معرفی فیلم پاپیون (1973) ، آزادی در برابر نظام زندان استعماری گویان فرانسه

استیو مک‌کوئین و داستین هافمن در فیلم پاپیون ۱۹۷۳ مقابل زندان‌های استعماری گویان فرانسه و جزیره شیطان

کمتر فیلمی به اندازه پاپیون به آزادی حس فیزیکی می دهند. در فیلم 1973 شافنر، آزادی یک ایده آل سیاسی انتزاعی نیست بلکه هواییست که وارد شش ها می شود و نوریست که پوست انسان می خورد. آزادی در پاپیون یک افق باز است یک قایقیست که روی آب می ماند و حق ساده انسانیست که تصمیم بگیرد بدنش به کجا برود.

استیو مک کوئین نقش یک مجرم فرانسوی به اسم هنری پاپیون شاریر را بازی می کند که به آن سوی اقیانوس اطلس  به مستعمره کیفری فرانسوی گویان آورده شده است. داستین هافمن نقش لوئی دگا، یک جاعل ثروتمند که آسیب پذیری فیزیکی اش او را به محافظت پاپیون وابسته کرده است بازی می کند. رابطه آن ها به عنوان یک قرارداد عملی شروع می شود اما به صورت تدریجی به یکی از یادماندنی ترین دوستی ها در سینمای آمریکا تبدیل می وشد.

با اینحال پاپیون، بزرگتر از داستان دو زندانیست.پشت این ماجرا، داستان استعمارگری فرانسوی ها، کار اجباری، بردگی، انتقال کیفری و قصد جمعیت سازی از مجرمان در یک منطقه آن سوی دریا ها نیز هست. فهمیدن این تاریخ، فیلم را نیز تغییر می دهد. زندان دیگر یک کابوس جداگانه نیست بلکه تبدیل به یک سیستم سیاسی بسیار بزرگتری می شود که افراد ناخواسته را از فرانسه خارج و از آن ها برای ساخت مستعمره استفاده می شود.

این فیلم محصول سال 1973، با کارگردانی فرانکلین شافنر ساخته امریکا و فرانسه است و دالتون ترومبو فیلمنامه آن را نوشته و فرد جی کوئنکمپ آن را فیلمبرداری کرده است.

آزادی به عنوان نیاز فیزیکی

پاپیون شافنر را معمولا به عنوان فیلم زندان، یک ماجرای فرار یا داستان دوستی دو مرد توصیف می کنند. پاپیون داستان همه این هاست اما مسئله عمیق ترش امتناع انسان از توانایی نهاد ها برای مالکیت بر بدن، آینده و خود فکر انسان است.

این فیلم در سال 1973 بر اساس خاطرات هنری شاریر ساخته و اکرار شد مک کوئین شخصیت فیزیکی، هوشمند و با رفتار غریزه ای را بازی می کند و هافمن شخصیت مضطرب، هوشمند و از نظر فیزیکی ناآماده برای دنیای اطرافش را بازی می کند.

خلاصه داستان پاپیون

فیلم فرانسه 1930 را نشان می دهد که هنری شاریر به خاطر قتل که وی اعتقاد به دروغین بودنش دارد به حبس ابد در گویان فرانسه محکوم می شود. اسم مستعارش پاپیون یا پروانه از تتو رو سینه اش می آید نماد حرکت و فرار که حالا جنبه کنایه ای نیز پیدا کرده است.

او از طریق کشتی شامل صد ها مجرم به آن سوی اقیانوس اطلس منتقل می شود و در سفر با لویی دگا آشنا و سپس به وی وعده محافظت در قبال پرداخت هزینه فرار را می دهد. در ابتدا رابطه این دو نفر دوستی نیست بلکه الزام و نیاز دو جانبست دو مردی که در حال محاسبه هزینه بقه در یک سیستمی هستند که آن ها را از توانایی کنترل خلع کرده است.

پاپیون و لوئی دگا در کشتی انتقال زندانیان فرانسه به گویان با بازی استیو مک‌کوئین و داستین هافمن
آشنایی پاپیون و دگا در مسیر مستعمره کیفری، ابتدا معامله‌ای برای حفاظت و فرار است؛ اما همین توافق به هسته عاطفی فیلم فرانکلین جی. شافنر تبدیل می‌شود.

در گویان فرانسه، این سیستم خود را به وضوح نشان می دهد، زندانیان با مریضی، کار اجباری، خوشنت و جغرافیایی که امید را پاک می کند روبرو می شوند. دریا وحشیست و جنگل بی پایان و خود آزادی بیشتر از بازپشت معنای تبعید را می دهد.

پاپیون شروع به بررسی نگهبانان، قایق ها، روتین و فواصل می کند دگا به تدریج یاد میگیرد که خود پول در جایی که بقا نیازمند مقاومت است ارزش کمتری دارد.

فیلم در چند دوره فرار، شکست، مجازات و سازگاری جلو می رود. هر حرکت، دو نفر را شکل می دهد و چیزی که یک ساختار معامله ای بینشان بود تبدیل به ارتباطی بر پایه ریسک مشترک و قبول اینکه در این دنیا اعتماد کم و شکنندست می شود.

معرفی فیلم: توهم بزرگ اثر ژان رنوار

تاریخ جزیره شیطان

بر خلاف اسمش، جزیره شیطان یک کشور یا یک زندان نیست بلکه یک منطقه وسیع در شمال شرقی ساحل آمریکای جنوبیست که توسط برزیل، سورینامی و اقیاس اطلس احاطه شده است.

جزیره شیطان، یکی از جزایر رستگاریست یک مجمع الجزایر کوچک در نزدیکی ساحل کورو.

این سیستم استعماری که در پاپیون نمایش داده شده در جزایر بیشتری اعمال شده است بخصوص در کمپ های اصلی سن لورن دو مارونی و در کاین و سرزمین اصلی.

تاریخ استعمار گویان فرانسه، اردوگاه سن لوران دو مارونی و شبکه واقعی زندان‌های جزیره شیطان
مستعمره کیفری گویان تنها یک زندان جزیره‌ای نبود؛ شبکه‌ای از اردوگاه‌ها، مراکز اداری و کار اجباری بود که مجازات را با اهداف استعماری فرانسه پیوند می‌داد.

در طول زمان، جزیره شیطان تبدیل به اسم کوتاه برای سیستم استعماری گویان فرانسه شد هرچند فقط یکی از اجزای معروف آن بود. در این جزیره افراد مشهوری مثل آلفرد دریفوس  بین سال 1895 تا 1899 نیز نگهداری شدند هرچند که بیشتر محکومان در جزیره اصلی یا سایر جزیره های داخل سیستم زندانی شده بودند.

معرفی کتاب: سه تفنگدار نوشته الکساندر دوما

تاریخ افراد بومی و تغییر استعماری

خیلی قبل از حضور اروپایی ها، گویان فرانسه خانه افراد بومی مثل آراواکی ها و پالیکور ها بود که در مناطق ساحلی و کنار رودخانه ها زندگی می کردند. رقابت استعماری بین فرانسه و هلند در قرن هیفدهم در نهایت به برتری فرانسه در این محل انجامید.

خانه نشینان استعماری با خود کشاورزی خاص خود را آوردند و شکر، قهوه، کاکائو و پنبه تولید کردند که همه آن ها وابسته به کار اجباری آفریقایی ها بود. برده داری در سال 1848 ممنوع شد اما ساختار های اقتصادی و اجتماعی که درست کرده بود از بین نرفت.

نقشه جغرافیایی گویان فرانسه در شمال شرقی آمریکای جنوبی با نمایش موقعیت آن در جهان، مرز برزیل و سورینام، کاین و اقیانوس اطلس
گویان فرانسه در ساحل شمال شرقی آمریکای جنوبی قرار دارد و از غرب با سورینام و از جنوب و شرق با برزیل هم‌مرز است. این منطقه بخشی از خاک فرانسه محسوب می‌شود و زندان تاریخی جزیره شیطان در نزدیکی سواحل آن قرار داشت.

اقدامات فرانسه برای ایجاد یک مستعمره با ثبات مکررا شکست خورد. یکی از فاجعه بار ترین این تلاش ها، لشکرکشی یا طرح اسکان کورو بود که طی آن هزاران مهاجر بر اثر بیماری، گرسنگی و سوئ مدیریت جان خود را از دست دادند.بازماندگان به جزایر نزدیک پناه بردند جزایری که به دلیل وزش نسیم های سالمتر دریا، به شکلی طعنه آمیز “ایل دو سلو” یعنی جزایر نجات یا رستگاری نام گرفتند.

یک قرن بعد همین جزایر تبدیل به جاه منطقه پناه تبدیل به مناطق مجازات شدند.

مطالعه بیشتر: دوربینی که هالیوود را تسخیر کرد

سیستم استعماری کیفری

در سال 1852، ناپلئون سوم دستور انتقال زندانیان به گویان فرانسه را داد و در سال 1854 سیستم به صورت رسمی شروع به کار کرد. سه هدف دلیل اجرای این کار بود، یک اینکه مجرمان را از فرانسه خارج کنند، دو کارگر ارزان برای توسعه اهداف استعماری جور کنند و سکونت فرانسویان را در آن محل توسعه بدهند.

مجرمان، جاده می ساختند و جنگل زدایی می کردند کشتی ها را تخلیه و زیرساخت زندان را ساختند. سیستم به طور بهینه کارگر را جایگزین می کرد و از نظر قانونی وجهه غیر از برده داری به ان داده بود.

سن لورن دو مارونی، تبدیل به مرکز مدیریتی شد. ایل رویال تبدیل به مرکز پذیرش و کنترل شد و ایل سن جوزف برای مجازات و جداسازی استفاده گردید. جزیره شیطان زندانیان سیاسی و موارد امنیتی را در خود نگهداشت.

فرار تقریبا غیر ممکن بود. دریا خطرناک، جنگل غیر قابل نفوذ و مناطق همسایه خیلی دور بودند. خود جغرافیا نگهبان این منطقه بود.

دوبلاژ، جریمه ای خارج از زندان

یکی از وحشیانه ترین جنبه های این سیستم دوبلاژ یا دوتایی بود. زندانیان که حکم کمتر از هشت سال داشتند باید به میزان زندانی بودنشان در گویان فرانسه بعد از آزاد سازی باقی می ماندند. آن هایی که زمان بیشتری زندانی بودند معمولا باید دائم در اینجا سکونت می کردند.

در تئوری، این به معنای ساخت ساکنین بود در عمل، زندانیان سابق را در فقر، مریضی و جداسازی اجتماعی رها می کردند چرا که بازگشت به فرانسه گران و غیر ممکن بود.

حبس انفرادی پاپیون و قانون دوبلاژ در مستعمره کیفری جزیره شیطان گویان فرانسه
قانون دوبلاژ مجازات را پس از آزادی نیز ادامه می‌داد و بسیاری از زندانیان را بدون پول و امکان بازگشت، برای سال‌ها یا تا پایان عمر در گویان نگه می‌داشت.

در اوایل قرن بیستم، انتقادات از این سیستم افزایش پیدا کرد بخصوص بعد از اینکه روزنامه نگار آلبرت لوندر این خشونت را برملا کرد. انتقال به صورت رسمی در سال 1938 تمام شد در حالی که زندانیان نهایی تا سال 1953 به فرانسه بازنگشتند.

گویان فرانسه تبدیل به بخش فراسرزمینی فرانسه در سال 1946 شد. بقایای فیزیکی زندان باقی ماند در کنار خاطره فرهنگی که بعدا توسط هانری شاریر و شافنر به کتاب و فیلم تبدیل شد.

معرفی فیلم: بهترین فیلم های جنگ جهانی اول

از خاطرات به فیلم

پاپیون هنری شاریر با عنوان تاریخچه واقعی زندانی بودنش و اقداماتش به فرار فروخته شد. با وجود اینکه این کتاب بر اساس زندگیش نوشته شده بود خیلی از جزئیات مورد پرسش قرار گرفت و بعضی اتفاقات احتمالا از تجربیات دیگر زندانیان وام گرفته شده است.

فیلم به معنای بازسازی دقیق تاریخی نیست به جای این از خاطرات برای شکل داده به رابطه دو مرد استفاده کرده است. فیلمنامه نویس دالتون ترومبو و لورنزو سمپل، نقش دگا را افزایش و به او نقش ساختار احساسی و تعادل فیلم را اهدا کردند.

از این رو به جای یک سری فرار های نامرتبط، فیلم تبدیل به بررسی مقاومت حاصل از دوستی زیر فشار است.

کارگردانی فرانکلین جی شافنر

شافنر که با سیاره میمون ها و پاتون معرف بود یک علاقه مشترک به سیستم های قدرت و محدود سازی انسان داشت. در پاپیون، او از اینکه داستان را به یک روایت معمولی پر هیجان بکند پرهیز کرد.

سرعت فیلم به عمد پایین است زمان کش می آید تلاش بر نتیجه اولویت دارد فرار هیچوقت ساده و سریع نیست به جای آن بیننده زندان را به عنوان تکرار، خستگی و انتظار می بیند.

پاپیون و لوئی دگا با بازی استیو مک‌کوئین و داستین هافمن در چشم‌انداز زندان جزیره شیطان
فرانکلین جی. شافنر دو شیوه بقا را مقابل یکدیگر قرار می‌دهد: پاپیون آزادی را در حرکت و فرار جست‌وجو می‌کند، در حالی که دگا با سازگاری و ساختن نظمی کوچک دوام می‌آورد.

جغرافیا یک نقش اساسی دارد دیوار ها، رودخانه، جنگل و اقیانوس پس زمینه نیستند بلکه نیرو های فعالی هستند که امکانات را شکل می دهند. خود محیط تبدیل به بخشی از سیستم زندان شده است.

شافنر همچنین نقطه دید را از توده به افراد منتقل می کند. در صحنه های اولیه، زندانیان را به عنوان گروه های ناشناس نشان می دهد و تدریجا دوربین پاپیون و دگا را جدا و ترس شخصیشان و مقاومت شکننده شان را درون ماشین بزرگ حبس نشان می دهد.

مطالعه بیشتر: تاریخ ضبط صدا

استیو مک کوئین در نقش پاپیون

اجرای استیو مک کوئیا با محدودیت های فیزیکی تعریف شده است. پاپیون کم صحبت است و دائما مشاهده می کند. هوش او با حرکت، محاسبه و سکوت نشان داده می شود.

مک کوئین که معمولا با نقش های حول سرعت و استقلال معروف بود در اینجا نقش کسی که از همه آزادی بیرونی خلع شده است ظاهر شده، هیچ ماشین، اسلحه، راه فرار یا اهرم اجتماعی برای کمک به خود ندارد و تنها ابزار وی یک بدن و اراده برای مقاومت است.

این مقاومت رمانتیزه نشده است. پاپیون معمولا در نگاهش به فرار بی رحم است و آسایش، رابطه و امنیت را فدا می کند. با اینحال مک کوئین هزینه شیفتگی آزادی را با نابودی بدن زیر فشار نشان می دهد.

داستین هافمن در نقش لوئی دگا

دگای هافمن،  وزنه متعادل کننده فیلم است. شخصیت ضعیف، مضطرب و از نظر جسمی ناآماده که با اینحال از طریق هوش و سازگاری نجات پیدا می کند.

عینک های او نمادین می شود عینک ها بینایی را ممکن می کنند اما آسیب پذیری را نیز نشان می دهند. در جهانی که در آن قدرت جسمی حکومت می کند وضوح دید به معنای امنیت تضمین شده نیست.

استیو مک کوئین و داستین هافمن در پاپیون
استیو مک کوئین و داستین هافمن در پاپیون

در طول زمان، دگا از حفظ خود به وفاداری تکامل پیدا می کند. رابطه اش با پاپیون اعلام نمی شود اما از طریق ریسک، فداکاری و مقاومت مشترک نشان داده می شود.

فیلمبرداری، تدوین و موسیقی پاپیون

فرد جی کوئنکمپ توانست با قدرت فیلمبرداری خود بین زیبایی و اسارت تضاد ایجاد کند. مناظر آفتاب خورده، اقیانوس آبی و جنگل انبوده درون یک سلول بسته و کمپ محصور وجود دارد. آزادی قابل مشاهدست اما غیر قابل رسیدن.

تدوین رابرت سوینک بر زمان تاکید دارد. صحنه ها کش می آیند که اجازه می دهد خستگی و تکرار دارای معنی شوند. خود زمان سرکوب کننده زندانیان می شود.

صحنه آخر پاپیون
صحنه آخر پاپیون جز صحنه های ماندگار تاریخ سینماست

اما درباره موسیقی ماندگار پاپیون که آن را جری گلد اسمیت ساخت وخیلی ها احتمالا این آهنگ را در تیتراژ برنامه صد فیلم به یاد دارند. موسیقی به هیچوجه حماسی نیست و به جای تاکید بر صحنه های خشونت و فرار، موسیقی ای آرام، تلخ و تامل برانگیز خلق کرده است.استفاده از آکاردئون فرانسوی یاد آور وطن از دست رفته زندانیان است و حس نوستالژی و دلتنگی را تقویت می کند.

پیشنهاد مطالعه: تاریخ شرلوک هولمز

دقت تاریخی و نکات جالب

در حالی که پاپیون عناصر واقعی در سیستم کیفری فرانسه از جمله انتقال، کار اجباری، دوبلاژ و زندان در جزیره را نشان می داد با اینحال یک بازسازی روایی دقیق تاریخی نیست.

ارزش فیلم نه در دقت دقیق تاریخی بلکه دز ساختار حقیقی و احساسیش است. تفسیرش از سیستمی که برای کنترل بدن، از بین بردن هویت و افزایش مجازات حتی ورای دیوار های زندان اختراع شده است.

اما درباره نکات جالب درباره فیلم، جالبه چند نکته رو بگم استیو مک کوئین اصرار داشت خودش پرش نهایی از صخره را انجام دهد و او بعد ها این پرش را یکی از هیجان انگیزترین تجربه های زندگیش توصیف کرد.

صحنه کروکودول در فیلم پاپیون ساخته فرانکلین شافنر
نمایی از فیلم پاپیون

بخش عمده فیلم اصلا در گویان فرانسه فیلمبرداری نشد. بیشتر صحنه های زندان در جامائیکا ساخت ه وفیلمبرداری شدند و تنها نماهای پایانی از زندان واقعی سن لوران دو مارونی در گویان فرانسه گرفته شد.

هنری شاریر در زمان فیلم برداری در محل حضور داشت او به عنوان مشاور با گروه همکاری کرد هرچند هیچوقت نسخه نهایی را ندید چرا به علت سرطان درگذشت.

فیلم چند بار تا معرض متوقف شدن و کنسلی رفت چرا بودجه تمام شد و حتی دستمزد عوامل پرداخت شد. خود مک کوئین اعلام کرد که تا وقتی پول همه عوامل پرداخت نشود جلوی دوربین نخواهد رفت پس از آن تهیه کنندگان بودجه لازم را فراهم کردند.

از نظر تجاری پاپیون یک موفقیت بزرگ بود چرا که با وجود بودجه 13.5 میلیون دلاری توانست بیش از 50 میلیون دلار فروش کند و استودیویی Allied Arties را از برشکستگی نجات دهد. هرچند نگاه منتقدین در ابتدا به فیلم مثبت نبود  بعضا آن را طولانی و خسته کننده توصیف کردند با اینحال این نگاه در طول زمان تغییر کرد و امروز پاپیون جز آثار کلاسیک تاریخ سینما به شمار می رود.

از نگاه متفکران: تنهایی در دید کافکا

بازسازی پاپیون (2017)، تفسیری تازه با بازی چارلی و هونام و رامی ملک

پس از گذشت 44 سال، این فیلم در سال 2017 با کارگردانی مایکل نوئر بازسازی شد. در این نسخه چارلی هونام در نقش هنری پاپیون شاریر و رامی ملک در نقش جاعل ثروتمند ظاهر شدند.

با وجود فیلمبرداری مدرن تر و ریتم سریعتر و تاکید بیشتر بر خشونت و سختی های زندگی در اردوگاه گویان، این فیلم نتوانست آن موفقیت پاپیون را تکرار کند و البته ممکن است برای کسانی که پاپیون اصلی را ندیده باشند یک فیلم خوش ساخت و قابل قبول محسوب شود.

نتیجه گیری

بیش از پنجاه سال از این فیلم گذشته است و همچنین این فیلم جز آثار مهم تاریخ سینما به شمار می رود چرا که مضمون داستان آزادی را ساده نمی کند. فرار یک عمل ساده نیست بلکه فرآیند مقاومت، شکست و مداومت است.

مک کوئین و هافمن، یکی از بهترین همکاری های تاریخ سینما را شکل دادند و با دو استراتژی بقای متفاوت، یکی مقاومت و دیگری سازگاری توانستند با هم اتحاد شکل بدهندو

در نهایت، فیلم شافنر تاکید دارد که قوی ترین زندان ها نه از دیوار بلکه از سیستم هایی تشکیل شده که افراد را قانع می کنن که جهان بیرون وجود ندارد. مقاومت پاپیون از امتناع از قبول این توهم به وجود می آید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا