تعادل در ترکیب بندی یکی از مهمترین اصول های عکاسیست که در عین حال یکی از کم فهم شده ترین آن ها نیز استت. خیلی از عکاس ها تعادل را به معنای تقارن کامل می دانند سوژه ای درمرکز و دو طرف برابر و قابی که حس آرامش و نظم بدهد. اما تعادل تصویری مسئله بسیار پیچیده تری از این است. یک عکس میتونه حتی وقتی که سوژه فاصله زیادی از مرکز داره متعادل و بالانس باشه و حتی وقتی یک طرف تصویر پر و یک طرف خالی باشه یا حتی زمانی که نور، رنگ ، سایه و شکل همیدگر را در یک تنش ناپیدا به یک تعادل می رسونند.
در عکاسی ، تعادل به معنای قرار دادن وزن های دیداری درون یک قاب به نحویست که عکس حس عمدی بودن را پیدا کند. تعادل به معنای این نیست که همه چیز باید مساوی باشد بلکه به این معناست که جایگیری هر عنصری دلیل خاص خود را دارد. یک عکس متعادل چشم بیننده را هدایت میکند و ریتم احساسی عکس را کنترل و با اینکار به عکس حسی از کامل بودن می دهد.
تعادل در عکاسی مناظر، پرتره، معماری، خیابان و صحنه های سینمایی اهمیت اساسی برای ترکیب بندی خوب دارد. بالانس کمک می کند که سوژه های معمولی را به عکس های قوی تبدیل کنید چرا که به شما آموزش می دهد چگونه مسیر چشم بیننده را کنترل کنید.
تعادل در ترکیب بندی چیست؟
تعادل در ترکیب بند ی رابطه بین عناصر دیداری درون قاب است. هر عنصری درون عکس یک وزن خاصی دارد. یک صورت، یم جسم روشن، یک سایه سنگین، یک جسم کوچک قرمز، یک شکل بزرگ، جزئیات واضح و حتی یک منطقه پر کنتراست میتونه چشم بیننده را به خود جلب کنه.
وزن تصویری معادل اندازه فیزیکی هر عنصر نیست. یک چهره کوچک انسان در بیابان ممکنه وزن احساسی بیشتری از منظره پهناور اطراف خود داشته باشه. یک گل قرمز کوچک در اتاقی تاریک وزن تصویری بیشتری از میز چوبی داخل اتاق داره و یک چهره در تاریکی تبدیل به قوی ترین نقطه در عکس میشه به این دلیل که چشم انسان به صورت طبیعی حضور انسان را پر اهمیت فرض می کنه.
تعادل وقتی که وزن های تصویری همدیگر را حمایت، مخالفت یا تکمیل کنند اتفاق می افتد و در این حالت قاب عکس حس رندوم بودن و اتفاقی بودن نمی دهد چشم می تواند به طور طبیعی همه آن را ببیند و عکس حس این را می دهد که در یک لحظه مشخص با ترکیب مشخص گرفته شده است .
چرا تعادل در عکاسی اهمیت دارد؟
یک عکس فقط درباره سوژه نیست بلکه درباره قابیست که سوژه را در خود دارد. زمانی که شما تصمیم می گیرد که لبه های عکستان از کجا شروع و به کجا ختم شود همه سوژه ها، خطوط، رنگ و فضای خالی تبدیل به قسمتی از ترکیب بندی می شوند.
بدون تعادل، یک عکس حس ناتمام بودن یا گیج کننده بودن را می دهد. ممکنه سوژه عکاسی جالب باشد اما عکس بخاطر پس زمینه، گوشه ها و یا فضای اطراف حس ضعیف بودن ار منتقل کند. یک جسم تصویری قوی در یک طرف قاب ممکنه توجه زیادی جلب کنه. عناصر رقیب بی شمار می تونند حس شلوغی در یک عکس ایجاد کنند و فضای خالی بی هدف میتونه به تصویر حس تصادفی بودن ببخشه.
تعادل خوب این مشکلات را حل می کند چرا که به بیننده کمک می کند که در ابتدا کجا را ببینید و سپس به کدام قسمت توجه کند. تعادل به زیبایی عناصر زیبایی می بخشد و اطلاعات تصویری را تبدیل به معنای دیداری می کند.
مطالعه بیشتر : 7 ترکیب بندی در عکاسی
تعادل متقارن، نظم، آرامی و زیبایی
تعادل متقارن ساده ترین و سرراست ترین نوع تقارن است. این تعادل وقتی اتفاق می افتد که دو طرف قاب به صورت آینه ای همدیگر را تکرار کنند یا به حد زیادی شبیه هم باشند. اماکن و ساختمان ها، انعکاس، راهرو، ورودی خانه، پل و فضاهای مذهبی می توانند مکان و شرایط مد نظر شما را برای تعادل متقارن ایجاد کنند و در عکاسی پرتره از این تقارن به صورت عمدی برای عکاسی استفاده می شود.

تقارن حسی از نظم را ایجاد می کند و باعث ایجاد حس آرامش، وقار، عظمت و قدرت در عکس می شود. ساختمانی که از روبرو عکس گرفته شده شخصی که در مرکز ورودی قرار گرفته و کوهستانی که بر روی دریاچه ای آرام منعکس شده است می توانند تعادل های متقارن قدرتمندی ایجاد کنند.
با اینحال تقارن باید با دقت مورد استفاده قرار بگیرد. اگر عکس بیش از حد کامل است و هیچ المانی احساسی به صحنه اضافه نمی کند نتیجه تقارن می تواند حالت استاتیک و خشک پیدا کند. یک عکس متقارن نیازمند فضا، نور، بافتار، حس و حالت و جزئیاتیست که آن را فقط از یک جاسازی صرف جدا کند.
اگر قصد خرید لنز برای عکاسی متقارن را دارید حتما راهنمای خرید لنز های دست دوم را مطالعه کنید
تعادل غیر متقارن، انرژی و تنش دیداری
تعادل غیر متقارن به مراتب پیچیده تر و جذاب تر از متقارن هست و وقتی اتفاق می افتد که دو طرف قاب به یک شکل نباشند اما به طریقه ای با هم متصل باشند. یک جسم بزرگ میتونه با کلی جسم کوچک دیگر به تعادل برسه و یک هایلایت روشن میتونه منطقه تاریک رو متعادل کنه همانطور که فضای خالی توانایی این رو داره که با شخصی که در یک طرف عکس ایستاده ترکیب بندی متعادل ایجاد کنه.
این مدل تعادل به مراتب طبیعی تر به نظر میرسه چرا که در زندگی واقعی شما به ندرت با تعادل متقارن روبرو میشید. در عکاسی خیابانی و مستند، ترکیب بندی سینمایی، پرتره و عکاسی منظره شما به مراتب بیشتر از تعادل غیر متقارن استفاده می کنید.

برای مثال عکسی را تصور کنید که در آن سوژه در سمت راست تصویر ایستاده و به سمت فضای خالی سمت چپ نگاه می کند در این حالت فضای خالی به هیچوجه از دست نرفته است بلکه چهره را با دیدن محلی برای خیره شدن متعادل کرده است. این فضا به عکس جهت، حالت و عمق روانشناختی می دهد.
تقارن غیر متقارن باعث سفر چشم و ایجاد حرکت در عکس می شود و به عکس حس زندگی، مدرن بودن، فکر شده بودن و لایه لایه بودن می دهد.
مطالعه بیشتر: اختراع دوربین، نگاهی به تاریخ ثبت تصاویر
وزن تصویری، نیروی پنهان پشت ترکیب بندی
برای استاد شدن در تعادل، عکاس باید وزن دیداری را ببیند. وزن دیداری نیروییست که توجه بیننده را جلب می کند و عکاس با تمرین یاد میگیرد کدام عناصر به صورت طبیعی سنگین تر از بقیه هستند.
نقاط روشن به طور طبیعی توجه بیشتری از نقاط تاریک جلب می کنند. فضاهای پر کنتراست چشم بیننده را بیشتر از کم کنتراست جذب می کنند رنگ های گرمی مثل قرمز، نارنجی و زرد معمولا قوی تر از رنگ های سرد مثل آبی، خاکستری یا سبز هستند. جزئیات واضح از جزئیات محو قوی ترند صورت، چشم، دست و انسان ها به طور طبیعی قوی تر از بقیه عناصر هستند چرا که باقی انسان ها به صورت غریزی به آن ها جلب می شوند.

مکان قرار گیری سوژه، وزن دیداری را تغییر می دهد. سوژه نزدیک لبه قاب به نظر پر تنش تر به نظر می رسد چرا که با مرز های قاب کنش دارد. سوژه پایین قاب به نظر با ثبات تر و پایدار تر است و سوژه بالا قرار گرفته به نظر سبک، دور و ناپایدار است.
موقع ترکیب بندی در عکس از خودتون بپرسید سنگین ترین بخش تصویر کدام است. آیا چیزی آن را متعادل می کند آیا چشم به صورت طبیعی در قاب حرکت می کند یا آیا یک عنصری در حال کنترل باقی عناصر است. این سوال ها به شما کمک میکنه که ترکیب بندی های بهتری در عکاسی خلق کنید.
پیشنهاد مطالعه: سرعت شاتر چیست؟
تعادل از طریق رنگ
رنگ یکی از قوی ترین ابزار ها برای ایجاد تعادل است.یک ناحیه کوچک با رنگ قوی میتونه ناحیه بزرگ خنثی را متعادل کنه.بخاطر همینه که چتر قرمز در خیابان خاکستری، تاکسی زرد در شهر بارانی یا در آبی یک دیوار ساده میتونه تبدیل به مرکز احساسی هر عکسی بشه.
تعادل رنگ به معنای استفاده یکسان از رنگ نیست. در واقع رنگ زیاد میتونه باعث بهمریختگی عکس بشه. ترکیب بندی قوی در رنگ وابسته به کنترل کردن میزان رنگ صحنست. یک رنگ اصلی، یک رنگ مکمل و یک رنگ تاکیدی کم میتواند عکس های قوی خلق کند.

از منظر دیداری رنگ های گرم حس فعال بودن را می دهند و به نظر می رسند که در طول قاب در حال حرکت هستند. رنگ های سرد به نظر آرام تر و دور تر میاند. یک سوژه گرم در مقابل پس زمینه سرد میتونه یک حس قوی از تعادل و عمق را ایجاد کنه.
عکاسان معمولا از رنگ برای جهت دهی به توجه، تولید کنتراست و ساختن فضای احساسی استفاده می کنند در ترکیب بندی متعادل، رنگ یک امر تزئینی نیست بلکه ساختار اصلیست.
مطالعه بیشتر: 7 جمله از کامو درباره پوچی
تعادل از طریق نور و سایه
نور و سایه در تعادل عکاسی اهمیت بسزایی دارند. یک پنجره روشن در اتاق تاریک، چهره ای که از تاریکی پدیدار می شود یا پرتوی نور خورشید که بر کف اتاق افتاده است میتواند باعث چیدمان قاب شود.
در عکاسی سیاه و سفید، تعادل تقریبا همیشه وابسته به روابط نوری صحنست. چون رنگی وجود نداره بیننده روشنایی، تاریکی، کنتراست و بافتار رو میبینه و یک جسم بزرگ تاریک میتونه در این حالت توسط یک جسم کوچک روشن متعادل بشه و خود سایه میتونه به اندازه سوژه مهم باشه.

در فیلم برداری سینمایی معمولا از این تعادل استفاده می شود.یک شخصیتی ممکن است توسط مقدار کمی نور روشن شده باشد در حالی که مابقی اتاق در تاریکی فرو رفته است. یک ناحیه روشن توجه را جلب، اما تاریکی اطراف فضا و حس را ایجاد می کند. تعادل بین چیز پنهان و پیدا به عکس نیروی احساسی می بخشد.
موقع فیلمبرداری، فقط به سوژه نگاه نکنید. به میزان پخش شدن آن دقت کنید خود نور بخشی از ترکیب بندیست.
تعادل و فضای منفی
فضای منفی منطقه خالی یا ساکت اطراف سوژست. ممکنه این فضا، آسمان، آب، مه، دیوار، سایه و شن یا هر پس زمینه ای جزئیات ریز باشه. خیلی از عکاسان تازه کار فکر میکنن فضای خالی بی فایدست اما در ترکیب بندی های قوی، فضای منفی میتونه یکی از قوی ترین ابزارهای متعادل کردن باشه.
فضای منفی به سوژه فضایی برای تنفس می دهد و با ایجاد تنهایی، سکوت، آرامیش، جداشدگی، آزادی و تنش حس و حالت مد نظر عکاس را بیننده منتقل می کند. یک چهره غرق شده در منظره خالی از نظر احساسی بسیار قویست چرا که فضای خالی تبدیل به بخشی از قصه می شود.

تعادل با فضای منفی درباره پر گردن قاب نیست. بلکه درباره این است که بدونی کی نباید صحنه رو پر کنی. بعضی اوقات آرام ترین بخش عکس بیشترین معنی را حمل می کند.
در عکاسی پرتره، فضای منفی نشانه فکر، فاصله یا جداشدگی احساسیست در عکاسی منظره میتونه فضا و مقیاس را درست کند و در عکاسی مینیمال میتونه تبدیل به زبان اصلی عکس بشود.
پیشنهاد برای مطالعه بیشتر: تاریخ اپتیک از آینه های اولیه تا تلسکوپ های مدرن
تعادل از طریق خطوط و جهتدهی
خطوط به چشم های بیننده جهت می دهد. جاده، رودخانه ، سایه، دیوار، حصار، پلکان و خیرگی ها میتونند نیروی جهت دهی درون قاب ایجاد کنند. این خطوط تعادل را مورد تاثیر قرار می دهند چرا که حرکت را کنترل می کنند.
یک خط مورب میتونه حس پویایی به عکس بدهد و یک خط افقی میتونه آرامش ایجاد کند و خط عمودی میتواند نشانه قدرت باشد در حالی که خطوط منحنی حس وقار و جریان ایجاد میکنن.
جهت نیز اهمیت دارد. اگر شخصی به یک طرف قاب نگاه کند چشم بیننده همان جهت را دنبال می کند. اگر جاده به عمق منتهی شود چشم با آن حرکت می کند و اگر چندین خط به سمت سوژه برود ترکیب بندی نقطه تمرکز پیدا می کند.
تعادل وقتی ایجاد می شود که این نیرو های جهت دهی به صورت نامنظم با هم درگیر نشوند. بلکه باید به چشم بیننده جهتی هدفمند بدهند. یک ترکیب بندی خوب معمولا مثل یک مسیر دیداریست.
تعادل در عکاسی پرتره
در عکاسی پرتره، تعادل فقط درباره چهره نیست بلکه حالت ایستادن، پس زمینه، لباس، نور، حالت چهره و فضای خالی نیز مهم است. یک پرتره وقتی که چهره با سایه، معماری، رنگ و حالت بدن متعادل شده تبدیل به عکس قدرتمندی می شود.
یک پرتره مرکزی حس مستقیم بودن و نمادین بودن را پیدا می کند و یک پرتره خارج از مرکز بیشتر حس سینمایی و روانشناختی دارد. اگر سوژه به فضای خالی نگاه کند آن فضا معنی دار می شود و اگر پس زمینه با شکل های قوی ساخته شده باشد باید به جای حواس پرت کردن، سوژه را حمایت کنند.
دست ها اطلات دیداری زیادی در پرتره حمل می کنند. دست نزدیک صورت یا حتی جهت شونه ها میتونند تعادل عکس را تغییر بدهند.
هدف این نیست که همیشه یک پرتره متعادل درست کنید بعضی اوقات عدم تعادل احساس ایجاد می کند اما حتی تنش نیز باید حالت عمدی داشته باشد.
تعادل در عکاسی منظره
عکاسی منظره معمولا با اجسام بزرگی مثل کوه ، آسمان، جنگل، آب، سنگ و ابر ها دارد. تعادل به چیدمان این عناصر برای عدم شلوغ کاری و جلوگیری تخت شدن عکس کمک می کند.
یک کوهستان بزرگ ممکنه به عنصری در پیش زمینه نیاز داشته باشد تا متعادل شود. یک آسمان دراماتیک، نیازمند زمینی قوی در زیرش است. یک خورشید روشن در گوشه تصویر، به سایه، بافتار و سوژه ای در گوشه ای دیگر در قاب نیاز دارد.
پیش زمینه، میان زمینه و پس زمینه در عکاسی منظره بسیار اهمیت دارند وقتی این لایه ها متعادل باشند عکس عمق پیدا می کند و بیننده حس حضور در صحنه را به جای بیرون ماندن از منظره پیدا می کند.
مقیاس یکی دیگر از ابزار های قدرتمند است. یک شخص کوچک، درخت یا حیوان میتوانند یک محیط بزرگ طبیعی را متعادل کنند چرا که بیننده نقطه ای برای ارتباط احساسی می دهند.
تعادل در عکاسی خیابانی
عکاسی خیابانی، پیش بینی ناپذیر است در نوشته های بعدی درباره عکاسی خیابانی به طور کامل براتون خواهم نوشت اما بدانید که تعادل در عکاسی خیابانی بسیار مهم است. تعادل میتواند یک لحظه خودجوش را تبدیل به یک عکس استثنایی بکتد. یک شخص در حال حرکت، سایه، علامت، انعکاس و یک ساختمان می توانند برای لحظه ای هم جهت بشوند و عکاس خیابانی خوب کسیست که این روابط دیداری را به سرعت متوجه می شود.
در عکاسی خیابانی تعادل از کنتراست به وجود می آید، قدیمی در برابر جدید، روشنایی در برابر تاریکی، حرکت در مقابل سکوت، هندسه شهری در مقابل چهره انسانی، این تضاد ها میتوانند عکس های عالی خیابانی ایجاد کنند. شخصی که از یک سمت قاب به سمت دیگر می رود می تواند با پنجره، سایه و یا تکه ای از نور در سمت دیگر متعادل بشود.
صحنه های خیابانی بدلیل اینکه از نظر دیداری بسیار شلوغ هستند نیازمند تعادل هستند تا آشوب کمتری در عکس ثبت بشود. در عکاسی خیابانی شما باید بدنبال پیدا کردن نظم در حرکت باشید.
تعادل پویا، وقتی تنش زیبا می شود
همه عکس های متعادل حس آرامش را نمی دهند. بعضی از قوی ترین ترکیب بندی ها از تعادل پویا استفاده می کنند بخصوص وقتی که عناصر دیداری در حال رقابت با همدیگر برای گرفتن توجه هستند. در این حالت عکس حالت پویا و پرتنش را دارد در حالی که از تعادل خارج نشده است.

سوژه نزدیک لبه قاب، یک سایه قطری قوی، یک حالت بدن خاص و یا یک فضای غیر معمول منفی میتونه تعادل پویا را ایجاد کند. این مدل ترکیب بندی وقتی که عکاس قصد بیان عدم قطعیت، درام، درگیری، حرکت و یا فشار روانی را دارد بسیار کاربردیست.
تعادل پویا در سینما، عکاسی مد، عکاسی مستند و پرتره های پر حس و حال بسیار پر کاربرد است.این مدل ترکیب بندی نشان می دهد که تعادل به معنای آرامش نیست بلکه تعادل میتونه استفاده کنترل شده از عدم تعادل نیز باشد.
برای آشنایی بیشتر با نورسنجی فوکوس به نوشته انواع نورسنجی دوربین و انواع حالت فوکوس دوربین مراجعه کنید.
اشتباهات متعادل در ترکیب بندی متعادل
یکی از اشتباهات رایج، بدون فکر قرار دادن سوژه در مرکز است. مرکز قرار دادن سوژه می تواند به زیبایی عمل کند اما فقط وقتی که در خدمت عکس باشد. یکی دیگر از اشتباهات رایج پر کردن تمام گوشه های عکس با جزئیات است. یک قاب شلوغ ممکنه به نظر غنی از اطلاعات بیاد اما بدون سلسله مراتب دیداری برای بیننده خسته کننده می شود.
عکاسان معمولا گوشه ها و لبه ها را نادیده می گیرند. یک جسم روشن در لبه می تونه حواس بیننده را از سوژه پرت کند. یک شکل غیرمنتظره در پس زمینه می تونه تعادل یک عکس قوی را خراب کند.
یکی دیگر از اشتباهات رایج فرمول بندی ترکیب بندیست. قاعده یک سوم، تقارن، خطوط راهنما و فضای منفی بسیار بدرد بخورند اما راه حل های خودکار نیستند. تعادل به یک عکس خاص مربوط است. عکاس باید یاد بگیرید که روابط را ببیند و فقط به دنبال خطوط تقسیم کننده روی مانیتور دوربین نباشد.
چگونه ترکیب بندی متعادل را تمرین کنیم
بهترین راه برای تمرین تعادل، دیدن با دقت صحنه ها از ویزور یا مانیتور دوربین است. به کل قاب نگاه کنید و نه فقط به سوژه. به پس زمینه، پوشه ها، نور، رنگ و فضای خالی دقت کنید.
چندین نوع مختلف از یک صحنه عکس بگیرید سوژه را در مرکز قرار بدید و سپس در چپ و بعد در راست، فضای منفی را بیشتر کنید و کمتر، فاصلتون را از صحنه کم و زیاد کنید و ارتفاع دوربین را بالا پایین ببرید و متوجه بشید که تعادل چگونه تغییر می کند.
به عکس های عکاسان بزرگ دقت کنید فیلم های کارگردان های بزرگ را ببینید و از خودتون در هر قاب بپرسید که وزن دیداری کجاست. چپونه قاب توجه بیننده را جلب می کند و چطور چشم شما در آن حرکت می کند.
در طول زمان، تعادل برای شما غریزی می شود. خیلی راحت متوجه خواهید شد کی یک قاب حس سنگینی در یک طرف دارد و کی فضای خالی کار می کند و کی رنگ تاکیدی بیش از حد قویست و چه موقغ سایه به ساختار عکس کمک می کند.
اگر دوست دارید درباره پیشگامان ابتدایی سینما بدونید حتما به نوشته از عکس به تصاویر متحرک مراجعه کنید
نتیجه گیری، تعادل معماری قاب است
تعادل در ترکیب بندی یک قاعده سفت و سخت نیست بلکه معماری عکس است. یک ساختار پنهان است که اجازه همکاری همزمان احساس، نور، سوژه و فضا را با همدیگر می دهد.
یک عکس متعادل نیازمند تقارن کامل نیست و نیاز نیست برای رسیدن به تعادل فضای آرام خلق کنید و طبق یک فرمول از پیش تعیین شده جلو برید. بلکه تعادل فقط برای این مهم نیست که از نظر دیداری عناصر عمدا چیده شده باشند. همه المان ها باید به ریتم، عکس،حالت و معنی تصویر کمک کنند.
وقتی عکاسان تعادل را متوجه بشند کنترل بیشتری نسبت به تجربه بیننده پیدا می کنند و یاد میگیرند چجوری هارمونی، تنش، سکوت، درام و حرکت را درون یک قاب خلق کنند.
در نهایت تعادل درباره برابر کردن دو طرف عکس نیست بلکه درباره زنده کردن کل عکس است.
