آپولون، خدای تابان موسیقی، پیشگویی و عشق تراژیک

آپولون خدای موسیقی پیشگویی نور و عشق تراژیک در اساطیر یونان

در ادامه بررسی اسطوره های یونانی در این نوشته به آپولون میپردازیم. در بین خدایان یونان باستان، کمتر کسی درخشش آپولون را دارد. او در کنار چنگ ایستاده است تاجی از برگ های غار بر سر دارد برای همیشه جوان است و زیبایی اش تقریبا غیر قابل تحمل است.

او خدای موسیقی، پیشگویی، شعر، درمان، تنزه، کمان و نظم ذهن است. در رسوم یونانی و رمی او به خورشید و نور مرئی نیز مرتبط است.

با اینحال آپولون یک خدای مهربان نظم نیست تیر کمان او با خود طاعون حمل می کند عشق های او به جنگ، تغییر، دیوانگی و مرگ ختم می شود. موسیقی او نظم را به دنیا می آورد اما غرورش می تواند رقابت هنری را به مجازات وحشتناک تبدیل کند. او آینده را پیشگویی می کند اما همیشه نمی تواند جلوی وقوع آینده را بگیرد.

آپولون یکی از شگفت انگیزترین تناقضات اسطوره شناسی یونانیست خدایی که به دنیا روشنایی می بخشد در حالی که با تراژدی محاصره شده است.

داستان او نه با پیروزی بلکه در تبعید شروع می شود.

متولد شده در جزیره بدون مکان

آپولون پسر زئوس و شاهزاده تایتان به اسم لتو ست که حاملگی او باعث خشم هرا شد. هرا که درگیر حسادت شده باشد تمام زمین های زیر خورشید را از دادن مکانی به لتو برای زایمان منع کرد.

لتو دنیای باستان را برای زایمان زیر و رو کرد و هیچ ساحلی به او اجازه زایمان ندارد در آخر او به دلوس جزیه معلقی که چندان به زمین متصل نیست رسید. بخاطر اینکه دلوس نه به خشکی نه به دریا تعلق داشت می توانست دستور هرا را اجرا نکند.

تولد آپولون و آرتمیس در جزیره دلوس و فرار لتو از خشم هرا
دلوس به دلیل جایگاه میان خشکی و دریا توانست پناهگاه لتو شود و بعدها به یکی از مهم‌ترین مراکز آیینی جهان یونانی تبدیل شد.

لتو ابتدا خواهر دو قلوی آپولون و خدای شکار یعنی آرتمیس را بدنیا اورد. بعد از یک زایمان طولانی و دردناک آپولو در زیر درخت پالم بدنیا آمد. بنا بر اسطوره نور الهی تمام جزیره را در لحظه تولد او فرا گرفت.

الگوی سرنوشت آپولون از همان آغاز آشکار بود. او از دل آزار و تعقیب زاده شد اما در شکوه و درخشندگی سر برآورد. قرار بود خدای نظم و هماهنگی شود با اینحال نخستین خانه اش جزیره ای سرگردان و بی ریشه بود.

دلوس که یک زمانی یک جای مبهم و ناخواسته بود تبدیل به یکی از مقدس ترین مکان های دنیای یونانی شد.

برای آشنایی بیشتر با اساطیر حتما به نوشته اسطوره چیست؟ مراجعه کنید.

مار زیر دلفی

آپولون با سرعت ماورالطبیعی رشد کرد در حالی که هنوز جوان بود او بدنبال جایگاهی مقدس جست و جو کرد مکانی که از آنجا صدایش بتواند سرنوشت خدایان و آدمیان را شکل دهد.

نبرد آپولون با اژدهای پیتون و پیدایش معبد و پیشگویی دلفی
کشتن پیتون تنها شکست یک هیولا نبود؛ این نبرد گذار از نیروهای کهن زمین به نظم، تطهیر و پیشگویی آپولونی را بازتاب می‌دهد.

او به دلفی سفر کرد در آنجا در زیر دامنه کوه پارناسوس مار پایتون بزرگی زندگی می کرد که به قدرت های باستانی زمین متصل بود و در بعضی از نوشته ها، پایتون به دنبال لتو در زمان حاملگیش نیز بوده است.

آپولو با این مار مواجه شد و با تیر های نقره ای خود او را کشت. پیروزی او بیشتر از شکست یک هیولا بود،  پایتون نماینده جهان تاریکی غریزه و قدرت متصل به زمین بود. آپولون با کشتن پایتون نظم جدیدی مبنی بر تطهیر، تفسیر، تناسب و پیشگویی را با خود آورد.

با اینحال خود خدا نیز نمیتوانست بدون عواقب موجودی را بکشد. آپولون خون مقدس را ریخته بود در نتیجه باید تطهیر می شد او می توانست به عنوان نگهبان قانون الهی انتخاب شود فقط بعد از اینکه خود را به قانون تسلیم کند.

در دلفی، آپولون نامدارترین پیشگویی جهان یونان باستان را بنیان گذاشت. او از طریق پیتیا، کاهنه ای که به حالتی از الهام و خلسه فرو می رفت با مردم سخن می گفت و به کسانی که برای طلب راهنمایی نزد او می امدند پاسخ هایی رازآلود می داد.

پادشاهان، جنگجویان، بازرگانان، جهان گردان و خانواده های معمولی از او درباره جنگ، ازدواج، بیماری، سفر، تصمیمات سیاسی و سرنوشت می پرسیدن اما جواب های آپولون به ندرت ساده بود بلکه همواره چندین معنی داشت از این رو آن هایی که بدون تفکر جواب های آپولون را تفسیر کردن با چیزی جز فاجعه روبرو نشدند. آپولو حقیقت را می گفت اما هیچوقت وعده آسودگی نداد.

معرفی کتاب: ابله نوشته داستایفسکی

چنگ و کشف هارمونی

شخصیت آپولون فقط بر پایه تیر و کمان ساخته نشده است نماد اصلی او چنگ است ابزاری که او از طریق مبارزه با برادر ناتنی خود هرمس بدست آورد.

مدت کوتاهی بعد از تولدش ، هرمس گاو آپولون رو دزدید و سعی کرد مدارک را پنهان کرده و سپس سعی کرد با کشیدن رشته ها روی لاک لاک پشت ، یک وسیله موسیقی بسازد.

هدیه چنگ هرمس به آپولون و تبدیل خشم به موسیقی و هماهنگی الهی
چنگ در اسطوره آپولون نماد تناسب، آموزش و تبدیل آشوب به ساختار است؛ موسیقی در فرهنگ یونانی بخشی از اخلاق، ریاضیات و تربیت ذهن به شمار می‌رفت.

وقتی آپولون متوجه دزدی شد او خواستار عدالت شد هرمس شروع به نواختن چنگ شد و صدای آن اپولون را سحر کرد طوری که خشم او از بین رفت. آپولون این وسیله را به جای گاو های دزدیده شده قبول کرد.

این ماجرا انتقام را با هنر عوض کرد. تنازع به مذاکره، سو ظن به تحسین و نظم به موسیقی تبدیل شد.

چنگ آپولون، نماد قدرت تناسب و هماهنگی بود، توانایی تبدیل نویز به هارمونی و آشوب به فرم با معنی. برای یونانی ها، موزیک فقط سرگرمی نبود بلکه به معنای آموزش، ریاضیات، آیین، حافظه، شعر و نظم اخلاقی بود.

آپولون معمولا با نه الهه همراه است و این باور را که زیبایی روح را تعلیم می دهد نمایندگی می کند.

اما بینش او از تعادل و تناسب یک بخش خطرناک نیز دارد. هرکسی که توانایی هنری اش را به چالش بکشد متوجه می شود که کمال ممکنه بی ترحم باشه.

پیشنهاد مطالعه: پرومته تایتانی که آتش را دزدید

مارسیاس و خشونت پنهان زیبایی

مارسیاس ساتیری بود که بخاطر مهارتش در نواختن فلوت دوقلو (آئولوس) شرهت داشت. او که به استعداد خود می بالید جسارت کرد و آپولون را به یک مسابقه موسیقی به چالش کشید.

مسابقه موسیقی آپولون و مارسیاس و خشونت پنهان در زیبایی اساطیر یونان
رقابت آپولون و مارسیاس تقابل میان نظم عقلانی و موسیقی غریزی را مجسم می‌کند؛ پیروزی هنری در این روایت به ابزاری برای تثبیت قدرت الهی تبدیل می‌شود.

این مسابقه دو جهان مختلف را روبروی هم قرار داد مارسیاس نماد نفس، غریزه، احساسات خشن و موزیک خلسه اور بود و آپولون نماینده رشته های اندازه گیری شده، کنترل عاقلانه، تعادل و تعادل فرمال بود.

آپولون مسابقه را برنده شد در برخی از کتب ذکر شده است که آپولون بعد از مسابقه پوست مارسیاس را زنده زنده کند.

سبعیت این داستان، خشونت مخفی در کمال گرایی آپولون را آشکار می کند. او نه فقط بیانگر مهارت هنری بود بلکه تصمیم میگرفت هنر باید چگونه باشد. مارسیاس بخاطر اینکه سلسله مراتبی را که نظم کیهانی را بر الهام های غیر کنترل شده به چالش کشیده بود از بین رفت.

در اسطوره شناسی یونانی همانطور که قبلا گفتیم زیبایی هیچوقت معصوم نیست. وقار آپولون وقتی که برتری اش مورد سوال قرار می گیرد تبدیل به موجود مخوفی می شود و همان دستانی که موسیقی زیبا را خلق کردند می تواند وحشی ترین مجازات ها را اعمال کند.

از نگاه متفکران: 7 جمله از ساموئل بکت درباره وجود

دافنه و درخت غار عشق جواب داده نشده

داستان های عاشقانه آپولون، محدودیت های قدرت الهی را معلوم می کند. معروف ترین آن وقتیست که او اروس خدای میل را بخاطر حمل کردن یک کمان مسخره می کند.

تبدیل دافنه به درخت برگ بو هنگام فرار از عشق آپولون
تاج برگ بو در فرهنگ یونانی هم نشانه افتخار آپولون و هم یادگار عشقی است که قدرت، زیبایی و مقام الهی نتوانست آن را به دست آورد.

اروس که مورد توهین قرار گرفته است با تیر طلایی که اشتیاق غیر قابل کنترل ایجاد می کند به آپولو حمله می کند، دافنه پری جنگلی که زندگی آزاد و طبیعت وحشی را دوست می داشت با تیر سربی اروس هدف قرار می گیرد که احساس بیزاری و نفرت از عشق را در او پدید می آورد.

آپولون خیلی زود عاشق می شود و در جنگل به دنبال دافنه می افتد. او صدایش می کند و هویت ماورایی خود را توصیف می کند. نه دانش، نه زیبایی و نه قدرتش برای دافنه اهمیت ندارند و وی به او توجه نشان نمی دهد.

با نزدیک شدن آپولون او از رودخانه ای که پدرخوانده اش است می خواهد که وی را نجات دهد. پاهایش در زمین ریشه می کنند تنه درخت دور او را می گیرد و دست هایش تبدیل به شاخه درخت می شود  در حالی که موهایش تبدیل به برگ های سبز درخت می شوند.

دافنه به درخت غار تبدیل می شود. آپولون می تواند هیولاها را کشته، موسیقی را کنترل و آینده را معلوم کند اما نمی تواند موجود دیگری را عاشق خودش کند. او که غمگین است درخت را بغل کرده و آن را مقدس اعلام می کند. برگ های آن تبدیل به تاج شاعران، پیشگویان، ورزشکاران و پادشاهان پیروز می شود.

پس آن درخت دو معنی دارد هم نشان دهنده شکوه آپولون است و البته نماد دائمی رد شدن عشقش. هر تاجی که او می پوشد زنی را به یاد او می آورد که برای فرار کردن از دست او شکل انسانی خود را از دست داد.

پیشنهاد مطالعه: ورود صدا به سینما، تولد فیلم های ناطق

کاساندرا و زندان اگاهی

یک داستان تراژیک دیگری آپولون را با کاساندرا شاهزاده تروی مرتبط می کند. آپولون عاشق او شد و به وی وعده قدرت پیشگویی دارد کاساندرا این هدیه الهی را پذیرفت اما از عشق ورزیدن امتناع ورزید.

کاساندرا شاهزاده تروا با نفرین آپولون و پیشگویی سقوط شهر
سرنوشت کاساندرا یکی از تلخ‌ترین اشکال دانایی در اسطوره است؛ او حقیقت را می‌بیند، اما امکان انتقال آن به جامعه را از دست داده است.

آپولون نمی توانست وعده خدادای با پس بگیرد از این رو ان را تبدیل به یک طلسم کرد طلسمی که در آن کاساندرا همیشه حقیقت را می گوید اما هیچکس هیچوقت او را باور نخواهد کرد.

کاساندرا نابودی تروی را پیش بینی کرد و متوجه شد که اسب چوبی که سربازان یونانی را مخفی کرده است تروا را از بین خواهد برد. او متوجه خشونتی که به سمت خانواده و شهرش میامد شد اما تمام این هشدار ها برا به چای دیوانگی گرفتند.

از طریق کاساندرا، پیشگویی تبدیل به شکلی از شکنجه شد دانش بدون قدرت متقاعد کردن دیگران، آزادی نیست بلکه تنهاییست. او می توانست به وضوح آینده را ببیند اما در مقابلش کاری نمیتوانست بکند.

قصه او همچنین نشان دهنده تاریکی غرور زخمی آپولون است. مکاشفه بهشتی که در ابتدا به صورت هدیه به وی هدیه داده شده بود  بعد از رد کردن عشق آپولون تبدیل به زندانی برای کاساندرا شد.

پیشنهاد فیلم: توهم بزرگ اثر ژان رنوار

هیاکینتوس و گل سوگواری

عشق آپولون برای جوان زیبای اسپارتانی به اسم هیاکینتوس متعلق به بخش ملایم تر و سوگوارانه تر اسطوره شناسی آپولون است.

هنگامی که هیاکینتوس و آپولون در حال تمرین پرتاب دیسک بودند دیسک به جوان برخورد کرد و او را کشت. برخی روایت ها این مرگ را حادثه ای غم انگیز می داندد اما در روایت های دیگر، زفیروس خدای باد غرب که از روی حسادت عمل می کرد دیسک را از مسیر خود منحرف و باعث این فاجعه شد.

مرگ هیاکینتوس و اندوه آپولون در اسطوره پیدایش گل سنبل
آفرینش گل از خون هیاکینتوس یادآور یکی از مضمون‌های اصلی اسطوره یونانی است: ناتوانی خدایان در جلوگیری از مرگ و تبدیل سوگ به حافظه.

آپولون که خدای شفابخشی بود نتوانست هیاکینتوس را نجات دهد و از خون این حوان، او گلی را آفرید که زیبایی و خاطره اش در این جهان باقی بماند.

در اینجا آپولون به مانند انسان عمل می کند قدرت درمان او محدودیت دارد زیبایی بهشتی او نمی تواند جلوی از دست دادن را بگیرد و نامیرایش نمی تواند از مرگ عزیزانش جلوگیری کند. از این رو تنها پیروزی آپولون فقط یادگاریست.

درمانگری که تیرهایش طاعون آوردند

تیر های آپولون دو قدرت مخالف را حمل می کرد می توانستند مرگ ناگهانی و بیماری بیاورند اما آپولون خدای درمان، تزکیه و مراقبت دربرابر بیماری بود.

پسر او آسکلیپیوس تبدیل به بزرگترین پزشک اساطیر یونانی شد. او اسرار پزشکی را طوری اید گرفت که در بعضی از روایت ها او توانسته بود مردگان را به زندگی بازگرداند.

آپولون و اسکلپیوس میان درمان بیماری طاعون و ممنوعیت بازگرداندن مردگان
اسکلپیوس پزشکی را تا مرز احیای مردگان پیش برد، اما اسطوره یونانی جاودانگی را حدی می‌دانست که حتی دانش و درمان الهی اجازه عبور از آن را ندارند.

این توانایی مرز های کیهانی را رد کرد اگر میرایان می توانستند آزادانه از مرگ بازگردند نظمی که انسان را از خدا جدا می کرد دچار فروپاشی میشد در نتیجه زئوس آسکلپیوس را با یک رعد کشت.

آپولون که از مرگ فرزندش خشمگین شده بود سیکلوپ هایی که اسلحه زئوس را ساخته بودند را به هلاکت رساند و برای این عمل او به عنوان مجازات مجبور به خدمت در دربار یک پادشاه میرا شد.

یک بار دیگر آپولون با یک محدودیت روبرو شده بود شفا شاید مقدس بوده باشد اما نامیرایی ممنوع بود. دانش میتونه مرگ رو به نزاع فرا بخوانه اما حتی دانش الهی نیز نمی تواند از قوانین جهان تخطی کنه.

از نگاه متفکران: جملات آلبر کامو درباره پوچی

خدای روشنایی تناقضات

آپولون نماینده رویای یونانی وضوح و شفافیت است. ذهن نظم یافته، بدن متناسب و آماده، تعادل هنر و کار، روح تزکیه شده و پیش گویی های با معنی. معبد وی در دلفی با شعار های مشهوری مثل خودتو بشناس و همه چیز به اندازه شناخته می شود.

با اینحال آپولون بار ها خود ناقض تعادلیست که نمایندگی می کند. او حسود، انتقام گیر، مشتاق، مغرور و آسیب پذیر نسبت به سوگواریست. او درمان می کند و آلوده، متمدن می کند و از بین میبرد، آینده رو هویدا می کند در حالی که شانسی به میرایان برای فرار از آن نمی دهند.

اسطوره آپولون هشدار می دهد که منطق بدون شفقت می تواند تبدیل به سبعیت شود. زیبایی می تواند حکمرانی را بگوشاند و دانش به تنهایی شادی ایجاد نمی کند.

آپولون  درخشان است نه بخاطر ساده بودن، بلکه بخاطر اینکه نورش تناقضات را آشکار می کند. پشت موی طلایی، کمان نقره ای، موسیفی و تاج درخت غار خدایی ایستاده است که مکررا با چیزهایی مواجه می شود که حتی خدایان نیز نمی توانند به آن فرمان برانند ، چیزهایی مثل رضایت، مرگ، سرنوشت و عشق.

بخاطر همین است که داستان آپولون باقی می ماند او امید زیبا و خطرناکیست که می توان آشوب را به معنی تبدیل کرد و یاداور تراژیکیست که به ما می گوید معنا هیچوقت درد را از بین نمی برد.

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا