آرس خدای جنگ، خونخواهی، ترس و وحشت زیر تمدن یونانی ها

آرس خدای جنگ در اساطیر یونان باستان، نماد خونریزی، خشم، خشونت میدان نبرد و نیروی تاریک جنگ

در اساطیر یونانی جنگ وجهه ای زیادی دارد و به عنوان استراتژی، نظم، فداکاری، دفاع، قهرمانی، دیوانگی، انتقام یا خونریزی ظاهر می شود. یونانیان باستان جنگ را به یک ایده تقلیل ندادند چرا که میدونستن جنگ هیچوقت یک مسئله ساده نیست. جنگ می تواند از شهر دفاع کرده و روح جنگجو را نیز از بین ببرد.

به همین علت اساطیر یونانی به جنگ دو وجهه الهی می دهند. آتنا که بخش هوشمندانه جنگ را نمایندگی می کند و با نقشه ریزی، صبر، عدالت و هوش تاکتیکی جنگ را جلو می برد و بر خلاف او آرس نماد میدان جنگیست که در آن منطق از هم پاشیده است. او به شکل فجیعانه و احساسی آن خدای جنگ است. خشم، خونریزی، ترس، شجاعت بدون محدودیت و خشونتی که نقطه شروع نامعلوم دارد جز ویژگی های آرس هستند.

آرس فرمانده نجیب سپاه باشکوه نبود. او همان فریادی بود که در دل نبرد می پیچد. او سپر برنزی شکافته شده بود نیزه ای که در گوش فرو می رفت و غباری که زیر سم اسب ها بر می خاست. وحشتی که در دل سینه سرباز می نشست و نیرویی مست کننده که مردان را به ویرانگران بدل می کرد.

در میان خدایان المپ، آرس همچنان یکی از جذاب ترین چهره هاست، زیرا یونانیان هرگز او را به طور کامل تحسین نمی کردند. از او می ترسیند به او نیاز داشتند مسخره اش می کردند و به خود هشدار می دادند که مبادا شبیه او شوند.

آرس در اسطوره های یونانی

همانطور که در بالا گفتم آرس خدای یونانی جنگ بخصوص بخش آشوبناک، خشن و فیزیکال نبرد است. او پسر زئوس پادشاه خدایان  و هرا ملکه الیمپوس است. به عنوان یک المپین او به بالاترین خانواده الهی تعلق دارد با اینحال او هیچوقت همان احترام اخلاقی آتنا، آپولون یا هرمس ار نبرده است.

در اسطوره ها، آرس را معمولا یک جنگجوی قوی که زره برنزی پوشیده و نیزه، سپر و کلاه خود با خود حمل می کنند تصویر می کنند اما هویت اصلی او فقط تصویری نیست. آرس فقط یک سرباز بین خدایان نیست او روح میدان نبرد است وقتی جنگ کنترل خود را از دست می دهد. حضور او به معنای نویز، خون، خشم و درگیریست.

یونانی ها آرس را تداعی گر وجهه خشن جنگ به جای وجهه با شکوه آن می دانستند. در بالا اشاره کردم آتنا بیشتر در جنبه هوش نبرد ایستاده است و آرس در انفجار احساسی خشونت سهیم است. او شجاع است اما بی خرد، قوی است و ناعادل، عمل است بدون انعکاس.

بخاطر همین هم آرس یکی از قوی ترین خدایان از منظر روانشناسیست. او فقط یک چهره اسطوره ای نیست بلکه تصویری از نیروییست که درون انسان ها وجود دارد.

ریشه آرس، پسر زئوس و هرا

در نوشته های قدیمی آرس را پسر زئوس و هردا می دانند که این به او یک موقعیت نمادین پیچیده می دهد. زئوس نماینده نظم، پادشاهی و اقتدار الهیست در حالی که هرا نماینده ازدواج، سلسله و مشروعیت پادشاهیست. از اتحاد این دو خدایایی به وجود آمده است که نماینده بی نظمی، خشم و نزاع های تخریب کنندست.

این تضاد اهمیت دارد چرا که اساطیر یونانی خدایان را برای بیان تنش های درون تمدن ساخته اندو آرس که از خانه پادشاهی المپ آمده است به مانند نیرویی عمل می کند که هر خانه، شهر و قانونی را تهدید می کند.

زادگاه آرس فرزند زئوس و هرا در کوه المپ، آغاز اسطوره‌ای خدای جنگ و خشونت در یونان باستان
تولد آرس از خاندان سلطنتی المپ نشان می‌دهد که اسطوره یونانی جنگ را نه بیرون از نظم الهی، بلکه درون همان نظم و در قلب قدرت تصور می‌کرد.

در بعضی از مکتوبات قدیم بر نقش هرا در تولد تاکید بیشتری داشته اند بخصوص در تضاد مقابل آتنا که از سر زئوس پدید آمده است. به صورت نمادین این موضوع اهمیت دارد چرا که آتنا از سر بدنیا اومده و می تواند فکر کند استراتژی بکشید و هوشمندانه عمل ند اما آرس نتیجه شور الهی و نزاع است او لحظه ای، خشمگینانه و بیش از حد داغ عمل می کند.

حتی در ریشه خود آرس از تضاد آتنا طراحی شده است.

معرفی فیلمساز: لنی ریفنشتال فیلم ساز زیبایی و پروپاگاندا

آرس و تراس، چرا یونانی ها جنگ را در لبه تمدن قرار دادند

آرس را معمولا با تراس منطقه ای مربوط به شمال یونان مرتبط می کنند. برای خیلی از نویسندگان یونان باستان تراس نماینده وحشی وبدن، دور افتاده بودن و انرژی رزمی بود. با مرتبط ردن آرس و تراس، تخیلات یونانی خدای خشم خام را خارج از مرکز صیقل یاقته زندگی متمدن یونانی قرار دادند.

آرس و سرزمین تراکیه در اساطیر یونان، پیوند خدای جنگ با مرزهای وحشی تمدن و خشونت مهار نشده
ارتباط آرس با تراکیه معنایی نمادین دارد؛ یونانیان نیروی خشن جنگ را نزدیک مرزهای تمدن می‌دیدند، جایی میان نظم شهری و آشوب طبیعت.

این به این معنا نیست که آرس برای یونانی ها خارجیست او کاملا یونانی و المپیست اما هندسه نمادین اهمیت دارد چرا که یونانی ها خشونت کنترل نشده را متعلق به نزدیکی مرز ها می دانستند جایی که می تواند خود تمدن را تهدید کند.

مطالعه بیشتر: پرومته، تایتانی که آتش را دزدید

چرا یونانی ها از آرس بیشتر از اینکه دوستش داشته باشند میترسیدند

خیلی از فرهنگ های باستانی خدایان جنگجو را با شکوه نمایش می دادند اما یونانی ها به آرس با شک غیر معمول نگاه می کردند. او پرستیده می شد اما مورد تحسین قرار نمی گرفت او قوی بود اما نه دوست داشتنی، او واجب بود اما خطرناک.

در ایلیاد هومر، زئوس به طور معروفی نسبت به آرس حس تنفر خود را نشان می دهد چرا که از نظر او، آرس در نبرد، جنگ و میدان رزم لذت می برد. این خارق العادست چرا که زئوس پدر اوست پادشاه خدایان آرس را به عنوان جنگجوی واقعی نمی شناسد بلکه یک نیروی خشنی می بیند که خود المپی ها از او خسته شده اند.

این یک چیز مهم درباره تفکر یونانی می گوید. یونانی ها فکر نمی کردند هر شجاعتی شریف است آن ها میدانستند بین دفاع از شهر و دوست داشتن خشونت تفاوت است. آرس خطر دوم را نمایندگی می کردند وقتی که جنگ تبدیل به مسمومیت می شود.

او وقتی اتفاق می افتد که جنگ از خدمت به عدالت بیورن آمده و شروع به تغذیه خود می کند.

آرس در ایلیاد، خدایی که می توان زخمی کرد

آرس به طور زنده ای در ایلیاد هومر است اما هومر او را به عنوان یک قهرمان شکست ناپذیر نشان نمی دهد بلکه آرس بی احتیاط، احساسی و آسیب پذیر نسبت به تحقیر است.

یکی از مهمترین صحنه ها وقتیست که قهرمان یونانی دیومدس که توسط اتنا هدایت شده است آرس را در جنگ زخمی می کند. خدای جنگ با صدای قابل مقایسه با هزاران جنگجو فریاد می کشد و سپس با درد به الیمپوس می رود.

نبرد آرس و آتنا در ایلیاد هومر، شکست خشم کور جنگ در برابر خرد نظامی و استراتژی آتنا
زخمی شدن آرس به دست دیومدس و با هدایت آتنا یکی از مهم‌ترین نشانه‌های فکری اسطوره یونانی است؛ نیروی خام جنگ بدون خرد آسیب‌پذیر می‌شود.

این یکی از واضح ترین صحنه های نمادین اساطیر یونانیست. یک جنگجوی میرا که با هوش آتنا قدرت یافته است خود خدای جنگ خشن را شکست می دهد. این پیام به این معنی نیست که دیومدس از آرس قوی تر است معنای عمیق تر این است که استراتژی می تواند بر خشم ، نظم بر آشوب، و ذهن بر نیرو پیروز شود.

آرس خطرناک است اما برترین نیست او ترسناک است اما خردمند نیست.

معرفی کتاب: معرفی رمان دزیره نوشته آن ماری سلینکو

آرس در مقابل آتنا، دو خدا دو فلسفه جنگ

تضاد بین آرس و آتنا یکی از مهمترین ایده ها در اساطیر یونانیست.

آتنا جنگ را به عنوان گسترش منطق نمایندگی می کرند او از شهر ها محافظت و قهرمان ها را هدایت می کند، آتنا الهام بخش استراتژی هاست و با هدف می جنگد نوع جنگ او دفاعی، متمدنانه و هوشمندانست.

مقایسه آرس و آتنا در اساطیر یونان، دو چهره متفاوت جنگ میان خشم خونین و خرد استراتژیک
آتنا و آرس نشان می‌دهند که یونانیان جنگ را یک مفهوم ساده نمی‌دانستند؛ جنگ می‌توانست دفاع خردمندانه باشد یا خشونتی کور که همه چیز را می‌سوزاند.

اما آرس جنگ را به عنوان پیش غذا می بیند. او می جنگد چرا که جنگ او را به وجد می آورد. او شهر نمی سازد بلکه از بین می برد او به دنبال پیروزی نیست بلکه سریعا به خشونت پناه می برد.

این تضاد فلسفه یونانی ها درباره قدرت را نشان می دهد. خود قدرت به تنهایی کافی نیست. شجاعت هم به تنهایی فایده ای ندارد. جنگجوی بدون قوه قضاوت تبدیل به خطری برای مردم خود می شود. شهری که خشونت را بدون خرد بپرستد خود را نابود خواهد کرد.

از این منظر آتنا، جنگیست که تمدن امیدوار است بتواند کنترل کند اما آرس جنگیست که از کنترل خارج می شود.

پیشنهاد مطالعه: همه چیز درباره شرلوک هولمز

آرس و آفرودیت، خطر ازدواج عشق و جنگ

مهمترین اسطوره آرس خارج از میدان جنگ رابطه عاشقانه او با آفرودیت خدای عشق و زیباییست. آفرودیت با هفایستوس آهنگر ماهر ازدواج کرده بود اما او به دنبال آرس خدای زیبا و خشن جنگ رفت.

وقتی هفایستوس از خیانت با خبر شد او یک تور نامرئی درست کرد و آرس و آفرودیت را با هم گیر انداخت. سپس خدایان را برای ناظره تحقیر آنان احضار کرد در سطح این داستان خنده دار است اما در زیر آن کمدیست چرا که یکی از داستان های اساسی اسطوره شناسی یونانیست.

رابطه آرس و آفرودیت در اساطیر یونان، پیوند عشق و جنگ، میل، حسادت و خشونت در روایت‌های المپ
افسانه آرس و آفرودیت فقط یک روایت عاشقانه نیست؛ پیوند میل و خشونت را نشان می‌دهد، جایی که شور انسانی می‌تواند به زیبایی یا ویرانی برسد.

عشق و جنگ متضاد هستند اما تاریخ آن دو را دائما به هم متصل می کند. میل الهام بخش صمیمیت است اما حسودی، رقابت، مالکیت و تخریب را به وجود می آورد. آرس و آفرودیت نماینده نزدیکی عجیب بین جذابیت و خشونت هستند. شهوت زندگی را زیبا می کند اما وقتی تبدیل به حس مالکیت شود می تواند به راحتی به خشم تبدیل شود.

فرزندان ان ها نمادگرایی را عمیق می کند در بین آن ها فوبوس و دیموس، ترس و وحشت وجود دارند که آرس را در جنگ همراهی می کنند اما فرزند دیگری که به اتحاد این دو بسته است هارمونیا نام دارد.از عشق و جنگ، ترس، وحشت و امکان تعادل به وجود می آید.

اساطیر یونانی به ندرت جواب های ساده می دهند حتی از خشونت و میل، تمدن سعی در ایجاد هارمونی دارد.

بیشتر بخوانید:  تعادل در ترکیب بندی

فرزندان و همراهان آرس

آرس معمولا با چهره هایی که جو جنگ را شخصی می کردند احاطه شده است. فرزندانش فوبوس و دیموس نماینده ترس و وحشت هستند. آن ها فرزندان معمولی نیستند بلکه فرزندان احساسی خود جنگ هستند هرجا که آرس رفته است ترس به دنبال می رود.

فرزندان آرس در اساطیر یونان، فوبوس ترس، دیموس وحشت و هارمونیا نماد تعادل پس از خشونت
فرزندان آرس فضای روانی جنگ را کامل می‌کنند؛ ترس و وحشت همراه همیشگی نبردند، اما هارمونیا یادآور امکان بازسازی و تعادل پس از ویرانی است.

او همچنین با اِنیو، الهه جنگ و ویرانی و اِریس، الهه نزاع و کشمکش پیوند دارد. این چهره ها در کنار یکدگیر، نقشه ای کامل را روانشناسی درگیری را شکل می دهند، ترس وحشت آشوب رقابت و عطش خون.

آرس هیچوقت تنهایی به جنگ نمی رسود بلکه ترس، نفرت، سوگواری و بی نظمی را با خود می برد.

بیشتر بخوانید: اسطوره چیست؟

آرئوپاگوس، آرس و نخستین محاکمه به اتهام خون ریزی

یکی از مهمترین قصه ها درباره آرس او را به آرئوپاگوس -تپه آرس در آتن- مرتبط می کند. بنا بر یک افسانه، آرس هالیرهوثیوس پسر پوزیدون را بعد از اینکه او سعی داشت به آلسیپه دختر آرس تجاوز کند را کشت. سپس آرس توسط خدایان محاکمه و تبرئه شد.

این داستان بخصوص مهم است چرا که آرس را نه به خشونت بلکه به قانون متصل کرده است. خدای خونریزی تبدیل به بخشی از داستانی درباره قضاوت، عدالت و مسئولیت پذیری قانون قتل می شود.

آرس در آرئوپاگوس آتن، محاکمه اسطوره‌ای خدای جنگ و تبدیل خشونت به قانون در یونان باستان
روایت آرئوپاگوس اهمیت زیادی دارد، چون آرس را از میدان جنگ به جایگاه داوری می‌آورد و نشان می‌دهد تمدن باید حتی خشونت موجه را نیز با قانون مهار کند.

نمادگرایی ماجرا نیز قویست. خشونت غیر قابل چشم پوشیست بلکه باید مورد قضاوت قرار بگیرد حتی وقتی خشونت توجیه پذیر است باید از طریق قانون این اتاق بیفتد. اسطوره آرئوپاگوس نشان می دهد که تمدن قصد قرار دادن محدودیت در اطراف انتقام دارد.

آرس نماینده خونریزیست اما آتن نامش را به عنوان محلی برای قضاوت قرار می دهد.

نماد های خدای جنگ، نیزه، کلاه خود، سگ، گراز وحشی و کرکس

نماد های آرس شخصیت او را به وضوح نشان می دهد نیزه و کلاه خودش او را به عنوان جنگجو نشان می دهد و حیوانات این نمادسازی را تکمیل می کنند.

سگ، بیانگر وفاداری و خشونت است گراز نماینده وحشی بود و نیروی غیر قابل توقف و کرکس نیز نه به پیروزی قهرمانانه بلکه به عواقب جنگ یعنی جسد و تعفن اشاره دارد.

این نماد ها، نماد های ملایمی نیستند آن ها جنگ را زیبا و با وقار نشان نمی دهند بلکه به ما ایدآوری می کنند آرس به هزینه فیزیکی خشونت متصل است. او مجسمه صیقل خورده پیروزی نیست بلکه زمین باقی مانده بعد از پایان فریاد هاست.

از نگاه متفکران: جملات داستایفسکی درباره رنج

عبادت خدای جنگ در یونان باستان

آرس در یونان مورد عبادت قرار می گرفت اما فرقه او به قدرت زئوس، آتنا، آپولون یا دمیتر نبوده است. عبادت محدود متناسب با اسطوره شناسی اش است. یونانی ها شجاعت رزمی را محترم می دانستند اما نمی خواستند که جنگ های کنترل نشده تبدیل به اصلا مرکزی زندگی متمدنانه بشود.

معبد ها و مکان های زیادی به او در آتن، اسپارتا، تبس و بخش های دیگر اهدا شده است در اسپارتا، آرس یک تناسب رزمی بالاتری داشته است هرچند که حتی خود اسپارتا نیز ب نظم بیشتر از خشم وحشی احترام می ذاشتند.

یک سنت قدیمی از آرس به عنوان کسی که در زنجیر بسته شده است صحبت می کند نمادی که به این معناست برای مراقبت از شهر باید جنگ را محدود کرد.

این یکی از آشکارترین چهره سازی ها از آرس است نه یک جنگ رها شده، اما جنگ کنترل شده. یونانی ها میدانستند که جامعه نیازمند نیروی رزمیست اما نباید آن نیرو بر همه چیز حکمرانی کند.

معرفی فیلم: توهم بزرگ اثر ژان رنوار

آرس و تبس، دندان اژدها، خشونت و تمدن

آرس در اسطوره بنیانگذاری شهر تبس نیز حضور دارد. در این داستان کادموس، قهرمانی که آزدهای مقدس آرس را کشته و دندانش را در زمین کاشته است توانسته جنگجویانی از آن دندان ها به اسم اسپارتوی بزرگ کند که بلافاصله به نبرد مشغول می شوند.

این داستان یکی از غنی ترین داستان های اسطوره ای مرتبط با آرس است. خود تمدن از خشونت دفن شده ظهور می کند. شهر از دندان اژدها، مردان مسلح و خونریزی متولد می شود اما از این شروع خشن در نهایت نظم پدید می آید.

کادموس و اژدهای مقدس آرس در بنیان‌گذاری تبس، زاده شدن جنگجویان از دندان اژدها در اساطیر یونان
اسطوره کادموس و دندان‌های اژدها نشان می‌دهد که شهرها در نگاه یونانی همیشه از دل پاکی متولد نمی‌شوند؛ گاهی تمدن از خاکی آمیخته با خشونت برمی‌خیزد.

کادموس با هارمونیا ازدواج می کند نمادگرایی به اوج خود می رسد بنیانگذاری که با خشم آرس مواجه شده بود با هارمونیا ازدواج کرد. از منظر یونانی ها هیچ شهری معصوم بدنیا نمی آید بلکه با تبدیل خشونت به ساختار، حافظه، قانون و آیین متولد می شود.

آرس و مارس، چرا رمی ها خدای جنگ را تغییر دادند

رمی ها خدای جنگ را به مارس تغییر دادند و شخصیت او را بسیار شریف تر کردند. پدر رم، محافظ حکومت، مراقب سربازان و نماد نظم قدرت نظامی.

این تفاوت نشان دهنده یک تضاد فرهنگی بزرگ بیناشت است. یونانی ها جنگ را تراژدی و از نظر اخلاقی بی ثبات می دانستند اما رمی ها نیروی نظامی را پایه امپراتوری، نظم و هویت حساب می کردند.

تبدیل آرس یونانی به مارس رومی، دگرگونی خدای جنگ از خشونت آشوبناک به قدرت منظم امپراتوری
تفاوت آرس و مارس نشان می‌دهد که فرهنگ‌ها جنگ را یکسان معنا نمی‌کنند؛ یونانیان از خشونت جنگ هراس داشتند، اما رومیان آن را بخشی از هویت سیاسی خود ساختند.

مارس وقتی اتفاق می افتد که آرس ملی شود. خدای وحشی خونریزی تبدیل به پدر جهان سیاست می شود.

معنای آرس در دنیای امروز

آرس در امروز نیز اهمیت دارد چرا که او نماد چیزی دائمی در طبیعت انسانیست. او فقط جنگ باستانی نیست بلکه خشم، تهاجم، رقابت، انتقام و کنترل است. اما آرس فقط شیطان نیست بلکه نماینده شجاعت، غریزه بقا، شجاعت فیزیکی و رضایت برای مواجه با خطر است. بدون بخش هایی از آرس هیچکسی نمی تواند از خانه خود دفاع کرده و در مقابل ترس بایستد.

از منظر یونانی ها خطر اینحاست که آرس توسط اتنها هدایت نشود. شجاعت بدون خردمندی تبدیل به سبعیت می شود. قدرت بدون عدالت تبدیل به طاغوت و اشتیاق بدون محدودیت تبدیل به نابودی می شود.

بخاطر همین هم آرس یکی از مهمترین خدایان یونانیست او قهرمانی نیست که کورکورانه ازش تقلید کرد بلکه نیروییست که باید به رسمیت شناخت.

نتیجه گیری

آرس خدای جنگیست که توهمات ازش زدوده شده است. او رژه پیروزی، زره های صیقل خورده یا موسیقی های قهرمانی بعد از جنگ نیست او لرزیدن پیش از جنگ، خشم هنگام آن و جسد های بعد از جنگ است.

هوشمندی اسطوره شناسی یونانی این است که آرس را تبدیل به بالا ترین مدل شجاعت نمی کند. بلکه این عنوان را به چهره هایی می دهد که توسط هوشمندی، وظیفه و خود کنترلی هدایت می شوند. آرس الهیست اما هشدار نیز است.

او نشان می دهد که خشونت بخشی از زندگی انسانیست اما نباید بزرگترین ارزش انسانی شود. او به ما یادآوری می کند که جنگ بعضی اوقات غیر قابل اجتناب است اما عشق به جنگ از منظر معنوی خطرناک است.

آرس برای همیشه در لبه تمدن باقی می ماند کلاه خود ها می درخشند، نیزه ها بلند می شوند و چشم ها با خشم می سوزند. او نیروییست که هر جامعه ای می ترسد هر ارتشی از آن استفاده می کند هر قانونی به دنبال محدود کردنش است و هر انسانی باید در درون خود با آن روبرو شود.

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا