ایلیاد و ادیسه، حماسه جاودان هومر درباره جنگ،سرگردانی و روح انسانی

تصویر جلد مقاله درباره ایلیاد و ادیسه هومر در کتابخانه باستانی، معرفی دو شاهکار حماسی یونان درباره جنگ تروآ، سفر اودیسئوس و ادبیات کلاسیک جهان

کمتر نوشته ای در دنیا به این مقدار زندگی، به این میزان پخش و به این حجم تصور ما را به اندازه ایلیاد و اُدیسه شکل داده است. دو کتابی که به صورت سنتی به نویسنده یونانی هومر نسبت داده شده است این دو شعر حماسی  در ورودی ادبیات غرب به مانند دو دروازه بزرگ ایستاده اند یکی از این دو دروازه به میدان جنگ تروا و دیگری به مسیر خطرناک دریایی ختم می شوند. باهمدیگر این دو تا کتاب به ما داستانی نه فقط درباره خدایان، هیولاها، پادشاهان و پادشاهی ها بلکه داستانی درباره غرور، سوگواری، وفاداری، حافظه، خشونت، علاقه و هنر سخت انسان بودن را می گویند.

معمولا عنوان این دو کتاب با همدیگر گفته می شود اما این کتاب متفاوت از یکدیگر هستند. ایلیاد داستان حماسی جنگ، خشم و میراییست اما ادیسه داستان حماسی بقا، هوش، وسوسه و بازگشت به خونه است. یکی از کتاب ها میپرسد که وقتی غرور انسانی درون جهانی از آتش می سوزد چه اتفاقی می افتد و دیگری می پرسد سال ها تبعید، سرگردانی و از دست دادن چه بلایی سر یک فرد می آورد؟

خواندن هومر فقط ورود به یونان باستانی نیست بلکه ورود به آینه ایست که انسان ها همزمان در باشکوه ترین و شکننده ترین حالت خود نشان داده می شود.

هومر و آغاز داستان گویی

ایلیاد و ادیسه به جهان شعر های حماسی یونان باستان تعلق دارند جهانی که تاریخ، اسطوره، دین، حافظه و عمل در هم تنیده شده اند این شعر ها یک رمان کلاسیک محسوب نمی شوند بلکه از یک سنت شفاهی شکل گرفته توسط خوانندگان و قصه گویان که روایت های حماسی را قبل از نوشته شدن بین نسل ها منتقل می کردند آمده است.

این ریشه شفاهی به شعر ها ریتم خاص خود را می دهند. جملات تکراری، صحبت های طولانی، خنده های زنده و وصف مراسم تزئینات تصادفی نیستند بلکه بخشی از سیستم داستان گویی بساخته شده برای حافظه، موسیقی و اجرای عموم می باشند. وقتی هومر آشیل پا ضعیف یا ادیسه پر توان را توصیف میکنه این جملات تکراری بیشتر از برچسب می شوند بلکهبه مانند امضای اساطیری تبدیل به هویت اشخاص می شود.

هومر و آغاز روایت حماسی یونان باستان، داستان‌گویی شفاهی ایلیاد و ادیسه، شکل‌گیری ادبیات کلاسیک و اسطوره‌های یونانی
پیش از آن‌که ایلیاد و ادیسه به متن مکتوب تبدیل شوند، این داستان‌ها در سنت شفاهی، با موسیقی، حافظه و اجرای زنده میان نسل‌ها منتقل می‌شدند.

جهان هومر جهانیست که در آن خدایان و انسان ها همیشه با هم کنش می کنند زئوس، آتنا، هرا، آپولون، پوزیدون و آفرودیت نماد های دور نیستن آن ها وارد جنگ می شوند الهام بخش تصمیمات می شوند قهرمانان را فریب و از افراد مورد علاقه خود حفاظت می کنند و البته غرور را مورد مجازات قرار می دهند. با اینحال بزرگی هومر در اینه که خدایان مسئولیت انسان را از بین نمی برند میرایان همچنان انتخاب می کنند رنج می بینند و نتیجه هوس، خشم و جاه طلبی را می بینند. برای آشنایی کامل با اساطیر یونانی به نوشته مربوطه مراجعه کنید

ایلیاد، حماسه خشم نه تروا

خیلی از خوانندگان فرض می کنند که ایلیاد داستان کامل جنگ تروژان را می گوید در واقعیت  درباره بخش کوتاهی در پااین آن جنگ اسطوره ایست. موضوع اصلی کتاب نه سقوط تروا و نه حتی جنگ نیست. شعر مضمون اصلی خود را کلمه ابتدایی بیان می کند : خشم.

شخصیت اصلی آشیل بزرگترین جنگجوی بین یونانی هاست. وقتی آگاممنون فرمانده نیرو های یونانی با بردن غنیمت او بریزس به وی توهین می کند آشیل از جنگ کنار می کشد. غرور زخمی شده او تبدیل به یک مصیبت برای همه اطرافیانش می شود سربازان یونانی می میرند و جنگ علیه آن ها می شود. شکوه، اِگو، انتقام و غم در یک زنجیر قفل می شوند.

ایلیاد هومر درباره جنگ تروآ، خشم آشیل، افتخار جنگجویان یونانی و تراژدی خشونت در ادبیات حماسی یونان باستان
ایلیاد برخلاف تصور رایج کل جنگ تروآ را روایت نمی‌کند؛ تمرکز اصلی آن بر خشم آشیل و پیامدهای انسانی و اخلاقی این خشم است.

این چیزیست که ایلیاد را قوی می کند و جنگ را به عنوان یک افتخار ساده نشان نمی دهد. ایلیاد میدان نبرد را به عنوان جایی  نشان می دهد که در آن شجاعت و خشونت با همدیگر وجود دارد جنگجویان به دنبال شکوه هستند اما خونریزی و عزاداری می کنند و البته می میرند پیروزی هیچوقت تمیز و قهرمان بودن هیچوقت معصوم نیست.

آشیل در توان و قدرت مثل یک ابر قهرمان می ماند اما از نظر احساسی رفتار انسانی دارد. خشم او سیاسی و نظامی نیست بلکه وجودیست. او می داند که زندگیش کوتاه و می داند که افتخار تنها راه نامیرایی در دسترس برای اوست. در نتیجه غرور او به ترس فراموش شدن وابسته است.

ایلیاد تبدیل به تاملی عمیق درباره یک پرسش ویرانگر می شود اینکه افتخار چقدر می ارزد اگر هزینه اش همه چیز درون انسان باشد.

از نگاه متفکران: ادراک از نگاه مرلو پونتی

آشیل، قهرمانی که بسیار روشن می سوزد

آشیل یکی از فراموش نشدنی ترین قهرمانان ادبیات است چرا که از نظر اخلاقی یک قهرمان ساده نیست او باشکوه، ترسناک، مهربان، ظالم، وفادار، خودخواه و البته زخمیست. او نماینده قهرمان ایده آلیست که خطرناک ترین شرایط هل داده می شود.

دوستی او با پاتروکلس، قلب احساسی شعر را تشکیل می دهد. وقتی پاتروکلس به دستان هکتور می میرد خشم آشیل شکل خود را تغییر و چیزی که به عنوان غرور مورد توهین قرار گرفته تبدیل به سوگواری غیر قابل تحمل می شود. او نه برای کمک به یونانیان بلکه برای از بین بردن هکتور به میدان جنگ برمیگردد و از دست دادن را با خشونت جواب می دهد.

آشیل در ایلیاد هومر، قهرمان تراژیک جنگ تروآ، خشم، سوگ پاتروکلوس، افتخار جنگی و سرنوشت کوتاه قهرمان یونانی
آشیل در ایلیاد فقط یک جنگجوی شکست‌ناپذیر نیست؛ او نماد انسانی است که میان میل به جاودانگی، غرور زخمی و اندوه ویرانگر گرفتار می‌شود.

در آشیل هومر نشان می دهد که سوگواری چگونه می تواند خطرناک بشود اگر هیچ زبانی به جز زبان انتقام پیدا نکند. مرگ پاتروکلس او را میشکند و نتیجه خردمندی نیست بلکه خشم است. آشیل هکتور را می کشد و به بدن او بی احترامی می کند. او را به پشت ارابه خود بسته و به دنبال خود می کشد. بزرگترین قهرمان تبدیل به چیزی غیر انسانی می شود.

با اینحال ایلیاد او را در آنجا ول نمی کند اوج احساسی شعر با پیروزی نمی آید بلکه با روبرویی دو دشمن اتفاق می افتد.

پیشنهاد مطالعه: همه چیز درباره شرلوک هولمز

هکتور و پریام، چهره انسانی دشمن

اگر آشیل آتش ایلیاد است هکتور بخش انسانی داستان است. او بزرگترین مدافع تروا است اما در عین حال همسر، پدر، فرزند و شهروند است. خداحافظی او با آندروماخه و فرزند خردسالش یکی از تکان دهنده ترین صحنه ها در ادبیات باستانیست. از طریق هکتور دشمن قابل همدردی می شود تروا فقط شهری برای فتح کردن نیست بلکه خانه ایست که با خانواده ها، ترس و از دست دادن آینده مملو شده است.

این یکی از دلایلیست که ایلیاد اینقدر مدرن به نظر می رسد چرا که دشمن را به سایه تقلیل نمی دهد. هومر به دو طرف وقار می دهد جنگجویان یونانی و تروجانی نام، تاریخ، خانواده و رویا دارند شعر متوجه می شود هرکسی در میدان جنگ متعلق به شخصیست.

هکتور و پریام در ایلیاد هومر، چهره انسانی دشمن در جنگ تروآ، سوگ پدرانه، آشیل و بازگشت پیکر هکتور
یکی از زیباترین لحظه‌های ایلیاد زمانی است که پریام، پدر هکتور، نزد آشیل می‌رود و اندوه مشترک میان دشمنان را آشکار می‌کند.

ملاقات بین پریام، پدر هکتور و آشیل قله اخلاقی این حماسه است. پریام وارد کمپ یونانی ها شده و به آشیل التماس می کند که بگذارید بدن هکتور را برگرداند. او از آشیل می خواهد که پدر خود را به یاد بیاورد در آن لحظه سوگواری مرز بین دو دشمن را رد می کند و آشیل و پریام با هم می گریند.

این صحنه جنگ را تمام نمی کند و تروا را نجات نمی دهد اما در خشونت چیزی انسانی را بازمی گرداند. ایلیاد نه با پیروزی بلکه با عزاداری تمام می شود. این انتخاب یکی از قوی ترین خردمندی های هنرمندانه هومر است.

مطالعه بیشتر: اسطوره چیست؟

ادیسه، مسیر طولانی به ایتاکا

اگر ایلیاد درباره خشم است ادیسه درباره بازگشت است قهرمان آن ادیسئوس قوی ترین جنگجوی یونانی نیست بلکه فریبکارترینشان است. او با کمک هوش، صبر، تغییر چهره، داستان گویی و مقاومت بقا پیدا می کند.

بعد از جنگ تروجان، ادیسئوس ده سال برای بازگشت به ایتاکا جزیره پادشاهی خود تلاش می کند و در مسیر با طوفان، هیولا، جادوگران، دشمنی الهی، نامیرایی وسوه کننده و وسوسه دائمی برای فراموش کردن خانه روبرو می شود. مسیر او فقط جغرافیایی نیست اما روانی و روحیست.

ادیسه هومر درباره سفر اودیسئوس به ایتاکا، بازگشت از جنگ تروآ، تبعید، دریا، خانه و ادبیات حماسی یونان باستان
ادیسه داستان بازگشت ساده یک قهرمان نیست؛ این اثر درباره انسان تبعیدی است که پس از جنگ باید دوباره هویت، خانه و گذشته خود را پیدا کند.

این یکی از اولین  و قوی ترین داستان ها درباره تبعید است. ادیسه همیشه تکان دهنده است اما حرکت هایش با یک خواسته شکل گرفته است خواسته بازگشت.

اما هومر متوجه می شود که بازگشت به خانه ساده نیست اما بعد از بیست سال دور بودن از خانه ادیسه به راحتی نمی تواند به زندگی قبلی خود بازگردد. او باید خود را دوباره کشف کند ببیند چه کسی هنوز وفادار است و جایگاه خود را در دنیای تغییر یافته پیدا کند.

واژه نوستالژیا از ریشه یونانی وابسته به درد و بازگشت گرفته شده است. ادیسه احتمالا اولین شعر بزرگ درباره نوستالژیاست درد خواست بازگشت به خانه حتی وقتی خانه آن جایی نیست که حافظه وعده داده است.

معرفی کتاب : دنیای قشنگ نو اثر آلدوس هاکسلی

ادیسه، هوش، هویت و هنر بقا

ادیسئوس قهرمان متفاوتی نسبت به آشیل است. آشیل، مستقیم، خشن، انفجاری و مطلق است. ادیسه منعطف، استراتژیک و مبهم است. او وقتی که باید دروغ می گوید هویتش را پنهان می کند داستان خلق می کند موقعیت را با دقت می سنجد و با وفق دادن خود نجات پیدا می کند.

این او را تبدیل به یکی از پیچیده ترین شخصیت های ادبی می کند. آیا او شریف است یا دسیسه گر؟ با وفا یا مضطرب؟ باهوش یا به طرز خطرناکی مغرور؟ جواب این است که او همه آن هاست. ادیسه خالص نیست بلکه هوش انسانی زیر فشار است.

اودیسئوس در ادیسه هومر، قهرمان باهوش و حیله‌گر یونان باستان، بقا، تغییر هویت، سفر دریایی و بازگشت به خانه
اودیسئوس با آشیل تفاوت دارد؛ قدرت اصلی او نه در نیروی بدنی، بلکه در هوش، صبر، پنهان‌کاری و توانایی خواندن موقعیت‌های خطرناک است.

روبرویی معروف او با سیکلوپس پولیفموس هم ضعف ها هم هوشمندی او را نشان می دهد. او با “هیچ” خواندن خود فرار می کند که یک عمل کامل استراتژی کلامیست. اما در امنیت او نمی تواند نام واقعی خود را آشکار نکند غرور وی را لو می دهد و خشم پوزیدون او را در دریاها دنبال می کند.

دوباره هومر نشان می دهد که بزرگی و ضعف از یک منبع به وجود می آیند. ذهن ادیسه او را نجات می دهد اما اِگو او را به خطر می اندازد. او قهرمان هوشمندست اما همچنان باید یاد بگیرد که بقا همانقدر که نیازمند هوشمندیست به فروتنی هم نیاز دارد.

بیشتر بخوانید: پرومته، تایتانی که آتش را دزدید 

هیولا ها، وسوسه و دریای نمادین

ماجراهای ادیسه جز معروف ترین ها در جهان قصه گویی هستند. سیکلوپ ها، نیلوفرخواران، سیرسه، سیرن ها، سیلا و کاریبدیس، کالیپسو و فرود به جهان زیرین. این قسمت ها را می توان به عنوان یک ماجراجویی اسطوره ای خواند اما معنای نمادین نیز دارند.

هیولاهای ادیسه هومر، سیرن‌ها، سیلا و کاریبدیس، نمادهای وسوسه، خطر، انتخاب دشوار و سفر اودیسئوس در اسطوره یونان
هیولاهای ادیسه فقط موجودات افسانه‌ای نیستند؛ هرکدام نمادی از ترس، وسوسه، فراموشی، انتخاب ناممکن و آزمون‌های روانی انسان در مسیر بازگشت‌اند.

نیلوفر خواران نماد فراموشی هستند میل به ترک مسئولیت و زندگی درون فراموشی.سیرسه نماینده تغییر و سحر خطرناک است. سیرن ها نماینده دانش وسوسه کننده ایست که می تواند شنونده را از بین ببرد. سیلا و کاریبدیس نماینده انتخاب های غیر ممکن هستند جایی که بقا، از دست دادن را می خواهد.. کالیپسو  به اودیسه پیشنهاد نامیرایی، زیبایی و آسایش را به قیمت هویت انسانی و خانه زمینی اش می دهد.

خود دریا تبدیل به یک نماد عظیم می شود علاوه بر زیبایی غیر قابل پیش بینی، خشن و غیر قابل شناخت است. دریا چیزیست که ادیسه را از ایتاکا جدا می کند و در عین حال او او را برای لیاقت بازگشت به خانه آزمایش می کند. در ادیسه، سفر یک قطعی از زندگی نیست بلکه مسیر چیزیست که حقیقت پنهان زندگی را معلوم می کند.

معرفی فیلم: توهم بزرگ ساخته ژان رنوار

پنه لوپه و تلماخوس، خانه ای که منتظر است

ادیسه فقط درباره داستان ادیسه نیست بلکه داستان افراد منتظر نیز هست.

پنه لوپه که زن ادیسست یکی از شخصیت های بزرگ تاریخ ادبیات باستانیست که توسط خواستگاران برای فشار برای ازدواج مجدد احاطه شده است. او از خانه خود با صبر، هوشمندی و تاخیر مراقبت می کند حقه معروف بافت کفن او -اینکه  بعد از اتمام کفن همسر انتخاب می کند و سپس از بین بردن دوخت در شب- نشان دهنده این است که فریب فقط یک ویژگی مردانه در جهان هومر نیست. پنه لوپه، تنها شخص برابر با ادیسه است چرا که او نیز از طریق استراتژی دوام می آورد.

پنلوپه و تلماخوس در ادیسه هومر، خانه ایتاکا، وفاداری، انتظار، حیله بافتن کفن و بازگشت اودیسه
ادیسه تنها درباره سفر اودیسئوس نیست؛ در ایتاکا، پنلوپه و تلماخوس نیز با صبر، هوش و مقاومت آرام خانه را از فروپاشی حفظ می‌کنند.

تله ماخوس فرزند آن ها، بخش دیگری از حماسه را نمایندگی می کند. جستجوی هویت در غیاب پدر.

در شروع شعر او نامطمئن و نابالغ است و در طی مسیر او به بلوغ پا می گذارد. داستان او به ادیسه یک بعد نسلی می دهد. داستان ادیسه فقط درباره مردی که بدنبال بازگشت به خانه است نیست بلکه درباره فرزندیست که یاد میگیرد چگونه یک خانه شکسته را به ارث ببرد.

در نتیجه ایتاکا بیشتر از یک مکان است بلکه حافظه، ازدواج، پادشاهی، پدری، وفاداری و ساختار شکننده خود تمدن است.

جنگ و بازگشت به خانه، دو حماسه و یک چشم انداز انسانی

ایلیاد و ادیسه را معمولا به عنوان دو قطب مخالف می سنجند یکی درباره جنگ دیگری درباره صلح، یکی درباره مرگ و دیگری درباره بازگشت. اما این دو عمیقا به هم مرتبط هستند. ادیسه بعد از خرابی ای که ایلیاد به سمتش می رود شروع می شود و سرگردانی اودیسه خود یکی از زندگی ها پساجنگ می باشد.

در این معنی، هومر یک چشم انداز کامل از زندگی قهرمانی می دهد. ایلیاد می پرسد جنگ با بدن، شهر و روح چه می کند و ادیسه می پرسد وقتی که بعد از جنگ قهرمان باید به ارتباط معمولی انسان بازگردد چه اتفاقی می افتد. اشیل باید با میرایی روبرو شود ادیسه با حافظه، آشیل بدنبال شکوه همیشگیست و ادیسه در جستجوی  همسر، فرزند و وطن.

ایلیاد و ادیسه هومر، ارتباط جنگ تروآ و بازگشت اودیسئوس، حماسه جنگ، تبعید، خانه و حافظه در ادبیات یونان
ایلیاد و ادیسه دو جهان جدا نیستند؛ یکی زخم جنگ را نشان می‌دهد و دیگری مسیر دشوار بازگشت انسان پس از خشونت و ویرانی را دنبال می‌کند.

هر جفت کتاب ها کد های قهرمانی را که حفظ کرده اند را زیر سوال می برند. آن ها شجاعت، شهرت و عالی بودن را تحسین می کنند اما هزینه اش را نیز معلوم می کند. آشیل در جنگ عالیست اما بزرگیش او را تنها می کند. ادیسه با فریبکاری زنده می ماند اما بازگشتش در رنج غوطه ور شده است. هومر قهرمانی را از بین نمی برد بلکه با نشان دادن زخم هاش آن را عمیق تر می کند.

آشنایی با آپولون، خدای موسیقی و پیشگویی

چرا ایلیاد و ادیسه همچنان مهم است؟

قدرت ماندگار ایلیاد و ادیسه از توان صحبت در بین طول قرن ها امده است جهان آن باستانیست اما حقایق احساسی اش متعلق به هر لحظه از زمان است.

ما همچنان خشم آشیل را می فهمیم چرا که غرور و سوگواری همچنان نزاع های انسانی را شکل می دند. ما هکتور را درک می کنیم چرا که هر جنگی همچنان از فرزندان خانواده ها تشکیل شده است. ما به پریام احساس همدردی نشان می دیم چرا که عزاداری دشمن را انسانی نشان می دهد و با اودیسه ارتباط برقرار می کنیم چرا که زندگی مدرن پر از تبعید، حواس پرتی، وسوسه و گرایش به بازگشت به چیزی اصیل است.

اهمیت ایلیاد و ادیسه هومر در ادبیات جهان، تاثیر حماسه‌های یونانی بر داستان‌گویی، سینما، فلسفه، جنگ، سفر و مفهوم خانه
ماندگاری ایلیاد و ادیسه به این دلیل است که هنوز درباره مسائل زنده انسان حرف می‌زنند: خشم، مرگ، خانه، وفاداری، جنگ، حافظه و میل به معنا.

این شعر ها فقط کارهای بعدی را ادبیات، درام، فلسفه، فیلم و هنر را شکل ندادند. جنگجویی که اسیر میراییست کهنه سربازی که با خانه باز میگردد مسافر باهوش، همسر وفادار، دریای خطرناک، صدای وسوسه گر و انتخاب غیر ممکن همچنان جز الگو هایی هستند که در رمان ها، سینما، روانشناسی و داستان گویی مدرن استفاده می شود.

خواندن هومر به معنای کشف کردن این است که خیلی از داستان های قدیمی ما همچنان در درونمان ناتمام است.

شعله جاودان حماسه های هومر

ایلیاد و ادیسه قطعاتی متعلق به موزه نیستند آن ها کارهای زنده ای هستند چرا که پرسش های ابدی را پرسیده اند. افتخار چیست؟ خانه چیست؟ خشم چه چیزی را از بین می برد و وفاداری چی را حفظ می کند. آیا انسان بعد از خشونت تغییر نمی کند و آیا هوش به تنهایی برای حفظ روح کافیست. ما مردگان را چجور به یاد می آوریم و چگونه دریای بین آنچه هستیم و آنچه که باید بشیم را دوام می آوریم.

ایلیاد مرثیه میراییست و ادیسه موسیقی بازگشت. یکی در کنار آتش عزاداریست و دیگری مربوط به افق و با همدیگر یکی از کامل ترین دستاورد های انسانی را تشکیل داده اند.

هومر نشان می دهد که زندگی همیشه میان جنگ و عشق، غرور و انسانیت و رنج و خاطره در نوسان است هر قهرمان درسی درباره خشم شجاعت، اندوه و امید به ما می آموزد. با گذشت بیش از دو هزار سال، ایلیاد و ادیسه همچنان ماندگارند زیرا فقط داستان قهرمانان باستان نیستند بلکه بازتاب زندگی، رنج، سفر و جست و جوی معنای انسان امروز نیز است.

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا