میشل استروگف ژول ورن یکی از رمان های ماجراجویی مهم ادبیات قرن نوزدهم است که یک جایگاه متمایز در بین آثار مشهور ورن دارد. در این کتاب زیردریایی ای نیست که به اعماق اقیانوس برود و هیچ اکتشافی در زیر سطح زمین انجام نمی شود و هیچ مسابقه ای با استفاده از جداول زمانی قطار نیز اتفاق نمی افتد. به جای آن ورن توجه خودش را به یک قطعه زمین بزرگ جلب کرده است: روسیه و سیبری.
کتاب در سال 1876 با اسم فرانسوی میشل استروگف چاپ رسید رمان داستان پیک تزار روسیه را تعریف می کند که باید با طی هزاران کیلومتر یک پیغام مهم را به ایرکوتسک برساند. سفر او به شهر ها، رودخانه ها، جنگل، مناطق جنگی و قلمروهایی خارج از ارتباطات می رسد.
در مرکز داستان یک ایده روایی قوی وجود دارد یک مرد باید اطلاعاتی که سرنوشت شهر را تعیین می کند با خود حمل کند و تقریبا همه چیز بین مسکو و سیبری در مسیرش قرار می گیرد.
نتیجه یکی از فیزیکی ترین و از نظر احساسی پرتنش ترین داستان های ماجراحویی تاریخ ادبیات است داستانی درباره فاصله، وفاداری، هویت، مقاومت و لحظات ترسناکی که ارتباطات بین بخش های دور یک کشور فروپاشی می کند.
ژول ورن خارج از ادبیات تخیلی
ژول ورن را به عنوان یکی از پیشگامان ادبیات تخیلی می شناسند کارهایی مثل بیست هزار فرسنگ زیر دریا، سفر به مرکز زمین و از زمین به ماه علوم معاصر را به سفر های شگفت انگیز تبدیل کردند. اما میشل استروگف یک مسیر دیگری رفت.
رمان اساسا یک ماجراجویی تاریخیست. درام آن نه از ماشین های پیچیده بلکه از جغرافیا، نزاع سیاسی، مسافرت، رازداری و بقای انسان می آید با اینحال امضای ورن در همه جای آن وجود دارد.
نویسنده شیفته حرکت در فواصل دراز، رودخانه ها، جاده ها، قطار، اسب ها، قایق ها، خطوط تلگراف، شهر ها و مرز هاییست که خود تبدیل به مکانیک قصه شده است.

در رمان های دیگر ورن تکنولوژی دنیا را کوچکتر کرده است در اینجا بر عکس اتفاق می افتد.
وقتی ارتباط تلگراف شکسته می شود و بی نظمی سیاسی در سیبری پخش می شود فاصله خطرناک می شود چرا که اطلاعات دیگر نمی تواند به یکباره منتقل شده و یک پیام باید توسط انسان حمل شود.
آن انسان میشل استروگف است.
برای مطالعه: تاریخ سینمای ایتالیا
میشل استروگف: پیک تزار
میشل استروگف به عنوان مردی که مناسب عملیات غیر ممکن است معرفی می شود. او منظم، از نظر فیزیکی قدرتمند، باهوش مجرب و توانا در آرام ماندن زیر فشار است. او توسط جغرافیای سخت سیبری شکل گرفته و محیطی که باید در آن سفر کند را می شناسد.
تزار او را با یک پیام اضطراری برای دوک بزرگ ارکوتسک به سمت شرق فرستاده می شود در حالی که سفر باید مخفیانه انجام شود.
از این رو استروگف نمی تواند به عنوان یک پیک امپراتوری سفر کند و باید در طول روسیه با اجتناب از دشمنانی که اهمیت پیام وی را درک میکنند این سفر را به نتیجه برساند.

این یکی از تنش های مرکزی رمان است. میشل دائما باید بین اینکه خودش باشد یا هویتش را بخاطر ماموریت مراقبت کند انتخاب کند.
از این رو توان او فقط فیزیکی نیست او باید واکنش هایش، احساساتش و رابطه اش با افرادی که مواجه می شود را کنترل کند.
مطالعات اساطیری: ثور در اساطیر نورس، خدای رعد و میولنیر
سفری در طول روسیه
جغرافیا یکی از ضد قهرمانان اصلی میشل استروگف است. ورن مسیر را در طول روسیه به عنوان حرکت تدریجی بین مراکز سیاسی و مناطق به شدت بی ثبات می چیند. مسکو نماینده نظم، نهاد، اطلاعات و اقتدار امپراتوریست. سیبری نماد فاصلست.
هرچقدر میشل دورتر می شود ساختار زندگی معمولی کمتر قابل اعتماد می شود. حرکت با عدم قطعیت مواجه و ارتباطات محو می شود جاده ها خطرناک و رودخانه تبدیل به مانع می گردد در حالی که نظم سیاسی تکه تکه شده است.

ورن مکررا ما را به یاد مقیاس می اندازد و مسافت داخل داستان عظیم و هر تاخیری اهمیت دارد. بر خلاف هشتاد روز دور دنیا جایی که فیلیئاس فاگ با دنیای مواجه می شود که به شدت وابسته ابزار انتقال مدرن است. اما میشل استروگف در دنیایی سفر می کند که ارتباطات از بین رفته است.
این تضاد شگفت آور است، فاگ وابسته به شبکه ارتباطیست و استراگوف در جایی که شبکه ها شکست خورده اند بقا پیدا می کند.
نادیا و بخش انسانی سفر
در این سفر میشل با نادیا فدور مواجه می شود یک زن جوانی که برای بازگشت به پدرش به سمت سیبری می رود. نادیا چیزی بیشتر از همراه ثانوی می شود. حضور او ساختار احساسی رمان را تغییر می دهد. میشل مسیر را به عنوان مردی که از ابتدا توسط وظیفه تعریف شده است شروع می کند او مقصد، پیام و دستوری دارد و نادیا یک مسئولیت جدید اضافه می کند مسئولیتی که نمی توان به دستورات نظامی تقلیل داد.
رابطه آن ها به رمان حس گرمی می دهد بدون اینکه حس خطر را ضعیف کند. نادیا همچنین یک شکل دیگری از شجاعت را نشان می دهد.

مهارت میشل از تمرین، قدرت فیزیکی، نظم و تجربه می آید. نادیا از طریق مصمم بودن، وفاداری، صبر و مقاومت احساسی بقا پیدا می کند. با خطرناک شدن سفر تمایز بین حفظ ماموریت و حفظ دیگری بسیار سخت می شود.
معرفی کتاب: جنگ و صلح، حماسه تولستوی درباره تاریخ،خانواده، جنگ و جستجوی معنی
ایوان اگارف و تهدید درون
ضد قهرمان اصلی رمان ایوان اگارف یک افسر روسیست که توسط نفرت و انتقام هدایت می شود.
اگارف خطرناک است نه بخاطر مخالفت با نظم سیاسی روسیه بلکه بخاطر فهم عمیقش از ساختار آن.
او زبان، ساختار، عادت و ضعف هایش را می شناسد و این او را یک دشمن بسیار موثر می کند. شورش بزرگتر خطر نظامی درست می کند اما اگارف چیزی عمیق تر معرفی می کند و از درون خیانت می کند.

نزاع او با میشل رمان را به صورت تدریجی از ماجراجویی جغرافیایی به نزاع شخصی تبدیل می کند.هر دو مرد متوجه نظم و اهمیت اطلاعات می شوند اما از این مهارت ها برای دو هدف متفاوت استفاده می کنند. میشل اطلاعات را با هدف حفظ حمل می کند و اگارف از اطلاعات برای تخریب استفاده می نماید.
از نگاه متفکران: طبیعت انسان از نگاه پاسکال
تلگراف، مسافت و قدرت اطلاعات
یکی از جالب ترین ایده های میشل استروگف اهمیت ارتباطات است. قرن نوزدهم توسط تلگراف تغییر کرده بود اطلاعات می تونست در مسافت های بزرگ سریعتر از انسان ها حرکت کند. ورن متوجه انقلابی بودن این ماجرا می شد اما رمان وی جهانی را تصور می کند که چه اتفاقی می افتد وقتی این سیستم از کار کردن بیفتد.
وقتی یک خط ارتباطی قطع می شود جغرافیا ناگهان برمیگردد و هزاران کیلومتر ناگهان دوباره مهم می شود.

مرکز سیاسی نمی تواند به سادگی پیام را به شهر های دور بفرستد. معرفت باید با سرعت اسب، قطار، کشتی و بدن انسان حرکت کند. از این رو میشل خود چیزی تکنولوژیک می شود و تبدیل به کانال ارتباطی زنده می گردد.
پیامی که او حل می کند باید از مناظر فیزیکی عبور کند چرا که شبکه مکانیکی شکست خورده است.
این ایده به رمان ارتباط امروزی اش را می دهد جوامع مدرن به قدری به ارتباطات مدرن وابسته است که از بین رفتنشان می تواند بحران ایجاد کند.
سیبری به عنوان منظره و آزمایش روانشناختی
سیبری در این رمان بیش از موقعیت است بلکه یک آزمایش انسان شناسیست. مسافت زیادش، آب و هوای متغیر، رودخانه ها، جنگل ها، تنهایی و عدم قطعیت سیاسی شخصیت ها را به کیفیت های اساسیشان برمیگرداند و در این شرایط راحتی و قطعیت محو و در نهایت خود هویت بی ثبات می گردد. اینطوری ورن جغرافیا را به فشار روانشناختی تبدیل می کند.
سفر می پرسد که چه میزان از یک انسان می توان گرفته شود قبل از اینکه تصمیم محو شود. جواب میشل برای کتاب مرکزیست. قدرت او نه از ایمنی به رنج بلکه از ادامه دادن با وجود رنج است.
این تمایز از اینکه او یک قهرمان آسیب ناپذیر ماجراجویی باشد خودداری می کند. مقاومت در این شرایط مهمتر از قدرت می شود.
دو روزنامه نگار، بلونت و ژولیوت
در بین شخصیت های جالب رمان دو روزنامه نگار هری بلونت و آلسید ژولیوت است. حضور ان ها به ورن یک نقطه دید دیگر در وقایع درون روسیه می دهد. در حالی که میشل به علت دادن اطلاعات حرکت می کند روزنامه نگاران برای مشاهده و گزارش سفر می کنند. آن ها شاهدان تاریخ هستند و رقابتشان شوخی هایی به داستان اضافه می کند که در غیر این صورت با یک داستان بیش از حد پرتنش و خشک طرف بودیم.

در همین زمان این مسئله مضمون اصلی رمان یعنی اطلاعات را تقویت می کند. میشل پیام پنهانی را حمل می کند و اگارف قصد کنترل اطلاعات را دارد و ژورنالیست ها اطلاعات را جمع می کند.
دوباره و دوباره ورن جهان سیاسی رمان را حول اینکه چه کسی چه چیزی می داند و ایا این دانیش به شخص درست در زمان درست می رسد یا خیر می سازد.
پیشنهاد فیلم: پاپیون، ساخته شافنر
یک نوع دیگر از ماجراجویی ورن
چیزی که میشل استروگف را در کار های ورن جالب می کند این است که چه میزان کمی این رمان به تخیلات تکنولوژیک وابسته است. ماشین اصلی مرکزی این کتاب بدن انسان است. میشل باید ببیند، یاد بیاورد، سفر، مقاومت و مراقبت کند و در عین حال ادامه دهد.

ورن این جهان عظیم را از یک مضمون ساده می سازد و با چند سوال ساده اینکه وفاداری نیازمند چه چیزیست و چه میزان رنج می تواند وظیفه را توجیه کند و آیا شخصی می تواند احساسات شخصی اش را در خدمت مسئولیت بزرگتر سرکوب کند یا خیر، این رمان را متفاوت از سایر رمان هایش می نویسد.
معرفی رمان: ابله، نوشته فئودور داستایفسکی
چرا میشل استروگف ارزش خواندن دارد؟
در بین رمان های ژول ورن، میشل استروگف معمولا تحت سایه رمان ها و مفهوم های تخیلی تر وی مثل نوتیلوس و جهان زیر زمین پروفسور لیدنبروک یا سفر فیلیئاس فاگ در دور جهان قرار داد اما واقع گرایی نسبی این رمان یک ماندگاری و اصالت به این کتاب می دهد.
تعلیق این کتاب از این می آید که چه میزان فشار می تواند قبل از شکست ماموریت به آن وارد شد. میشل استرووف فهم ما از ژول ورن را گسترش می دهد. ورن در این کتاب شیفته تکنولوژی های آینده نگر یا مقاصد غیر ممکن است او شیفته خود حرکت است.
سفر میشل استروگف در سیبری بیشتر از یک سفر معمولی در روسیه قرن نوزدهم است بلکه تبدیل به داستانی درباره زمانی می شود که تکنولوژی، امنیت، ارتباطات و قطعیت محو می گردد.
برای ورن ابزار نهایی اکتشاف همیشه زیردریایی، قطار یا ماشین علمی نیست بعضی اوقات فردیست که از ایستادن امتناع می کند.
