می کند و در زمان حرکت ارابه کیهان در حال لرزیدن است.
این رابطه ثور را چیزی بیشتر از یک خدای جنگجو می کند رعد و برق ترسناک است اما باران برای کشاورزی اساسیست. همان نیروی جوی که توانایی تخریب درختان و خانه ها را دارد می تواند باعث تغذیه زمین نیز بشود.

از این رو ثور یک موقعیت نمادین بی خشونت و زایش را اشغال کرده است. قدرت فیزیکی عظیم او منعکس کننده قدرت عظیم طبیعت است اما این قدرت می تواند از زندگی انسانی مراقبت و آن را حفظ کند.
این مکن است بخشی ازا همیت ثور در بین جوامع کشاورزی اسکاندیناوی را توضیح دهد.
برای خواندن: افسانه آریادنه، نخ، هزار تو، عشق و فرار
دشمن های همیشگی، ثور و غول ها
خیلی از افسانه های ثور حول نزاع هایش با یوتنار که معمولا غول ها ترجمه می شود می گردد. این گمراه کننده خواهد بود که غول ها را فقط یک گونه بیولوژیکی دیگر یا ضد قهرمانان ساده بنامیم.
در کیهان شناسی نورس ، غول ها تجسم نیروهای خارج از مرز های باثبات جوامع انسانی و الهی هستند. آن ها به بعد قدیمی تر، خطرناک تر و به میزان بیشتری غیر قابل پیش بینی تر وجود تعلق دارند.
خود خدایان از نظر تبارشناسی با غول ها مرتبطاند اجداد اودین شامل غول هاست و خود خدایان نورس بعضا با زنان غول در رابطه بوده اند.

از این رو نزاع بین غول ها و ثور فقط جنگ بین خدایان خوب در مقابل شیاطین غول نیست. بلکه منعکس کننده رابطه ناپایدار بین نظم کیهانی و نیروهاییست که نمی توان به طور دائم کنترل کرد.
ثور مدافع عظیم این مرز است. او دوباره و دوباره به سمت شرق در قلمرو غول ها می رود سفر او به مانند نگهبانیست که در لبه واقعیت در حال حرکت است.
هرجا که اودین سعی در فهمیدن آشوب دارد ثور قصد نگهداشتنش را در بیرون دیوار ها دارد.
مطالعه بیشتر: زمین، آسمان و نخستین خشونت
چکش گمشده، ثور در لباس عروس
یکی از معروف ترین و سرگرم کننده ترین اساطیر ثور در ادای منظوم در شعر ثریمس کویدا دیده می شود. ثور بعد از بیدار شدن متوجه می شود که میولنیر گم شده است. غولی به اسم ثریم چکش را دزدیده و از بازگردانش اجتناب می کند مگر اینکه الهه ای به اسم فرییا عروسش شود.
فرییا این خواسته را با عصبانیت رد می کند از این رو خدایان یک نقشه مضحک می چینند، ثور باید خود نقش عروس را بازی کند و به خانه غول با لباس عروس برود.
ثور در ابتدا از این ایده متنفر است چرا که فکر می کند خدایان پشت سرش صفحه خواهند گذاشت با اینحال او در نهایت این تغییر چهره را قبول می کند و همراه لوکی که نقش یک همراه زن را بازی می کند به عروسی می رود.
در مهمانی عروسی اشتهای عظیم ثور وی را تقریبا لو می دهد او میزان زیادی غذا و نوشیدنی مصرف می کند. لوکی مکررا توضیحاتی بداهه پردازی کرده و ادعا می کند که فرییا به قدری برای عروسی هیجان زده بوده که برای چند شبی نه غذا خورده و نه خوابیده است.
در نهایت میولنیر جلو آورده می شود تا ازدواج را مقدس کند و در لحظه ای که ثور چکش را می بیند این کمدی تبدیل به خشونت می شود. او چکش را بر داشته و ثریم و باقی غول ها را می کشد.

این داستان خنده دار است اما ساختار عمیق ترش با معکوس شدن موقت نظم مرتبط است. ثور یک جنگجوی بیش از حد عضلانی باید از انتظارات اجتماعی و جنسیتی عبور کند تا بتواند جسم دارای قدرت الهی را بازگرداند.
این اسطوره همچنین نشان می دهد که ثور یک جنگجوی تنها نیست و حتی قوی ترین خدا نیز نیازمند فریب و کمک لوکیست.
مطالعات اساطیری: پرومته، تایتانی که آتش را دزدید و به انسان هدیه داد
سفر ثور به قلمور اوتگارد-لوکی
یکی دیگر از داستان های شگفت انگیز ثور مرتبط با بازدید او از دژ اوتگارد-لوکیست. ثور و همراهانش با چالش هایی که تحقیر کننده اند روبرو می شوند. از ثور خواسته می شود از شاخی که خالی نمی شود بنوشد. به او می گویند که گربه ای را بردارد اما فقط می تواند یکی از پنجول هایش را بلند کند.در نهایت او با یک زن پیر به اسم الی کشته گرفته و روی زانوی خود قرار می گیرد.
برای خدایی معروف به قدرت خارق العاده این شکست ها شوکه کنندست اما حقیقت در بعد افشا می شود.
آن شاخ نوشیدنی به طور جادویی به اقیانوس متصل بود ثور به قدری نوشید که میزان سطح آب دریاها را پایین اورد.
آن گربه در حقیقت یورمونگاند یا مار عظیم جهان بود که دور زمین را گرفته است. درباره این مار در نوشته ایگدراسیل توضیح داده ام.
آن زن پیر تجسد عصر قدیم بود نیرویی که در نهایت همه را شکست می داد.

این قصه شکست های ظاهری ثور را به نمایش قدرت غیر قابل تصور وی تبدیل می کند. اما دلالت فلسفی اش جذاب تر نیز است. اینکه ثور شاید بی نهایت قدرتمند باشد اما واقعیاتی در دنیا است که حتی قدرت نامحدود نیز نمی تواند فتح کند، اقیانوس، هیولاهای کیهانی، پیر شدن و در نهایت خود مرگ.
در این قصه برای اولین بار خدای رعد با محدودیت های قدرت فیزیکی روبرو می شود.
از نگاه متفکران: جملات پاسکال درباره طبیعت انسان
ثور و یورمونگاند، مار جهان
هیچ دشمنی به طور عمیق مرتبط با سرنوشت ثور نیست جز یورمونگاند، مادر میدگارد.
یورمونگاند یکی از فرزندان هیولایی لوکیست. این مار به قدری عظیم می شود که جهان انسان ها را احاطه کرده و در اقیانوس خوابیده و دم خود را گرفته است.
ثور با این مار بیشتر از یک بار روبرو می شود. در یک افسانه معروف او همراه با غول هیمیر به ماهیگیری می شود. ثور از سر یک گاو نر به عنوان طعمه استفاده کرده و یورمونگاند را به دام می اندازد.

ثور اماده می شود که با میولنیر به آن حمله کند و مار نیز قصد کشتن ثور را دارد. هیمیر قلاب را قبل از اینکه ثور بتواند کشتن را تمام کند قطع می کند.
این مواجهه یک تمرین برای پایان دنیاست چرا که ثور و یورمونگاند مخالف های کیهانی ای هستند که بر طبق سرنوشت باید دوباره با هم روبرو بشند.
دو نوشته برای مطالعه: آشنایی با داستان اسطوره های روم و ژانوس خدای رومی سر آغاز، دروازه، زمان و گذر
ثور در راگناروک
مواجهه نهایی در راگناروک، یک تخریب فاجعه آمیز و بازتولد کیهان نورس اتفاق می افتد. خدایان و هیولاها در آخرین نبرد با هم مواجه می شوند. اودین با گرگ فنریر روبرو می شود فریرر با سورتر و ثور با یورمونگاند.
این دفعه ثور موفق می شود او مار جهان را می کشد اما پیروزی وی را نجات نمی دهد و بعد از برداشتن نه قدم او بخاطر زهر بر زمین می افتد.
این یکی از ایده های اصلی اساطیر نورس است که قهرمانی به معنای بقا نیست. خدایان می دانند نابودی در حال نزدیک شدن است اما در مقابل آن مقاومت می کنند.
آخنری عمل ثور جهان بینی وی را به طور کامل نشان می دهد. قدرت جلوی راگناروک را نمی گیرد اما شجاعت فارغ از نتیجه مشخصه قهرمان است.
آیا ثور از اودین محبوب تر است؟
در تفاسیر مدرن اودین را به عنوان خدای مطلق دین نورس می شناسند اما از نظر تاریخی احتمالا ماجرا کمی پیچیده تر بوده است.
خدایان مختلف به نظر اهمیت متفاوتی در بین جوامع متفاوت، مناطق و گروه های احتماعی داشته است. اودین یک ارتباط قوی با فرمانروایان، جنگجویان، شاعران، جادوگران و دانش الهی داشته است.

ثور به ظاهر از یک شیفتگی غیر معمول عامه لذت می برده است. نام او در مکان ها و نام های شخصی اسکاندیناوی حفظ شده است و منابع قرون وسطی معابد و روش پرستشی را توصیف می کنند که در آن ثور یک موقعیت مهم را به خود اختصاص داده است.
در عصر وایکینگ، طلسم های چکشی شکل به مقدار زیادی پخش شدند. این نشان می دهد که ثور در هویت فرهنگی روزانه افراد نقش مهمی داشته است. قدرت ثور فوری و قابل فهم بود چرا که طوفان قابل شنیدن و رعد قابل دیدن بود زمین ها نیاز به بارون داشتند و مسافران با خطر روبرو می شدند و جهان خارج از خانه یک محل غیر قابل پیش بینی حساب می آمد.
ثور این ترس ها را به تصویر مراقبی که چکشش بین جامعه انسانی و نیرو های خارج از آن قرار گرفته بود تبدیل کرد.
معرفی کتاب: ایلیاد و ادیسه نوشته هومر
ثور ورای کهن الگوی جنگجو
تقلیل دادن ثور به خدای خوشنت اهمیت تمدنی وی را از بین می برد. قدرت او تقریبا همیشه منطقیست و در حال مراقبت از چیزیست. یا آزگارد یا میدگارد، جوامع انسانی و مرز های مقدس.
اسطوره ثور مکررا به یک سوال برمیگردد که چگونه یک دنیای شکننده بقا پیدا می کند وقتی آشوب در بیرون مرز هایش همواره در انتظار است؟ جواب هیچوقت دائمی نیست غول ها برمیگردند و مار در زیر دریا قرار دارد راگناروک نزدیک می شود و خود ثور نیز می میرد با اینحال اساطیر این تقلی را بی معنی نمی دانند ثور قهرمان است به این علت که مراقبت موقتیست و جهان باید دوباره و دوباره مورد دفاع قرار بگیرد.
ثور بقا پیدا می کند چرا که اسطوره اش چیزی ورای قدرت ماوراالطبیعی نشان می دهد. او مقاومت علیه بی ثباتیست. او رعد انسان شده است یک نگهبان قدرتمند که با هیولا ها روبرو شده اما از میرایی نمی تواند فرار کند.
این تنش او را از ابرقهرمان شکست ناپذیر جدا می کند چرا که او را می تواند فریب داد و او شکست خورده و تحقیر می شود و در برابر نیرو های قدیمی زانو می زند اما از مواجهه با هرچیزی که دنیا را تهدید می کند دست نمی کشد.
عظمت او نه در قدرت نامحدود بلکه در علاقه به ایستادن در مرز بین نظم و آشوب قرار دارد حتی وقتی که می داند این مرز در نهایت فرو خواهد ریخت.
ثور خدای رعد در نهایت 9 قدم بر می دارد اما تا آن لحظه ثور نگهبان جهانیست که هیچوقت وعده دائمی بوده نداده است.
