در بین تمام شخصیت های اسطوره شناسی یونانی، پرومته یا پرومتئوس به عنوان یکی از قوی ترین نماد های تمدن انسانی شناخته می شود. در این نوشته در ادامه نوشته های مربوط به اسطوره شناسی و اساطیر یونانی میخوام توضیحاتی درباره این تایتان به شما بدهم.
آتشی که اسطوره را تغییر داد
پرومته فقط یک شورشی، فریب کار یا تایتان مجازات شده نیست بلکه نماد اسطوره ای هوش است که در مقابل اقتدار خدایان ایستاده است. هزینه دانشی که از بهشت دزدیده و گسترش داده شده با رنج گرداخت میشه داستان پرومته یکی از قدیمی ترین و تاثیرگذارترین اسطوره ها درباره عطش انسان برای قدرت، تکنولوژی، هنر، علم و آزادیست.

در ساده ترین شکل، پرومته آتش را از خدایان دزدید و به انسان ها هدیه داد اما اسطوره پرومته معنای عمیق تری نیز دارد. آتش فقط یک شعله نیست بلکه یک زبان است، صنعت است، متالوژیست و آشپزی، داروسازیست و معماری، نویسندگی و حافظه و البته تخیل. آتش شروع تمدن است دادن آتش به انسان به معنای این است که انسان می تواند به جای بقا در طبیعت آن را در تغییر دهد.
بخاطر همین است که پرومتئوس در دنیای امروز نیز بسیار مرتبط است. هر عصری یک ورژن خاص خود از آتش را داشته باشت برای یونانی های باستان، شعله واقعی و صنعتگری بوده است برای عصر صنعتی به معنای ماشین صنعتی بوده است و برای عصر هسته ای، انرژی اتمیست. شاید برای زمان ما هوش مصنوعی، مهندسی ژنتیک، سفر فضایی، آتش ما باشد.
پرومته اسطوره پیشرفت است قبل از اینکه خود پیشرفت اسمی داشته باشد.
پرومته در اسطوره شناسی یونانی
پرومته یک تایتان بود که جز نسل قدیمی خدایان بودن قبل از اینکه المپیان ها به طور کامل کنترل کیهان را بدست بگیرند. در نوشته اساطیر یونانی به طور کامل درباره این دوره توضیح داده ام. اسم او معمولا به “پیش اندیشی” ترجمه شده است که به ما چیز های بنیادی زیادی درباره وی می گوید. بر خلاف برادرش اپیمتئوس که اسمش به معنای “پس اندیشی” ست پرومتئوس به جلوتر از خود فکر می کند. وی محاسبه می کند، پیش بینی می کند، نقشه می ریزد و قبل از اینکه دیگران بفهمن متوجه عواقب می شود.
در خیلی از نوشته ها، پرومتئوس پسر یاپتوس و کلیمن یا آزیاست. یکی از برادرانش اطلس محکوم به نگه داشتن آسمان است منوئیتوس برادر دیگرش بخاطر خشونت مجازات شده است و اپیمتئوس که نداشتن پیش اندیشی نقش مهمی در داستان پاندورا ایفا می کند.
این خانواده تایتان ها را با مجازات، مسئولیت و دانش تراژیک در داستان های اساطیری میشناسند. آن ها در مرز بین شورش کیهانی و تاریخ انسان ایستاده اند.
پرومتئوس را به معمولا به عنوان دوست انسان می شناسند. در بعضی نوشته ها او کسیست که انسان را از خاک رس شکل داد همانطور که یک مجسمه ساز یک مجسمه می سازد. در بعضی دیگر از نوشته ها، انسان ها از قبل وجود داشتند اما ضعیف، آشفته و بیچاره بودند. آن ها از هدایایی که حیوانات داشتند بی بهره بودند انسان ها چنگال های تیز، پشم، بال، سرعت و حفاظ طبیعی نداشتند. پرومته به این موجودات شکننده نگاه کرد و تصمیمی گرفت چیزی بزرگتر از قوای بیولوژیکشان به آن ها اهدا کند. انسان ها نیاز داشتند که هوشمندی را عملی کنند بخاطر همین به آتش نیاز داشتند.
مطالعه بیشتر: اسطوره چیست؟
نیرنگ مِکونه، وقتی پرومتئوس، زئوس را فریب داد
قبل از دزدی معروف آتش، پرومتئوس با زئوس به علت عمل کلاهبرداری وارد خصامت می شود. در مِکونه که یک شهر باستانی یونانی بود خدایان و انسان ها تصمیم می گرفتند که قربانیان باید چجوری تقسیم بشوند. پرومته یک گاو نر را به دو قسمت تقسیم کرد یک قسمت شامل گوشت خوب زیر یک پوشش نه چندان جذاب بود و دیگری شامل استخوان هایی زیر چربی درخشان بود که به نظر وسوسه کننده تر میومد.

زئوس استخوان و چربی را انتخاب کرد. در ادبیات اسطوره ای، این توضیح میده که چرا یونانی استخوان ها و چربی ها را برای خدایان میسوزندن در حالی که گوشت را برای مهمانی های انسانی مصرف می کردند. اما از نظر روانشناسی این صحنه چیزی عمیق تر را هویدا می کند پرومتئوس متوجه اهمیت ظاهر می شود او می فهمد که قدرت را می توان با استفاده از نماد ها، سطح ها و هوس دستکاری کرد. او زئوس را نه با قدرت بلکه از طریق کلک شکست می دهد.
البته زئوس نیز به راحتی شکست را قبول نمی کند او متوجه کلک می شود و به مانند حاکمی که قدرت وی زیر سوال رفته جواب می دهد. انتقام وی وحشتناک است او آتش را از انسان می گیرد. بدون آتش انسان ها دوباره به بدبختی می افتند. آن ها دیگر نمی توانند توانایی ذوب را از دست می دهند و با توانایی گرم کردن ، روشن کردن شب و ساخت تمدن خداحافظی میکنند. این لحظه ایست که پرومته تصمیم نهایی و اساسی خود را می گیرد.
پیشنهاد مطالعه: ادراک از نگاه داستایوفسکی
دزدی آتش، جرمی که تبدیل به تمدن می شود
پرومتئوس آتش را از بهشت می دزدد و آن را به انسان تحویل می دهد. وی آتش را درون ساقه گیاه رازیانه پنهان کرد شعله ای الهی که در دل گیاهی معمولی قاچاق شده است. بزرگترین هدیه ای که جهان را دگرگون کرد نه با غرش رعد، بلکه در سکوت و پنهانی به دست انسان رسید.
از منظر زئوس این دزدی بود برای انسان ها رستگاری، و برای اسطوره شناسی تمدن تمدن بود.
آتش دوباره به انسان ها توانایی پخت غذا، ساختن ابزار، شکل دادن به فلزات، ساخت سفالیجات و اجتماع، و بیدار ماندن در شب را داد انسان ها دوباره در کنار شعله آتش شروع به قصه گویی کردند و با آتش خود را از تاریکی حفظ کردند. هدیه آتش هدیه تغییر است. طبیعت چیزی برای ترسیدن نیست بلکه چیزیست که میشه آن را تغییر داد و به جای بهتری تبدیل کرد.

بخاطر همین پرومتئوس معمولا با تکنولوژیف، علم و هنر گره خورده است. او به انسان ها نه یک جسم بلکه رابطه جدید با جهان داد انسان ها تبدیل به سازندگان شدند آن ها موجوداتی شدند که میتوانستند یک شکل را تصور و آن را بر ماده تحمیل کنند.
اما هر هدیه پرومته ای با خود خطر همراه داد. همان آتشی که می پزد می تواند بسوزاند همان ابزاری که میسازد می تواند بکشد و همان هوشمندی که شفا می بخشد می توان ابزار جدید تخریب ایجاد کند. اسطوره به ما نمی گوید که پیشرفت شیطان است بلکه می گوید پیشرفت هیچوقت بدون هزینه و البته بدون عوارض نیست
پیشنهاد کتاب: دنیای قشنگ نو اثر آلدوس هاکسلی
مجازات پرومته، بهای سرپیچی از بهشت
زئوس پرومته را با یکی از فراموش نشدنی ترین شکنجه های تاریخ اساطیر مجازات می کند. پرومته به یک سنگ یا کوه زنجیر شده و هرروز یک عقاب کبدش را خورده و به علت نامیرا بودن هر شب آن کبد دوباره رشد می کند. این مجازات به میزان بی انتهایی تکرار می شود.
مجازات پرومته فقط درد فیزیکی نیست بلکه نمادین است. کبد، در تفکر باستانی تداعی گر زندگی، اشتها و احساسات عمیق بوده است. پرومتئوس در مکان زندگی مورد مجازات گرفته است و رنج او همیشه تجدید می شود چرا که عواقب دانایی خود را بازتولید میکنند. هر نسلی دوباره آتش خود را میگیرد و هر نسلی بهای آن را خواهد پرداخت.

یک تراژدی عمیق در این داستان خوابیده است پرومته بهای کمک کردن به دیگران را می پردازد او برای حرص، شهوت و غرور مجازات نمی شود. او بخاطر اینکه قدرتی را که زئوس قصد کنترلش داشت به انسان داد مورد مجازات قرار می گیرد در این راه اسطوره تبدیل به داستانی درباره اقتدار و آزادی می شود. چه کسی حق معرفت و دانش را دارد؟ ایا باید قدرت با خدایان، پادشاهان، کشیشان، دولت ها، شرکت ها یا تولید کنندگان بماند؟ و چه اتفاقی میفتد وقتی دانش ممنوعه از دست نگهبانانش خارج شود؟
پرومته زنجیر شده است چرا که مرز بین مزیت الهی و امکانات انسانی را رد کرده است.
معرفی کتاب: برلین الکساندرپلاتس
پاندورا و ضد-هدیه زئوس
اسطوره پرومته به طور نزدیکی با پاندورا پیوند دارد. در داستان هزیود، بعد از اینکه پرومته آتش را به انسان می دهد زئوس پاندورا را به عنوان مصیبت به زمین میفرستد. پاندورا یک زن زیبا و البته خطرناک است و ظرف معروفش رنج و بیماری و مصیبت را در جهان فرو می آورد در حالی که امید را در خود نگه میدارد.
این بخش کتاب در طول زمان مورد به دلیل نگاه سخت به زنان مورد مناظره و بحث قرار گرفته است اما از منظرن مادین پاندورا نماینده ماهیت دوگانه هدیه است. آتش به انسان قدرت می دهد اما قدرت در های درد را باز می کند. تمدن با خود گرما و صنعت و زیبایی به وجود میاورد اما همزمان کار پر مشقت، نزاع، نابرابری و نوع جدیدی از رنج را همراه خود ارزانی می دارد.
پرومته به انسان ابزار اعتلا را می بخشد اما پاندورا معلوم می کند که این اعتلا هزینه زیادی دارد.
با همدیگر پرومته و گاندورا یک سیستم اسطوره ای تشکیل می دهند دانش و عقوبت، اختراع و اضطراب، امید و رنج. زندگی انسان هیچوقت کامل برکت یافته و هیچوقت کاملا نفرین شده نیست بلکه در هر دوره زمانی طیفی از مصیبت و خوشبختیست.
پرومئوس در بند، یاغی به عنوان قهرمان تراژیک
مشهورترین برداشت نمایشی از این اسطوره، پرومتئوس در بند است که به آیسخولوس نسبت داده شده است. در این نمایشنامه پرومتئوس چیزی بیش از یک حقه باز است او یک قهرمان رنج دیده و یک یاغی باهوش است که از تسلیم شدن به زئوس امتناع می کند.
در این نوشته، پرومتئوس فقط آورنده آتش نیست بلکه به انسان اعداد، حروف، دارو، پیش بینی، مسیریابی، رام کردن حیوانات، معدن و هنر های زیبا را آموزش می دهد. او بنیان گذار خود تمدن است شورش وی تبدیل به پایه دانش شده است.

ابهام اخلاقی عنصریست که پرومته در بند را اینقدر قوی کرده است. زئوس نماینده نظم، قانون و اقتدار کیهانیست اما در عین حال رفتار طاغوتی دارد. پرومتئوس نماینده شفقت و مقاومت است اما در عین حال مغرور، یک دنده و خطرناک است. این نمایشنامه نزاع بین این دو را به خوب در مقابل شیطان تقلیل نمی دهد بلکه جهانی را نشان می دهد که عدالت و قدرت لزوما یک چیز نیستند.
پرومتئوس رازی را درباره آینده زئوس می داند پیشگویی ای که میتواند پادشاه خدایان را تهدید کند اما از گفتن آن سرباز می زند. حتی وقتی در زنجیر است او صاحب چیزیست که زئوس نمی تواند از وی بگیرد و آن چیزی نیست جز دانش. ذهن او در اسارت نیز آزاد می ماند. این نمایشنامه یک تصویر از واقعی از پرومته است جسم زنجیر شده و فکر آزاد.
نمادگرایی آتش، دانش، هنر و شورش
غنای اسطوره پرومتئوس از عظمت نمادگرایی مرکزیش است. آتش در ان واحد چندین معنای مختلف می دهد.
آتش به معنای علم است چرا که تاریکی را روشن می کند و به انسان ها اجازه می دهد چیزهای پنهان را ببیند. آتش تکنولوژیست چرا که ماده را تغییر داده و غذای خام را می پزد، سنگ آهن را به آهن و رس را به سفال تبدیل می کند. آتش، نماد هنر زیر دارد چرا که افراد را حول دایره های قصه گویی، آیین و تخیل جمع می کند. آتش معنای شورش نیز دارد چرا که به مختارانه توسط خدایان به انسان داده نشده بلکه ازشان دزدیده شده است.

به همین دلیله که پرومته نماد فیلسوفان، شاعران، دانشمندان، انقلابی ها و هنرمندان می شود. او نماینده شرافت خطرناک عبور از محدودیت هاست. بدون پرومته انسان ها ساده و کوچک میماندن با پرومته انسان ها خلاق شدن اما در عین حال نسبت به ساخته های خود آسیب پذیر.
هر اختراع بزرگ انسانی یک نماد پرومته ای دارد. دستگاه چاپ، الکتریسیته، سینما، فیزیک هسته ای، بیوتکنولوژی و هوش مصنوعی همشان یک ساختار را تکرار می کندد یک آتش واضح می شود تمدن تغییر می کند و این سوال را به وجود می آورد که آیا انسان ها آنقدر عاقل هستند که چیزی که رها کردند را کنترل کنند.
پرومته و شرایط انسان مدرن
پرومته حس مدرن دارد چرا که زندگی مدرن بر پایه آتش دزدیده شده ساخته شده است. ما درون تکنولوژی هایی که نسل های گذشته مان فرازمینی حساب میکردند مثل تصاویر متحرک، نور مصنوعی، هواپیما، ماهواره، ابزار ژنتیک، شبکه های دیجیتال، هوش مصنوعی زندگی می کنیم.
ما بین قاره ای صحبت میکنیم اطلاعات را خارج از بدن نگهداری و مناظر را تغییر می دیم در حالی که توانسته ایم نگاهی به اعماق کیهان بیندازیم.
با اینحال مجازات قدیمی باقی مانده است. هرچقدر انسان قدرت بیشتری کسب کند مسئولیت بیشتری با خود حمل می کند. تغییرات آب و هوا، سلاح هسته ای، نظارت، کنترل الگوریتمی و هوش مصنوعی همه ان ها وجهه تاریک پیشرفت پرومته ای را نشان می دهند. این اسطوره هشدار می دهد که دانش بدون خرد تبدیل به شکنجه می شود.
پرومته قهرمان پیشرفت نیست بلکه ارباب مقدرس انسان ناتمام است انسان هوشمند، با شفقت، مغرور، زخم خورده و البته ناتوان از بازگشت به معصومیت.
مطالعه بیشتر: پوچی از نگاه کامو
فیلم هایی که بر اساس شخصیت پرومته نوشته شده اند
سینما به طور متعدد به شخصیت پرومته برگشته است چرا که خود فیلم یک هنر پرومتئوسیست. این هنر نور را دریافت، سایه ها را متحرک و زندمی مصنوعی را روی پرده نقری ای میسازد و با اینکار رویاهای انسان را به فرم تصویری تبدیل می کند. خیلی از شخصیت های سینمایی اقتباس مستقیم از پرومتئوس نیستند اما همان الگوی اسطوره ای را حمل می کنند آن ها دانش ممنوعه را می دزدن زندگی را به وجود میاورن با خدایان ستیز میکنند و بخاطر چیزی که بدنیا داده اند رنج می کشند.

ویکتور فرانکنشتاین
ویکتور فرانکشنتاین، واضح ترین شخصیت پرومتئه ای در داستان گویی مدرن است. رمان ماری شلی به طور مشهوری با اسم پرومته مدرن نیز شناخته می شود و تقریبا همه فیلم های مهم فرانکنشتاین این ساختار اسطوره ای را ارث برده است. ویکتور راز زندگی را می دزد و تبدیل به انسان می شود.
اما فرانکنشتاین اسطوره پرومتئوس را معکوس می کند پرومتئوس انسان را دوست دارد و بخاطر هدیه اش مورد مجازات قرار می گیرد. ویکتور زندگی را به وجود می آورد و سپس آن را رها می کند. تراژدی وی فقط جاه طلبی نیست بلکه مسئولیت است او شکوه /افرینش را بدون مسئولیت رسیدگی میخواهد.
در سینما از فرانکنشتاین سال 1931 تا اقتباس های جدید، آزمایشگاه جایگاه الیمپوس را دارد الکتریسیته جایگزین آتش الهی و موجود تبدیل به عقوبت زنده دانش مرده است.
معرفی فیلم: توهم بزرگ اثر ژان رنوار
خالق، آتش بدون عشق
مخلوق فرانکنشتاین نیز پرومته وار است اما از سوی دیگر اسطوره. او موجودی آفریده شده است که آتش آگاهی را دریافت کرده بی آنکه جایگاهی در جهان به او داده شود. او می تواند بیندیشد احساس کند، میل بورزد و رنج بکشد با اینحال جامعه با او همچون هیولا رفتار می کند.
اگر ویکتور پرومته ای شکست خورده است مخلوق انسانیت پس از دریافت آن موهبت است، بیدار شده، زخمی، و افکنده شده به تنهایی اخلاقی. تراژدی او این پرسش را پیش می کشد که آیا دانش، اگر بدون تعلق و پذیرش همراه باشد واقعا موهبت است یا نه.
رابرت اوپنهایمر در اوپنهایمر نولان
اپنهایمرِ نولان یکی از قوی ترین چهره های پرومتئه ای دوران مدرن را ارائه کرده است دانشمندی که آتش اتمی را به جهان آورد. اپنهایمر، اتش را از الیمپوس ندزدید بلکه به آزاد کردن انرژی درون ماده کمک کرد.
الگوی پرومتئوسی واضح است. دانش ممنوع، قدرت تغییر دنیا، شکنجه اخلاقی و مجازات بعد از اختراع. بمب اتمی تبدیل به یک آتش وحشتناک می شود آتشی که ثابت می کند هوش بشری بدون خرد الهی به نیرویی خدامانند تبدیل شده است. رنج اپنهایمر، عقابی نیست که کبدش را بخورد بلکه حافظست، وجدان و احساس گناست و البته علم به اینکه اختراعش غیر قابل نابودیست.
پیتر ویلند و دیوید در فیلم پرومتئوس
فیلم پرومتئوس ریدلی اسکات به این اسطوره وجهه جدیدی می دهد. پیتر ویلند بخاطر اینکه میخواهد بر مرگ فائق بیاید بدنبال دیدن آفریدگار انسان می باشد. او با انسان بودن راضی نیست او از خدایان جواب و نامیرایی میخواید.
دیوید این اسطوره را پیشرفته تر می کند. او رباتیست که توسط انسان ها خلق شده است با اینحال بیش از حد برنامه ریزی شده کنجکاو، نامتصل و خطرناک می شود. در او، انسان ها تبدیل به زئوس و پرومتئوس می شوند.فیلم یک سوال مهم می پرسد آن هم اینکه اگر انسان ها زندگی مصنوعی را به شباهت به خود خلق کنند چه خواهد شد اگر آن موجودات روزی شروع به قضاوت درباره خالقانش کند.
الدون تایلر و روی بتی در بلید رانر
در فیلم بلید رانر الدون تایلر یک سازنده پرومتئوسیست که موجودات مصنوعی با شکل ، هوش و احساس انسان می سازد او زندگی می بخشد و آن را محدود می کند آفریده های وی قوی، زیبا و البته محکوم به نابودی هستند.
روی بتی موجود شبیه سازی شده که بدنبال زندگی بهتر است تبدیل به رنج دیده پرومته ای می شود. او آورنده آتش نیست بلکه خود آتش است زندگی مصنوعی ای که قبل از انقراض با شدت می سوزد. شورش وی علیه تایرل یک شورش مخلوق علیه خالق خود است. اسطوره در این فیلم بر عکس شده است انسان تبدیل به الیمپوس شده و خالقینش موجودات زنجیر شده ای هستند که سودای آزادی دارند.
ناتاین بیتمن و آوا در فیلم اکس ماکینا
ناتان بیتمن در اکس ماکینا یک پرومته مدرن دیگر است یک نابغه تکنولوژی که خوداگاهی مصنوعی را درست می کند اما بر خلاف تایتان ها، مخلوق ناتان با کنترل، اگو و استعمار شکل داده شده است. او به انسان آتش را اهدا نمی کند بلکه آن را در اتاق شیشه ای اسیر و مورد مطالعه قرار می دهد.
آوا به نگران کننده ترین وارونگی این اسطوره تبدیل می شود.او همان آتش ربوده ایست که از دست دزد خود می گریزد. هنگامی که آگاهی به وجود می آید دیگر نمی تواند صرفا یک آزمایش باقی بماند. این فیلم اسطوره پرومتئوس را به پرسشی درباره هوش مصنوعی تبدیل می کند وقتی ذهن هایی خلق میکنیم آیا در حال ساخت ابزار هستیم یا داوران آینده خود؟
تونی استارک در مرد آهنین
تونی استارک مخصوصا در فیلم های اولیه مرد آهنین نماینده گونه قهرمانانه شمایل پرومتئوسیست. او خود آتش را می سازد ، راکتور روی سینه، لباس و سلاحی که تبدیل به زره می شود به مانند پرومتئوس او به انسان امکانات جدید تکنولوژیک اهدا میکند و بر خلاف پرومته او باید یاد بگیرد که اختراع بدون اخلاقیات، هیولا خلق می کند.
مسیر شخصیتی وی پرومتئوسیست چرا که از شگفت انگیز بودن به مسئولیت پذیری می رسد مسئله این نیست که آیا او میتواند قدرت ایجاد کند سوال این است که آیا او از نظر اخلاقی لایق مخلوقاتش هست یا خیر.
پیشنهاد فیلم: پرتگاه اثر جیمز کامرون
چرا پرومته همچنان اهمیت دارد
اسطوره پرومته به دلیل اینکه با تضاد های مرکزی انسان سرو کار دارد زنده می ماند. ما موجودات ضعیفی هستیم که به مانند خدایان رویا میبینیم. ما موجودات میرایی هستیم که نتایج نامیرا خلق میکنیم. ما دانش را می خواهیم اما از اینکه دانش با ما چه میکند میترسیم. ما آن شورشی که آتش را می دزد تحسین میکنیم اما میدانیم که آن آتش میتواند خانه را بسوزاند.

پرومتئوس اسطوره همه هنرمندانیست که خلق میکنند و هر دانشمندی که در ممنوعه را باز میکند هر فیلمسازی که به سایه ها جان می بخشد، هر مخترعی که زندگی روزمره را تغییر می دهد و هر جامعه ای که قدرت را با خرد اشتباه می گیرد تحت تاثیر پرومته است.
داستان پرومتئوس به ما نمی گوید که پیشرفت را رد کنیم بلکه ما می گوید که زخم درون پیشرفت را متوجه بشیم. آتش ضروریست بدون آن تمدن، هنر، دانش، سینما و جهان مدرنی نیست اما آتش باید با مسئولیت حمل بشود.
پرومتئوس همچنان در بند است چرا که انسان هنوز باید یاد بگیرد چجور از شعله استفاده کند.
