گایا و اورانوس، زمین، آسمان و اولین خشونت

گایا و اورانوس، الهه زمین و خدای آسمان در لحظه آغاز نخستین خشونت در اساطیر یونان

قبل از اینکه زئوس بر الیمپ حکومت کند، قبل از اینکه تایتان ها وارد جنگ بشوند و قبل از اینکه انسان در زیر خدایان ظهور کند، اسطوره شناسی یونانی یک جهان ابتدایی تر را تصور کرده بود. جهانی که توسط قانون، عدالت یا نسل های با ثبات اداره نمی شد. قدرت اولیش ساختار های خود هستی بودند یعنی زمین، آسمان، عمق و میل.

در ابتدای این شروع گایا به معنای زمین قرار دارد و اورانوس به معنای اسمان. اتحاد این دو اولین خانواده الهی را ساخت اما در عین حال اولین سرکوب بزرگ و اولین شروش خشن را در اساطیر یونانی به وجود اورد. داستان ان ها فقط درباره خدایی که جایگزین دیگری می شود نیست بلکه درباره تولید اسیر شده در قدرت، فرزندان، فضای انکار شده و جانیست که می تواند فقط بعد از جدا شدن زمین و آسمان به وجود بیاید.

قبل از اینکه خدایان صورت داشته باشند

در تئوگونی هزیود، آفرینش با خدای صنعتگری که جهان را طراحی کرده باشد به وجود نمی آید بلکه با حقایق اولیه شروع می شود. در ابتدا خائوس به معنای یک شکاف بازشونده در دنیا بود. سپس از آن گایا به عنوان پایه همه چیز به وجود آمد. تارتاروس در عمق شکل گرفت و اروس به عنوان نیروی جذابیت و نسل ها به وجود آمد.

پیدایش گایا، تارتاروس و اروس از دل آشوب آغازین در روایت آفرینش اساطیر یونان
در تئوگونی هزیود، جهان با طراحی یک خدای آفریننده آغاز نمی‌شود؛ نیروهای بنیادینی چون زمین، ژرفا و کشش نخستین ساختار هستی را شکل می‌دهند.

از این رو گایا بیشتر از خدای خاک و کشاورزیست. او زمین زنده هستی، ثبات، زایش، بدن، ماده و مکان است. از او کوهستان ها، دریا و اورانوس به عنوان آسمان پر ستاره به وجود می آید که اورانوس برای پوشاندنش برابر با اوست.

اورانوس فقط بالای گایا قرار ندارد بلکه او را در برمیگیرد. آسمان و زمین اولین زوج کیهانی هستند اما نزدیکشان هیچ جهان بازی بینشان قرار نمی دهد. آفرینش شروع شده است اما همچنان نمی تواند تنفش کند.

معرفی کتاب: سه تفنگدار نوشته الکساندر دوما

ازدواجی به بزرگی جهان

گایا و اورانوس تبدیل به والدین یک نسل بزرگ الهی شدند. فرزندان انها عبارتند از دوازده تایتان از جمله اکئانوس، هایپریون، رئا، تمیسف منومزین و جوانتریناشن کرونوس. آن ها همچنین سه سایکلوگ هم به اسم برونتس، استرئوپس و ارگس را به وجود آوردند و همچنین سه صد دست که قدرت ماورایی داشتند.

این فرزندان صاحب قدرتهایی بودند که کیهان یونان بعدی به آن نیاز داشت. تایتان ها نماینده ساختار و نیروهای عظیم حافظه، قانون، نور کیهانی، زایش و مرز های جهان بودند. سیکلوپس ها با رعد و صنعتگری دقیق شناخته می شدند در حالی که صد دستان به زئوس در شکست دادن تایتان ها کمک کردند.

تولد اورانوس، آسمان پرستاره، از گایا الهه زمین در اسطوره آفرینش یونانی
گایا آسمان را هم‌اندازه خود پدید آورد تا سراسر زمین را بپوشاند؛ اتحادی که در آغاز باشکوه بود اما به تدریج به محاصره‌ای کیهانی تبدیل شد.

با اینحال اورانوس از چیزهایی که پدرشان است استقبال نمی کند. هزیود می گوید که او از فرزندانش متنفر است و در جای مخفی درون گایا آن ها را مخفی می کند. این تصویر بیشتر از آناتومیکال، اسطوره ایست اما معنایش خشن است. پدری که فرزندانش را به اجبار به بدن مادرشان بر میگرداند.

اولین خانواده الهی تبدیل به اولین زندان می شود.

پیشنهاد مطالعه: تاریخ ضبط صدا

آسمانی که آینده را پس می زند

اورانوس را به عنوان پدر ظالم می شناسند اما ظلم او معنایی ورای کیهان دارد. او از جانشین داشتن امتناع می ورزد. هر تولد، تفاوت به وجود می آورد و هر نسلی نظم ساخته شده با قبلی را به چالش می کشد. اورانوس قصد دارد که جلوی این تغییر را قبل از شروعش بگیرد.

تیتان‌ها، سیکلوپ‌ها و صد‌دستان زندانی در اعماق گایا به فرمان اورانوس
اورانوس فرزندان خود را در درون زمین پنهان کرد و نخستین خانواده الهی را به نخستین زندان اساطیر یونان تبدیل ساخت.

او به دنبال زایش بدون عواقب است. او گایا را می خواهد و از وی بچه می آورد و سپس از اینکه به این فرزندان جایپاه مستقلی در دنیا بدهد امتناع می کند. نقش او بر اساس تضاد ها شکل گرفته ، او زندگی را به وجود می آورد اما اجازه جدایی زندگی از خود را نمی دهد.

این اولین شکل طاغوت در اسطوره شناسی یونانیست. این یک جباریت سیاسی پادشاه بر روی شهروندانش نیست بلکه ستمگری یک پدر است که از سرکوب شدن جلوگیری می کند. اورانوس قصد دارد که کل افق باقی بماند هیچ چیز نمی تواند بین زمین و آسمان قرار بگیرد چرا هرچیزی که جا بگیرد مالکیت کیهان را محدود می کند.

برای گایا رنج هم مادرانست هم فیزیکی. فرزندان زندانی شده در درونش تجمیع شده اند و او زیر وزن هایشان رنج می کشد.زمین که خود جایگاه اصلی همه جانداران است از داشتن فضا برای زندگی محروم شده است.

از نگاه متفکران: ادراک از نگاه ویرجینیا وولف

ساخت اسلحه توسط گایا

جواب گایا تاریخ جهان را تغییر مدهد. او یک سنگ سخت می آفریند داسی بزرگ می سازد و از فرزندانش می خواهد پدرانش را تنبیه کنند. طبیعت حالا نه فقط زندگی بلکه ابزار شورش را نیز ساخته است.

اورانوس به‌عنوان فرمانروای آسمان و نماد قدرتی که از ظهور نسل آینده می‌ترسد
ستم اورانوس فقط خشونت یک پدر نبود؛ او می‌کوشید زایش، جانشینی و حرکت زمان را متوقف کند تا تنها افق ممکن جهان باقی بماند.

داس چند معنی به صورت همزمان دارد. هم یک ابزار کشاورزیست که به کاشت و دوره های بازگشتی زمین متصل است اما در دستان گایا تبدیل به سلاحی با توان جدا کردن یک لبه کیهانی از لبه دیگر دارد.

همان تیغ تیز که محصول را از زمین جدا می کند آسمان را نیز از قدترش خلع خواهد کرد.

بیشتر فرزندان گایا از اینکه با پدرشان روبرو شوند می ترسند. فقط جوانترین تایتان یعنی کرونوس قبول می کند. گایا او را در استتار نگه میدارد و داس را به دستانش می دهد. وقتی شب می آید و اورانوس قصد فرود آمدن بر گایا را دارد کرونوس بیرون می آید او را می گیرد و وی را نازا می کند.

گایا در حال ساخت داس آدامانتین برای شورش کرونوس علیه اورانوس در اساطیر یونان
داسی که گایا ساخت هم ابزار برداشت محصول بود و هم سلاح جدایی کیهانی؛ وسیله‌ای برای بریدن یک عصر از عصر دیگر.

در نتیجه اولین شورش در اساطیر یونانی یک جنگ قهرمانانه زیر خورشید نیست بلکه حمله ای از مخفیکاریست که توسط مادر نقشه ریزی و توسط پسر در آسیب پذیر ترین لحظه پدر انجام شده است.

زخمی که کیهان را باز کرد

خشونت علیه اورانوس ترسناک است اما از نظر اساطیر خلاقانه نیز است. این جدایی خشن اتحاد خفه کننده زمین و آسمان را از بین می برد. اورانوس به سمت بالا می رود گایا در پایین می ماند و در بین آن ها فضایی ایجاد می شود که دنیای مرئی امکان ظهور می یابد.

از این رو کیهان فقط از طریق تولد به وجود نیامده بلکه جدایی دلیل اصلی وجود کیهان است. فرزندان باید از درون مادر بیرون بیایند نسل ها باید جدا از هم باشند. فاصله با سختی ای که دارد به معنای شرط زندگی مستقل است.

کرونوس در کمین شبانه با داس گایا برای سرنگونی اورانوس خدای آسمان
شورش کرونوس نه در میدان نبرد، بلکه در کمینی پنهانی آغاز شد؛ لحظه‌ای که ترس یک نسل به خشونت نسل بعد تبدیل شد.

این افسانه، یک اصل آزاردهنده را نیز پیشنهاد می دهد، شکل وقتی به وجود می آید که جدایی شکسته شده باشد. دنیای بدون جدایی شاید ظاهر کاملی داشته باشد اما بی حرکت نیز است. چرا که هیچ منظره، تبارشناسی، جامعه یا تاریخی به وجود نمی آید مگراینکه آغوش اولیه شکسته شود.

داس کرونوس بیشتر از زخمی کردن پدرش انجام می دهد. زخمش زمان را می شکافد و قبل از حمله جهان در سیکل بی پایان زایش و زندان گیر افتاده بود بعد از آن یک فرمانروا می تواند بعد دیگری به سلطنت برسد قدرت های نهان می توانند ظهور پیدا کنند و تاریخ کیهان شروع می تواند شروع شود.

برای آشنایی بیشتر با پرومته تایتانی که آتش را دزدید و آپولون خدای موسیقی به این دو نوشته مراجعه کنید.

خون، کف دریا و زایش خشونت

شکست اورانوس زندگی جدید به وجود می آورد. خونش بر روی گایا می ریزد و از آن ارینیس، غول ها و ملیاء به وجود می آید. اندام مثله شده اورانوس در دریا می افتد که در آن کف دورش را می گیرد و بنا بر نوشته هزیود، از این کف آفرودیت به وجود می آید.

جدایی گایا و اورانوس و گشوده شدن فضای میان زمین و آسمان در اساطیر یونانی
با عقب‌نشینی آسمان از زمین، نخستین افق پدید آمد. جدایی دردناک به شرط شکل‌گیری جهان، زمان و استقلال نسل‌ها تبدیل شد.

نتایج پس از اقدام کرونو یک منطق عجیب اساطیر یونانی را نشان می دهد. خشونت هیچوقت فقط مخرب نیست. بلکه موجودات دیگر به وجود می آورد اما این موحودات شخصیت اعمالی که به وجود آورده شان را در خود حفظ می کنند.

از خون ریخته شده انتقام و قدرت جنگجویانه به وجود می آید.ارینیس با خود خاطرات خشونت خانوادگی را حمل می کند و مطمئن می شود که خونریزی به جای فراموشی، مسئولیت به وجود می آورد. غول ها اسطوره شورش علیه اقتدار را ادامه می دهند و همزمان آفرودیته ای که از دریا به وجود آمده الهه زیبایی، میل، جنسیت و جذابیت است.

درس اساسی این اسطوره این است کع عشق و انتقام از یک زخم به وجود می آیند.

پیدایش ارینی‌ها، غول‌ها، ملیای و آفرودیت پس از سقوط اورانوس در اساطیر یونان
از پیامد یک زخم کیهانی هم نیروهای انتقام و جنگ زاده شدند و هم آفرودیت، الهه میل و زیبایی؛ تضادی بنیادین در جهان اسطوره‌ای یونان.

این تضاد افسانه اورانوس و گایا را تعریف میکند. نسل های بعدی زندان را ایجاد می کند و مثله کردن آزادی به وجود می آورد، خون انتقام جویان خلق می کند و جنسیت از دست رفته الهه میل و هوس می آفریند. آفرینش و تخریب برای دو جهان متفاوت نیست و هرکدام دانه دیگری هستند.

آیا گایا آزادی بخش بود یا شروع کننده یک طلسم؟

گایا را می توان اولین نیروی آزادی بخش اساطیر یونانی دید. او از فرزندان دام افتاده اش محافظت می کند در مقابل سلطه مقاومت و ابزار شورش را می سازد و سپس کیهان را برای اینکه زندگی به وجود بیاید باز می کند. بدون مقاومتش، نسل های الهی در درونش باقی مانده بودند.

با اینحال پیروزی اش باعث ایجاد صلح نمی شود. کرونوس تبدیل به فرمانروا می شود اما خیلی زود ترس های پدرش را تکرار می کند. به او که هشدار داده بودند یکی از فرزندانش او را از سلطنت خلع می کند نتیجه میگیرد که فرزندانش را در تولد ببلعد. پسری که برادرانش را آزاد کرد خود تبدیل به پدری شد که آینده را بلعید.

این الگو اتفاقی نیست. خشونت اورانوس را از بین برد اما ترسی که طاغوت به وجود می آورد را خیر. کرونوس فقط حکمرانی کیهانی را به ارث نبرد بلکه رواشناسی قدرت تهدید شده را نیز با خود حمل کرد. او به این امر آگاه است که فرزندان می توانند به همان گونه ای که او پدرش را از سلطنت انداخت او خلع حکومت کنند.

تکرار خشونت میان اورانوس، کرونوس و زئوس در چرخه جانشینی خدایان یونانی
کرونوس پس از شکست پدر، همان ترس از فرزندان را به ارث برد. اسطوره نشان می‌دهد تغییر فرمانروا لزوماً ساختار قدرت و اضطراب جانشینی را از میان نمی‌برد.

از این رو، اولین شروش اولین طلسم جانشینی را به وجود آورد. هر حکمرانی می داند که قدرتش می تواند از وی گرفته شود چرا که خود آن را با شورش بدست اورده است. اورانوس از فرزندانش می ترسد کرونوس ان ها را می بلعد زئوس باید با نسل های بزرگتر خود برای ایجاد نظم جدید وارد جنگ شود.

انقلاب، حکمران را عوض می کند اما ساختار ترس را تغییر نمی دهد.

معرفی فیلم: پاپیون ساخته شافنر

زمین، آسمان و مشکل سرآغاز

در بنیادی ترین سطح، افسانه گایا و اورانوس به مشکلات آغاز می پردازد. هرچیزی وابسته به آغازش است با اینحال هیچ چیز نمی تواند رشد کند اگر کاملا توسطش محصور شود. والدین فرزند را می سازند اما باید اجازه جدایی بدهند. یک نظم سیاسی جامعه را می سازد اما نمی تواند جلوی تغییر را بگیرد. یک اسطوره فرهنگ را می سازد اما نسل ها بعدی باید این فرهنگ رو باز تفسیر یا علیهش مقاومت کنند.

اورانوس نماینده آغازیست که از محدود شدن امتناع می ورزد. گایا نماینده زمینیست که تحت مالکیت تام رنج می کشد و در نهایت تقاضای جدایی می دهد. کرونوس نماینده نیروی خطرناک جدایست که برای آزادی ضروریست اما خیلی راحت به شکل دیگری از سلطه تبدیل می شود.

این داستان ساختار مرئی جهان را به درام تبدیل می کند. زمین پایین است آسمان بالا کش می آید و بین آن ها دنیای سکونت یافته قرار دارد. فاصله آن ها یک اندازه خالی نیست بلکه نتیجه نزاع ابتداییست.

هر افق بازی تبدیل به زخم اولین جدایی می شود.

معرفی کتاب: ایلیاد و ادیسه اثر هومر

چرا اولین خشونت هیچوقت تمام نمی شود

اسطوره گایا و اورانوس یک الگوی تکراری را در اساطیر یونانی پایه گذاری می کند. آفرینش قدرت خلق می کند، قدرت از جانشین می ترسد، سرکوب باعث ایجاد شورش می شود و شورش نظم جدیدی خلق می کند که با خشونت تولد نشانه گذاری شده است.

اورانوس حکومتش را از دست می دهد اما ترسش در کرونوس زنده می ماند. کرونوس شکست می خورد اما نزاع بین نسلی در دوره زئوس، تایتان ها، غول ها، قهرمانان و خانواده های میرا ادامه می یابد. تراژدی یونانی مکررا به همان ساختار برمیگردد جرم های پنهان شده دوباره برمیخیزند، فرزندان صاحب همان زخمای والدین می شوند و هیچ عمل خشنی به طور امن در گذشته باقی نمی ماند.

این اسطوره توضیح می دهد که چرا داستان آفرینش یونانی متقاوت از چشم انداز های با صلح و شروع های منظم است. کیهان یونانی بدون مقاومت به وجود نیامده است بلکه از فشار، میل، زندان، جدایی، خون و جانشینی خلق شده است. نظم به معنای نبود خشونت نیست بلکه چیزیست که به صورت موقت از خشونت به وجود می آید.

از این رو گایا و اورانوس بیشتر از شخصیت سازی زمین و آسمان هستند. آن ها در ابتدا والدین هستند اولین اتحاد غیر ممکن و اولین حکومت خراب. داستان آن ها توضیح می دهد که چرا جهان دارای فضاست و چرا نسل ها با هم مبارزه می کنند و چرا آفرینش در اساطیر یونانی هیچوقت معصومانه نیست.

جهان با کنار هم آمدن و زمین به وجود می آید تاریخ وقتی شروع می شود که آن ها از هم جدا می شوند.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا