سفر به مرکز زمین، فرود ژول ورن به علم، ترس و ناشناخته ها

سفر به مرکز زمین اثر ژول ورن؛ پروفسور لیدنبروک، اکسل و هانس در اعماق زمین میان غارهای عظیم، دریای زیرزمینی و لایه‌های زمین‌شناسی

در نوشته های قبلی دو تا کتاب از ژول ورن را معرفی کردیم و به بررسی دور دنیا در هشتاد روز و شرط فیلیاس فاگ و بیست هزار فرسنگ زیر دریا و سرنوشت کاپیتان نمو پرداختیم. در این نوشته به بررسی یکی دیگر از رمان های معروف ژول ورن یعنی سفر به مرکز زمین می پردازیم.

سفر به مرکز زمین یکی از رمان های کلیدی ماجراجویی قرن نوزدهم و یکی از کتاب هاییست که به تثبیت پایه های ادبیات علمی تخیلی کمک کرد. این کتاب که در دهه 1860 به چاپ رسید نه با یک ماشین از آینده یا سفر درون ستاره ها بلکه با یک سوال ابتدایی شروع می کند اینکه چه چیزی زیر پاهای ما قرار دارد؟

برای ورن، زمین فقط سطحی پوشیده با شهر، اقیانوس، کوهستان نیست بلکه یک راز و رمز لایه لایه است.

پشت این جهان آشنا زمان زمین شناختی، تاریخ دفن شده، غار های عظیم، اکوسیستم های ناشناخته، و امکان اینکه انسان ها فقط نازک ترین سطح سیاره خود را بفهمند وجود دارد.

این رمان داستان پروفسور اتو لیدنبروک و برادر زاده اکسل و راهنمای ایسلندیشان هانس را در اقدام به پایین رفتن از یک دهنه آتش نشان خاموش شده و سفر به داخل زمین را روایت می کند. چیزی که به عنوان اکتشاف علمی شروع شد به تدریج تبدیل به مواجهه با تاریکی، تنهایی، عظمت زمین شناختی و نیروهایی قدیمی تر از خود انسانیت می شود.

ژول ورن و ماجرای تخیل علمی

ژول ورن مکررا داستان خود را حول مرز بین دانش علمی و امکانات تخیلی می ساخت. رمان های او با یک ایده تکنولوژی یا علمی شورع شده که آنقدر ممکن به نظر می رسد تا باور کردنشان قابل قبول باشد سپس این ایده را به جانی ورای تجارب معمولی گسترش می دهد. در بیست هزار فرسنگ زیر دریا فضای کشف نشده اقیانوس است در رمان از زمین به ماه این خود فضاست و در دور دنیا در هشتاد روز، جغرافیای کوچک شده عصر صنعتیست.

در سفر به مرکز زمین، ناشناخته زیر قرار دارد. زمین تبدیل به یکی از علوم مهم قرن نوزدهم تبدیل شده است که باور های عامه را زیر سوال برده است. تئوری های جدید پیشنهاد می داد که زمین به میزان زیادی قدیمی تر از تاریخ های سنتی زمین شناسیست. فسیل ها خبر از گونه های منقرض شده می داند و شکل سنگ ها تاریخ تمدن قبل از انسان را نشان می دادند.

ژول ورن در اتاق مطالعه میان نقشه‌های زمین‌شناسی، فسیل‌ها و نمونه‌های معدنی؛ سرچشمه علمی و تخیلی رمان سفر به مرکز زمین
ورن از کشفیات زمین‌شناسی قرن نوزدهم برای تصور جهانی استفاده کرد که در آن لایه‌های زمین به دروازه‌ای میان دانش علمی و خیال ماجراجویانه تبدیل می‌شوند.

ورن این حس جدید از عمق زمین شناختی را به ماجراجویی تبدیل کرد. نتیجه یک رمان علمی نیست اما هدف ورن نیز بازگویی علم نبوده است بلکه هدف ثبت هیجان دوره ایست که بشر متوجه شده زمین نیز تاریخ پنهان خود را دارد.

پروفسور لیدنبروک و شیفتگی کشف

در مرکز قصه پروفسور اتو لیدنبروک یکی از شخصیت های به یادماندی ورن قرار دارد.

او باهوش، یکدنده، بی صبر، شیفته و تقریبا ناتوان در ول کردن یک ایده در هنگام باور به قطعیت آن است. وقتی او یک پیام رمزنگاری شده را داخل یک نوشته قدیمی کشف می کند به این باور می رسد که شامل دستورالعمل هایی با کاشف قدیمیست که راهی به سمت داخل زمین را توصیف کرده است.

برای لیدنبروک این فقط یک پازل تاریخی جذاب نیست بلکه دعوتنامه است.

پروفسور اتو لیدنبروک در حال رمزگشایی دست‌نوشته‌ای قدیمی و برنامه‌ریزی سفر به مرکز زمین در رمان ژول ورن
لیدنبروک تجسم عطش شناخت در رمان است؛ دانشمندی که یک رمز تاریخی را نه مسئله‌ای نظری، بلکه دعوتی برای آزمودن ناشناخته‌ها می‌بیند.

کنجکاوی روشنفکری او به سرعت تبدیل به شیفتگی قدرتمندی می شود تا زندگی اطرافیانش را ساختار دهی مجدد کند. او آماده سفر به ایسلند شده و ورودی آتش نشانی توصیف شده داخل پیام را جایابی می کند.

این ویژگی ها لیدنبروک را شگفت انگیز می کند او نماینده یک تنش بزرگ در جاه طلبی علمیست میل به دانستن فقط بخاطر اینکه تا امروز دانسته نشده است.

معرفی رمان: جنگ و صلح نوشته تولستوی

اکسل و ترس از ناشناخته

اکسل وزنه مخالف احساسی برای لیدنبروک را درست می کند. هر جا که پروفسور موقعیت می بیند اکسل متوجه خطر شده و هرجا لیدنبروک کشفی را تخیل می کند اکسل خفگی ، فرو ریختن، گرما، تاریکی و مرگ را تخیل می کند.

این تضاد بخش زیادی از قدرت روانشناختی قصه را به رمان می دهد.

اکسل یک قهرمان ماجراجویی عرفی نیست اضطراب او معمولا منطقیست و ورود به یک آتش نشان در جستجوی مرکز زمین از دید وی یک نقشه خطرناک مضحک است.

اکسل در تونلی تاریک در اعماق زمین؛ ترس، تنهایی و کلاستروفوبی در سفر به مرکز زمین ژول ورن
نگاه اکسل وجه روان‌شناختی سفر را آشکار می‌کند؛ هر متر فاصله از سطح زمین، امنیت جهان آشنا را کمتر و ناشناخته را واقعی‌تر می‌سازد.

از طریق اکسل، ورن به خواننده اجازه ترسیدن از سفر اکتشافی را می دهد. نقطه دید او شکل زمین شناسی را به فضاهای روانشناختی تبدیل می کند. تونل فقط یک تونل نیست بلکه زندان است. تاریکی عدم قطعیت و فاصله از سطح جدایی از جهان انسانی می باشد.

معرفی فیلم: گنج های سیرا مادره ساخته جان هیوستون

ایسلند: آستانه بین شناخته و ناشناخته

سفر به مرکز زمین در ایسلند شروع می شود و ورن از مناظر آنجا به عنوان ورودی دو جهان استفاده می کند.

ایسلند به عنوان جزیره شکل گرفته با نیرو های آتش فشانی معرفی می شود ماگما، سنگ، کوه،  چاله و رد پای خشونت زمینی در آنجا وجود دارد و ایسلند را موقعیت عالی برای قصه ای که در ان باید سطح بادوام زمین باز شود تبدیل می کند.

مکتشفین به سمت کوه آتشفشانی Snæfellsjökull که مرتبط با راه مخفی است حرکت می کنند. از زاویه دید روایی این آتشنشان چیزی بیش از ورودیست و یک آستانه است.

آتشفشان اسنایفلس‌یوکول در ایسلند و سه مسافر رمان سفر به مرکز زمین در آستانه آغاز نزول به اعماق سیاره
ایسلند در داستان ژول ورن مرز میان جغرافیای شناخته‌شده و جهان زیرزمینی است؛ آتشفشان به درگاهی طبیعی برای عبور از سطح به عمق تبدیل می‌شود.

بالای آن زمین معمولیست جهان نقشه ها، شهرها، آب و هوا و فواصل قابل اندازه گیری. زیر آن فضای دیگری شروع می شود جایی که در آن اندازه گیری انسانی غیر قابل اتکا و زمان زمین شناختی بر تاریخ انسان غلبه می کند.

این ورود به دهنه زمانی را که اکتشاف غیر قابل بازگشت می شود را علامت گذاری می کند.

برای آشنایی با اساطیر نورس و ایسلند میتونید به سه نوشته اساطیر اسکاندیناوی، و نوشته ثور خدای رعد، میولنیر غول ها و آخرین نبرد و همچنین ایگدراسیل درخت جهان مراجعه کنید.

هانس: آرامی در اعماق

در کنار لیدنبروک و اکسل، هانس راهنمای ایسلندیشان نیز هست. هانس یکی از آرامترین و مهمترین چهره ای رمان است. او عملگرا، صبور، از نظر فیزیکی توانا و به مقدار زیادی زیر فشار آرام است.

بر خلاف لیدنبروک او با شیفتگی نسبت به علم کاری نمی کند و بر خلاف اکسل تحت تاثیر ترس قرار ندارد. او به مسائل به طور مستقیم جواب می دهد. بخاطر همین هاس برای این سفر ضروریست. در جهان زیر زمین، تئوری ها اهمیت کمتری نسبت به بقا دارند. آب باید پیدا شود، جاده ها باید مورد قضاوت قرار گیرند و خطر های فیزیکی باید تحمل شود.

هانس راهنمای ایسلندی سفر به مرکز زمین در حال یافتن آب در غارهای زیرزمینی همراه پروفسور لیدنبروک و اکسل
هانس در برابر جاه‌طلبی علمی لیدنبروک و اضطراب اکسل، نیروی عمل‌گرای سفر است؛ آرامشی که در شرایط بحرانی امکان ادامه مسیر را فراهم می‌کند.

هانس نماینده توانایی بدون نمایش دادن است.

حضور او جاه طلبی روشنفکری پروفسور و آسیب پذیری احساسی اکسل را به تعادل می رساند وقتی باقی شخصیت ها به معنای شگفت انگیز سفر واکنش نشان می دهند هانس به فکر این است که چه کاری باید انجام شود.

از نگاه متفکران: جملات پاسکال درباره طبیعت انسان

جهان زیر زمین

خاطره انگیز ترین بخش های سفر به مرکز زمین جاییست که کاشفین به سمت بیرون غار های معمولی رفته و وارد فضایی با مقیاس بزرگ می شوند.

ورن داخل سیاره را به چیزی شبیه کیهان تبدیل می کند. غار های بزرگ زیر سطح، آب های زیر زمینی، و شکل های زمین نشاختی که مناظر خاص ایجاد کرده اند. تاریکی توسط شکل هایی از نور دهیی از بین رفته است و کاشفین با مدارکی از جهان های زیست شناختی باستانی بسیار دور از سطح مدرن روبرو می شوند.

دریای عظیم زیرزمینی و چشم‌انداز ماقبل تاریخ در رمان سفر به مرکز زمین ژول ورن با سه کاوشگر در ساحل سنگی
در اعماق زمین، سفر مکانی به سفری در زمان زمین‌شناسی تبدیل می‌شود؛ فسیل‌ها، زیست باستانی و پهنه‌های زیرزمینی مقیاس تاریخ سیاره را آشکار می‌کنند.

اینجاست که رمان از یک داستان عرفی تخیلی فاصله می گیرد. شخصیت ها دیگر به سادگی در جستجوی منطقه دیگری از زمین نیستند. آن ها به ظاهر در حال سفر به گذشته از طریق تاریخ سیاره ای هستند. هرچقدر عمیق تر می روند جهان قدیمی تر می شود.

فسیل ها و زندگی های ماقبل تاریخ نشان دهنده لایه های زیرزمینیست که فقط عمق فیزیکی نیستند بلکه لایه های زمینی محسوب می شوند. از این رو اکتشاف همانقدر که سفری رو به پایین است سفری به گذشته نیز می باشد.

برای مطالعه بیشتر: چرا اجسام رنگ دارند؟

علم و تخیل

از نقطه دید علمی مدرن، زمین داخلی که توسط ورن تصور شده بود غیر ممکن است. دما و فشار با عمق افزایش یافته و غار های قابل زیست که دارای اقیانوس و اکوسیستم های ماقبل تاریخ باشد به طوری که در رمان توصیف شده است امکان وجود ندارد.

اما قضاوت کتاب با دقت زمین شناختی اش، باعث از دست دادن اهمیت آن می شود. ورن متعلق به دورانی بود که در اکتشافات علمی به سرعت در حال توسعه حس انسان از امکانات بود. تخیل او سوالات علمی  را جدی می گرفت اما درون مرز های حقایق دانسته شده باقی نمی ماند.

خواننده می فهمد که دنیای زمین شگفت انگیز است اما ورن آن را با اندازه گیری های دقیق، توصیفات مواد معدنی، ابزارالات، نقشه ها و واژه های زمین شناسی برای ایجاد حس امکان علمی پر می کند و از این رو غیر ممکن یک بافتار تحقیقی پیدا می کند.

زمان زمین شناختی و کوچکی انسان

یکی از مهمترین ایده های این ماجراجویی مقیاس زمان زمین شنسیست. تمدن انسانی فقط بخش کوچکی از تاریخ زمین را در برگرفته است. هرچقدر که مکتشفین به اعماق می روند این مسئله واضح تر می شود. آن ها با رد هایی از جهان های متعلق به قبل از تاریخ انسانی روبرو شده و شکل های زیستی مرتبط با عصر های دور از انسانیست را می بینند.

در این محیط انسان به مقدار زیادی کوچک به نظر می رسد.

پروفسور لیدنبروک، اکسل و هانس در برابر لایه‌های عظیم زمین‌شناسی و فسیل‌های باستانی در سفر به مرکز زمین
ژول ورن عمق زمین را به مقیاسی برای درک زمان تبدیل می‌کند؛ در برابر میلیون‌ها سال تاریخ سیاره، عمر انسان و تمدن تنها لحظه‌ای کوتاه به نظر می‌رسد.

مناظر زیرزمینی این فرض که زمین در اصل به عنوان خانه ای برای انسان ها بوده است را به چالش می کشد به جای آن انسان ها به عنوان بازدید کننده جدید در سیاره ای با عمر عظیم تاریخی ظاهر می شوند

این حس مقیاس به رمان یک بعد فلسفی نیز می دهد چرا که شخصیت هایی که در جستجوی دانش بودند با هر اکتشاف متوجه میزان نادانی خود می شوند.

مطالعات اساطیری: اسطوره آریادنه و نخی از میان هزار تو

ترس، خفگی و از دست دادن سطح

ماجراجویی رمان نه فقط به اکتشاف بلکه به حصر نیز وابسته است. بر خلاف یک سفر در اقیانوس یا قاره، این اکتشاف زیرزمین آسمان را از بین می برد. هیچ افق، طلوع آفتاب و روش آشنای جهت یابی وجود ندارد.

این مسئله یک فضای خفگی ایجاد می کند. مکتشفین با سنگ هایی در طول عصر های زمین شناسی احاطه شده اند و در فضایی که هیچوقت برای بدن انسان نبوده در حال حرکت هستند.

لحظاتی همراه با تاریکی، جدایی، نبود آب و راه های غیر ممکن بخصوص موثر هستند چرا که محیط را تبدیل به تهدید روانشناختی  و زمین را تبدیل به شرایط و ضد قهرمان می کند.

سفر به مرکز زمین، فرود به اعماق زمان

رمان حتی امروز نیز ارزش خواندن دارد چرا که مسئله اصلی اش که چه چیزی زیر ماست همچنان ساده و قدرتمند است.

علم مدرن به خیلی از سوال هایی که خواننده قرن نوزدهم حتی نمی توانست تصور کند جواب داده است اما سوال اصلی احساسی همچنان باقیست.

سه کاوشگر سفر به مرکز زمین در برابر پرتگاهی عظیم از لایه‌های زمین‌شناسی؛ نمادی از کنجکاوی انسان و ناشناخته‌های سیاره
پایان فکری رمان بر فتح کامل طبیعت تأکید ندارد؛ هر کشف تازه فقط وسعت بیشتری از ناشناخته‌ها را آشکار می‌کند و علم را با حیرت و فروتنی پیوند می‌دهد.

انسان ها شیفته فضاهای غیر قابل دسترس هستند. اقیانوس عمیق، غار های زیرزمینی، سیاره های دور، مناطق قطبی و محیط های کشف نشده ما را جذب می کنند چرا که محدودیت های تجربه معمولی را نشان می دهند.

سفر به مرکز زمین این شیفتگی به فرود فیزیکی تبدیل می کند و هر کیلومتر به سمت پایین نماد حرکتی از محل های آشنا به سمت عدم قطعیت است.

این ساختار همچنان بر ادبیات تخیلی، سینما، بازی های ویدئویی و داستان هایی درباره جهان های پنهان تاثیر گذاشته است

در قلب خود، سفر به مرکز زمین یک داستانی درباره رسیدن به مقاصد غیر ممکن زمین شناسی نیست بلکه داستانی درباره کنجکاویست.

پروفسور لیدنبروک فرود می آید چرا که دانش ورای شناخته شده ها وجود دارد. اکسل با وجود ترس در این سفر همراهی می کند و هانس به این دلیل که شجاعت عملی امکان سفر غیر ممکن را به وجود می آورد.

با هم دیگر این سه نفر به جایی که علم، تخیل، ترس و شگفتی را نمی توان از هم جدا کرد وارد می شوند.

ژول ورن متوجه شد که اکتشاف هیچوقت درباره کشف مکان های جدید نیست بلکه کشف ناقص بودن تصویر ما از واقعیت نیز است.

هرچقدر عمیق تر که شخصیت هایش زیر سطح می روند جهان آشنا کمتر بی ثبات می شود. کوه ها ورودی شده، سنگ ها تاریخ، فسیل مدرک عصر های گمشده و خود زمین تبدیل به واقع نگاری عظیم از زمان می شود.

بخاطر همین سفر به مرکز زمین همچنان خواندنی و جز رمان های مهم قرن نوزدهم است.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا