رمان سه تفنگدار نوشته الکساندر دوما، همه چیز درباره کتاب ها و جهان پشت افسانه

سه تفنگدار اثر الکساندر دوما با حضور دارتانیان، آتوس، پورتوس و آرامیس در فضای تاریخی فرانسه قرن هفدهم

در این نوشته به بررسی کامل یکی از کتاب های محبوب خودم یعنی سه تفنگدار نوشته الکساندر دوما می پردازیم. کمتر شخصیت های ادبی در طول تاریخ به اندازه آتوس، پورتوس، آرامیس و دارتانیان شناخته شده و مورد اقتباس های مختلف قرار گرفته اند. اسم های آن ها ما رو به یاد شمشیر های درخشان، کلاه های پردار، ماموریت های مخفی، توطئه های پادشاهی و شعار معروف وفاداری ” همه برای یکی، یکی برای همه” می اندازد با این حال خود رمان سه تفنگدار غنی تر، تاریک تر، خنده دار تر و از نظر سیاسی هوشمندانه تر از این تصویر عامیانه ایست که به وسیله فیلم ها در ذهن مردم شکل گرفته است.

این کتاب در سال 1844 به چاپ رسید رمان الکساندر دوما یک  ماجراجویی سرخوشانه درباره چهار همراه نیست بلکه درباره جوانیست که به جامعه ای که توسط رتبه، دین،حمایت، دسته، شرف مردانه و قدرت سیاسی مخفی کنترل می شود وارد می شود. پشت دوئل ها و فرار ها یک چشم انداز پیچیده از دوستی قرار دارد تفنگداران متحد هستند نه بخاطر اینکه درباره همه چیز با هم موافق هستند بلکه بخاطر اینکه مکررا وفاداری را به راحتی ترجیح می دهند.

رمان اصلی فقط شروع داستان های این چهار نفر بوده است دوما با کتاب ” بیست سال بعد” و سپس کتاب ویکنت براژلون به قهرمانان خود بازگشت و زندگی آن ها را از جوانی نامحتاطانه تا جدایی سیاسی، میان سالی و به قدرت رسیدن لویی چهاردهم دنبال کرد.این سه کتاب با همدیگر یکی از قوی ترین روایت های ادبی را درباره جاه طلبی، دوستی، پا به سن گذاشتن و محو شده کل دنیای قدیمی را تشکیل می دهد.

داستان سه تفنگدار درباره چیست؟

داستان در سال 1625 می گذرد وقتی یک جوان گاسکونی به نام دارتانیان خانه خود را ترک کرده و با قصد عضو شدن در تفنگداران پادشاهی به پاریس می رود. او با پول کم و غروری که به راحتی آسیب می بیند و البته همراه با شجاعت و توانایی خارق العاده در دشمن ساختن به پاریس می رسد.

به طریق چند سو تفاهم پشت هم دارتانیان با سه تفنگدار معروف روبرو می شود آتوس جدی و مرموز، پورتوس پر زرق و برق و آرامیس بی تاب و باهوش و پروقار. اولین دیدار آن ها قصد نزارع با یکدیگر دارند اما یک خطر مشترک رقابت را به رفاقت تبدیل می کند.

سه جلد مجموعه تفنگداران الکساندر دوما شامل سه تفنگدار، بیست سال بعد و ویکنت دو براژلون در کتابخانه‌ای سیاه و قرمز
سه رمان اصلی چرخه دارتانیان، مسیر قهرمانان دوما را از ماجراجویی‌های جوانی تا اختلاف سیاسی، پیری و پایان جهان تفنگداران دنبال می‌کنند.

از آنجا  پای دارتانیان به جهان اسرار سلطنتی، دیپلماسی بین المللی، وفاداری رمانتیک، نزاع های دینی و جاسوسی سیاسی باز می شود. لویی سیزدهم به طور رسمی حاکم فرانسه است اما کاردینال ریشیلیو یک شبکه عظیم قدرتمندی در دربار دارد ملکه آن اتریش در موقعیتی خطرناک و حساس میان کشور خود یعنی اسپانیا و وظایفش به عنوان ملکه فرانسه قرار دارد. در اطراف آن ها درباریان سربازان، خدمتکاران جاسوسان، تاجران، شریف زادگان و مامورانی که تصمیمات خصوصیشان می تواند عواقب اجتماعی داشته باشد حرکت می کنند.

دوما روایت را با دوئل، سفر، راز های رمزگذاری شده، تغییر چهره، مقطع های کمدی و بازگشت های ناگهانی زنده نگه می دارد با اینحال جذابیت مرکزی کتاب روند قصه نیست. بلکه رشد دوستی بین این چهار دوست است که رفتارشان، اعتقادشان، موقعیت اجتماعی و گذشته شخصیشان با هم به مقدار زیادی تفاوت دارد.

این رمان به صورت سریالی در روزنامه پاریسی LE Siecle  بین ماه های مارس تا ژولای 1844 قبل از اینکه به عنوان کتاب به چاپ برسد منتشر شد. فصل های کتاب معمولا با اکتشاف، نزاع های حل نشده و وعده اتفاقات اینده تمام می شود. دوما متوجه بود که چگونه خواننده را در دست خود نگه دارد.

معرفی کتاب : جزیره گنج اثر رابرت لویی استیونسون

فرانسه زمان سه تفنگدار

برای فهمیدن بهتر سه تفنگدار بهتره فرانسه ای که داستان در آن میگذره را بهتر بشناسیم. جهان رمان همان جهان تزئیینی و مرکزی فرانسه تحت کنترل که با لویی چهاردهم و ورسای شناخته می شود نیست. بلکه پادشاهی است که به سمت مطلق گرایی می رود در حالی که هنوز توسط مزایای منطقه ای، خانواده اشراف، وفاداری های دینی، شبکه های خصوصی و نهاد های رقیب جدا شده است.

جامعه ای ساخته شده بر اساس رتبه و مزایا

فرانسه قرن هیفدهم به طور سنتی به طبقه های مختلف تقسیم شده بود. روحانیت و اشراف قدرت قانونی و مزایای اجتماعی داشتند که برای بیشتر افراد در دسترس نبود. در حالی که طبقه سوم شامل همه افراد از قضات ثروتمند و تاجران تا صنعتگران، کارگران و دهقانان بود. دو طبقه اول از معافیت های بسیاری برخورداری بودند از معافیت مالیاتی که هزینه مالی پادشاهی و جنگ را بر گردن جوامع معمولی مینداخت.

ساختار اجتماعی فرانسه در سال ۱۶۲۵ با اشراف، روحانیان، بازرگانان، پیشه‌وران و مردم عادی در جهان رمان سه تفنگدار
جامعه فرانسه در عصر لویی سیزدهم بر امتیاز طبقاتی، مالکیت منصب و شبکه‌های قدرت استوار بود؛ همان فضایی که جاه‌طلبی دارتانیان را معنا می‌بخشد.

خود اشراف نیز متحد نبودند. خانواده های قدیمی ارتشی بعضا به عنوان اشراف شمشیر که در کنار خانواده هایی که طبقه اجتماعیشان از طریق پست های مدیریتی و قضایی بدست آمده بود توصیف می شدند. پست های حکومتی می توانست خریداری شود و به ارث برسد و به عنوان یک مالیت با ارزش حساب شود. این جامعه ای ساخته بود که در آن پول، شرکت، اجداد و سرویس پادشاهی به عنوان منبع طبقه و وضعیت اجتماعی رقابت می کردند.

از این رو مسیر دارتانیان یک ماجراجویی جوانانه تری را دنبال می کرد. او یک مرد روستایی بود که به دنبال پیشرفت از طریق خدمت در ارتش بود. او رفتار و غرور اشراف را همراه داشت اما ثروت و تاثیر آریستوکرات های بزرگ رو نداشت. پاریس امکان پیشرفت می داد اما پیشرفت نیازمند شجاعت، اعتبار، رابطه و محافظت توسط یک رئییس قوی بود.

اسطوره شناسی: اساطیر اسکاندیناوی، داستان شمالی یخ و آتش

حمایت و سرپرستی قوی تر از قانون بود

دولت های مدرن خودشان را به شکل سیستمی از نهاد ها و قانون ها نشان می دهند. فرانسه لویی سیزدهم بیشتر بر پایه وفاداری شخصی عمل می کرد. یک سرباز جوان به عنوان کاپیتان ایفای نقش می کرد یک کاپیتان وابسته به وزیر یا شاهزاده بود اشراف  شبکه ای از خویشاوندان، ماموران، خدمتکاران و دنباله روان مسلح داشتند و از این رو دسترسی به یک فرد قوی می توانست به اندازه قانون انتزاعی موثر باشد.

این فرهنگ حمایت و سرپرستی  توضیح می دهد که چرا روابط شخصی در رمان مکررا تبدیل به مسئله سیاسی می شود. ماجراهای عاشقانه وارد دیپلماسی و دوستی موثر در اتحاد های نظامی می شود. یک خدمتکار چیزی را می داند که وزیران نمیدانند یک نامه شخصی می تواند ثبات ازدواج پادشاهی را تهدید کند. دادگاه دوما نمایشیست چرا که هرکسی باید یک نقش عمومی را اجرا کند در حالی که از مقاصد خصوصی خود مراقبت نماید.

زن ها مسیر های رسمی کمتری برای رسیدن به قدرت یا اقتدار نظامی داشتند اما زنان آریستوکراتیک می توانستند از طریق ارتباطات خانوادگی، دسترسی به قضات، مکاتبات و ازدواج های استراتژیک به قدرت برسند. تحقیقات تاریخی در زنان اولیه مدرن فرانسه نشان می دهد که زنان اشراف می توانستند در ساختار دهی سیاسی و شبکه های اجتماعی موثر باشند حتی در سیستمی که حول اقتدار مرد چیده شده است.

این تنش در سرتاسر سه تفنگدار موجود است. زنان منتظر نجات داده شدن نیستند بلکه اطلاعات را جابجا، انگیزه ها را پنهان، روی مردان قوی اثر و بعضی اوقات واقعیت سیاسی را بهتر از سربازان اطرافشان می فهمند.

ریشیلیو و رشد قدرت پادشاهی

کاردینال ریشیلیو تبدیل به نخست وزیر لویی سیزدهم در 1620 شد و اقتدار پادشاهی را در مقابل  مقاومت های سیاسی، آریستوکراتیک ومذهبی تقویت کرد. سیاست هایش فقط جاه طلبی یک ضد قهرمان فردی نبود. آن ها متعلق به تغییر بزرگتری بودن که در آن  پادشاهی به دنبال کنترل استقلال اشراف، مزایای استانی، مراکز تقویت شده پروتستان و شبکه های رقیب قدرت بود.

کاردینال ریشلیو، لویی سیزدهم و ملکه آن در مرکز شبکه قدرت سیاسی و درباری رمان سه تفنگدار
قدرت در فرانسه قرن هفدهم تنها در تاج‌وتخت خلاصه نمی‌شد؛ نامه‌های محرمانه، حمایت سیاسی و وفاداری‌های شخصی سرنوشت دربار را تعیین می‌کردند.

قلعه هوگونو در روشل  به یکی از مراکز اصلی این نزاع تبدیل شد لویی سیزدهم و ریشلیو این استقلال سیاسی و نظامی را غیر قابل سازگاری با پادشاهی متحد می دانستند که نتیجه محاصره معروفی بود که وارد داستان دوما نیز شد.

دوما این تاریخچه را بخاطر مسائل دراماتیک ساده سازی کرده است ریشیلیو او معمولا ضد قهرمان است اما به ندرت احمق است. او شجاعت را محترم می شمرد و ضعف انسانی ار می شناسد و مکررا از پادشاهی که به وی خدمت می کند بیشتر می فهمد. این نزاع یک رقابت بین تفنگداران خوب و کاردینال شیطانی نیست بلکه رقابتی بین شرف شخصی و واجبیت های سیاسیست.

معرفی فیلمساز: کارل تئودور درایر

تفنگداران واقعی چه کسانی بودند؟

تفنگداران گادشاه اختراع دوما نیست. لویی سیزدهم این گروه را در سال 1622 از سواره نظام درست کرد و آن ها را به تفنگ مجهز کرد. با اینکه ان ها بر پشت اسب می رفتند تفنگ های سنگینشان معمولا در حالت پیاده استفاده می شد. این واحد به گردان ارتش پادشاهی متعلق بو و معمولا مراسم ها، اموری انتظامی، اسکورت و وظایف نبرد را بخصوص در هنگام محاصره انجام می دادند.

عضویت در این گروه به معنای آموزش نظامی، نزدیکی پادشاهی، پرستیژ و مسیر ممکن برای پیشرفت بود اما استخدام در آن توسط ارتباطات خانوادگی و سرپرستی انجام می گرفت. تفنگداران قهرمانان دموکراتیک نبودند که خارج از نظم اجتماعی عمل کنند. بلکه خادمان صاحب مزایای پادشاهی محسوب می شدند.

تفنگداران واقعی گارد سلطنتی فرانسه با اسب، تفنگ فتیله‌ای و شمشیر در دوران لویی سیزدهم
تفنگداران پادشاه نیرویی واقعی در خاندان نظامی سلطنت بودند و در مأموریت‌های حفاظتی، تشریفاتی و عملیات محاصره شرکت می‌کردند.

دارتانیان اقتباس شده از روی چارلز دو بتز کاستلمور است که یک جوان گاسکونی بود که در سال 1633 وارد تفنگداران شد که البته این تاریخ دیرتر از زمانیست که شخصیت خیالی داستان به تفنگداران پیوسته است. او در نهایت به یک افسر وفادار قابل اعتماد تبدیل شد و در محاصره ماستریخت در سال 1673 درگذشت. دوما با یک زندگی نامه تخیلی از او در شبه خاطرات نوشته شده توسط گاتیه دو کورتیلز دو ساندرا روبرو شد و این زمینه اولیه را تبدیل به اسطوره بزگتری کرد.

زندگینامه کوتاه از الکساندر دوما

الکساندر دوما در سال 1802 در ویلر-کوتره در شمال فرانسه بدنیا آمد. پدرش توماس الکساندر دوما فرزند یک اشراف زاده فرانسوی و یک زن برده سیاه پوست دومنیگی بود. او در ارتش انقلابی رشد کرد و تبدیل به ژنرال شد که دستاورد مهمی در قرن هیجدهم محسوب می شد. روند کاری اش در ارتش، شجاعت، نزاع با صاحبین قدرت و مرگ زودهنگام تاثیرات زیادی بر آینده رمان نویس گذاشت.

دوما با امنیت مالی کم بزرگ شد اما انرژی، اعتماد و تخیلات بی نظیری داشت. بعد از مهاجرت به پاریس او در خانه دوک ارلئان مشغول به کار و از این طریق وارد جامعه ادبی شد. او ابتدا یک درام نویس معروف برای تئاتر بود که نمایشنامه های تاریخی را اشتیاق، نزاع، مناظر و سرعت زیاد میساخت.

الکساندر دوما در کارگاه ادبی خود هنگام شکل‌دادن رمان سه تفنگدار با همکاری اگوست ماکه
دوما با ترکیب پژوهش تاریخی، دیالوگ درخشان و ریتم پاورقی‌نویسی، شخصیت‌هایی آفرید که از مرزهای ادبیات فرانسه فراتر رفتند.

گسترش چاپ روزنامه به او یک محیط ایده آل برای استعداد هایش داد. روزنامه ها به قصه نیاز داشتند که بتوانند خوانندگان را هر روز برگردانند. دوما تعلیق، کمدی، بازگشت های احساسی و شخصیت های ماندگار را در سرعت روایی مناسب میتوانست به صورت داستان های سریالی بنویسد.

تولید او با همکاری دیگران همراه شد مهمتر از همه اگوست ماکه. ماکه در تحقیقات تاریخی، ساختار روایی، سناریو و مواد اولیه برای چندین کار مهم از جمله سه تفنگدار و کنت منت کریستو شرکت کرد. دوما این مواد اولیه را از طریق دیالوگ ها، شخصیت سازی، زمان بندی کمیک، غریزه دراماتیک و سبک روایی خاص خود تغییر شکل داد. بررسی نسخه های دست نویس اولیه نشان داده است که ارتباط این دو نفر یک یک ارتباط خالص ادبی بوده است هرچند که مدل تقسیم کار مورد بحث قرار گرفته است.

دوما با شکل زندگی اسراف گونه یکی از قهرمانانش زندگی کرد. او به مقدار زیادی سفر کرد یک سالن تئاتر ساخت در مسائل سیاسی شرکت کرد و میزان زیادی پول را بدست آورد و خرج کرد و در این حین، نمایشنامه، رمان، خاطرات، روزنامه نگاری، سفرنامه، تاریخ نوشت و حتی در نوشتن دیکشنری کمک کرد. او در سال 1870 مرد و در سال 2002 به پانتئون منتقل شد که در نتیجه یک شناخت و تقدیر ملی را بیش از یک صد سال بعد از مرگش دریافت کرد.

مطالعه بیشتر: دوربینی که هالیوود را تسخیر کرد

چهار تفنگدار، شخصیت هایی بزرگتر از داستان

هر چند که در عنوان اصلی سه تفنگدار ذکر شده اما مرکز احساسی داستان به چهار رفیق تعلق داره.

دارتانیان، جاه طلب گروه

دارتانیان بدون تجربه اما باهوش وارد پاریس میشه. او تکانیشی، مغرور، رمانتیک، فرصت طلب و قادر به نشان دادن شجاعت مثال زدنیه. بر خلاف قهرمانان بدون مشکل، او دیگران را فریب میده، موقعیت را اشتباه تفسیر میکنه و اجازه میده که هوس قضاوتش را دچار مشکل کنه.

ورود دارتانیان جوان به پاریس سال ۱۶۲۵ در آغاز ماجراهای رمان سه تفنگدار الکساندر دوما
دارتانیان به‌عنوان نجیب‌زاده‌ای جوان و کم‌ثروت وارد شهری می‌شود که پیشرفت در آن به شجاعت، رابطه، شهرت و حمایت قدرتمندان وابسته است.

چیزی که باعث جذابیتش میشه حرکاتش است. او سریع یاد میگیره و سریع هم عمل میکنه. هر مشکلی تبدیل به آموزش جدید برای او میشه. او با خواسته یونیفرم و جایگاه اجتماعی تفنگداران شروع میکنه اما تدریجا یاد می گیره که بخاطر فداکاری هایش به این گروه تعلق دارد نه بخاطر انتصاب.

آتوس، شرافت در خرابه درونی

آتوس مرکز احساسی و اخلاقی گروهه. او صاحب اقتدار طبیعی، محدودیت، هوشمندی و وقار آریستوکراتیک است. با اینحال آرامیش بیرونیش یک فاجعه خصوصی را مخفی کرده .

بدون لو دادن جزئیات چون دوست دارم برید کتاب رو با هرترجمه بخصوص ترجمه ذبیح الله منصوری بخونید، آتوس بیانگر هزینه حافظست. او مردیست که در نهایت دارتانیان تبدیل به او خواهد شد اگر تجربه اشتیاق او را بکشد و شرافت را دست نخورده باقی بگذارد. رابطه او با جوان گاسکونی به رمان عمق احساسیش را داده است.

پورتوس، نمایش هویت اجتماعی

پورتوس عاشق لباس، غذا، توجه، قدرت فیزیکی و قصه گویی در باره اهمیت خود است. او مغرور به نظر می رسد اما غرورش یک تزئیین ساده نیست. در جامعه شیفته مقام و مرتبه، ظاهر بخشی از استراتژی اجتماعیست.

نخستین رویارویی دارتانیان با آتوس، پورتوس و آرامیس پیش از شکل‌گیری دوستی چهار تفنگدار
یکی از مهم‌ترین لحظات رمان زمانی شکل می‌گیرد که سه دوئل جداگانه در برابر خطری مشترک به آغاز یک رفاقت افسانه‌ای تبدیل می‌شوند.

پورتوس متوجه است که انسان ها اغلب چیزی را که با اعتماد به نفس کامل انجام شده باشد باور می کنند و زیر این لاف زنی یک علاقه و شجاعت خالص خوابیده است. دوما برخورد کمدی بدون تحقیر کردن او دارد.

مطالعه بیشتر: آرس خدای جنگ

آرامیس، ایمان، میل و جاه طلبی سیاسی

آرامیس بین زندگی ارتشی و کلیسا تقسیم شده. او با  ادبیات مذهبی صحبت می کند در حالی که عمیقا مجذوب زیبایی، مخفی کاری، اثرگذاری و روابط جهانیست.

چهره‌های متفاوت دارتانیان، آتوس، پورتوس و آرامیس در تحلیل شخصیت‌های اصلی رمان سه تفنگدار
چهار قهرمان دوما برداشت‌های متفاوتی از جاه‌طلبی، شرافت، نمایش اجتماعی، ایمان و قدرت دارند، اما دوستی آنان این تفاوت‌ها را کنار هم نگه می‌دارد.

او بیشتر از دیگران با هویت به عنوان چیزی که می توان تغییر داد برخورد می کند. سرباز، عاشق، روشنفکر،توطئه چین و کشیش بالقوه همزمان در او وجود دارد. این انعطاف در دنباله های سه تفنگدار اهمیت پیدا می کند جایی که هوش و جاه طلبی اش تاثیرات سیاسی بیشتری پیدا می کند.

چرا سه تفنگدار بیشتر از یک کتاب ماجراجوییست؟

چهار همراه بخاطر باورهای یکسان با هم متحد نشده اند. آن ها درباره دین، سیاست، عشق، پول و معنای موفقیت عدم توافق دارند. وفاداری آن ها به همین دلیل که در تفاوت ها باقی می ماند اهمیت دارد.

دوما دوستی را به عنوان مسئولیت انتخابی ارائه می کند. تفنگداران ممکنه که به طور خصوصی دیگری را نقد کنند اما در مقابل نیروهای خارجی که قصد جدا کردنشان را دارند مقاومت می کنند. اتحاد معروف آن ها یک کمال گرایی سانتی مانتال نیست بلکه نظمیست که پیوسته با ترس، فاصله، جاه طلبی و زمان مورد آزمایش قرار می گیرد.

شرف به معنای اجرا و کد اخلاقی

شرف در این رمان دو چهره متفاوت دارد. در بدترین حالت، نخوت، دوئل های بی دلیل، غرور زخمی شده و خشونت بی فایدست و در بهترین حالتش ایجاد شجاعت، اعتمادسازی، بخشندگی و مقاومت در برابر تحقیر می کند.

دوستی، شرافت و وفاداری دارتانیان و سه تفنگدار در دل خطرها و تعارض‌های اخلاقی رمان الکساندر دوما
همبستگی چهار قهرمان از شباهت آنان ناشی نمی‌شود؛ ارزش رفاقتشان زمانی آشکار می‌شود که منافع، ترس و وظایف سیاسی آنان را از یکدیگر دور می‌کند.

دوما متوجه می شود که شرافت آریستوکراتیک بخشی نمایشیست. لباس ها، ژست ها، لقب ها، اسب ها، خدمتکاران و اعتماد به نفس عمومی همه نشان دهنده رتبه هستند. با اینحال او به دنبال شرافت عمیق تریست که به ثروت وابسته نیست. شخصیتی ممکن است از نظر اجتماعی مسخره باشد و از نظر اخلاقی شجاع یا از دید اجتماعی شگفت انگیز باشد و از دیدگاه اخلاقی توخالی.

تاریخی که تبدیل به اسطوره شده است

دوما قرن هیفدهم را با خنثی بودن آکادمیک بازسازی نمی کند. او زمان ها را تغییر، در شخصیت ها اغراق، نزاع های سیاسی را ساده و با ایجاد انگیزه های سیاسی پشت وقایع عمومی داستان را جلو می برد.

با این حال این آزادی به او اجازه می دهد که چیزهایی را افشا کند که کتاب های تاریخی از دست می دهند مثل بافتار احساسی زندگی پشت قدرت ناپایدار. فرانسه دوما، شلوغ و پر از شایعه، رمز و راز، نامه های دزدیده شده، اتاق های خصوصی، جاده های نامعلوم و اتحاد های نامرئیست. تاریخ بخاطر اینکه توسط افرادی که خسته، گرسنه، حسود، ترسیده و زخمی می شوند تبدیل به یک مسئله زنده و فوری می شود.

زن پیچیده رمان

خوانندگان مدرن می توانند رفتار رمان با جنس مخالف را آزاردهنده ببینند. جنسیت زن احاطه شده با ظن و بعضا رفتار ظالمانه یا خودسرانه مرد است.

از طرف دیگر دوما زنانی می سازد که هوشمندیشان برابر یا بیشتر از قهرمانانش است. کنستانس بوناسیو یک زن شجاع و از نظر سیاسی فعال است. ملکه آن درون سیستمی زندگی می کند که احساسات شخصی اش یک بحران سیاسی می شود. مای لیدی دو وینتر یکی از ضد قهرمانان قدرتمند، سازگار، مشاهده گر، از نظر روانشناختی مهارتمند و توانا در تغییر فرض های جامعه درباره زنان به سلاح است.

میلیدی دو وینتر در شبکه جاسوسی، قدرت روانی و سیاست پنهان دربار در رمان سه تفنگدار
قدرت میلیدی بیش از شمشیر به توانایی او در خواندن ترس، میل، ایمان و غرور دیگران وابسته است؛ ویژگی‌ای که او را به یکی از پیچیده‌ترین ضدقهرمانان ادبیات تبدیل می‌کند.

مایلیدی بعضی اوقات به یک قاتل پر زرق و برق تقلیل پیدا می کند در کتاب او آزاردهنده تر است چرا که قدرتش زبانی و روانشناختیست. او با دقت، میل، ترس، غرور و ایمان دیگران را می خواند و بر اساس آن رفتار می کند.

ادراک از نگاه متفکران: تنهایی در نگاه کافکا

بیست سال بعد؛ تفنگداران وارد میانسالی می‌شوند

این کتاب در سال 1845 به چاپ رسید و دنباله سه تفنگدار است. همانطور که از عنوانش پیداست دو دهه از اتفاقات کتاب اول گذشته است ریشلیو و لویی سیزدهم مرده اند و آن اتریش به عنوان نایب السلطنه لویی چهاردهم حکومت می کند در حالی که کاردینال مازارین نقش نخست وزیر را دارد. فرانسه وارد عصر شورش های شامل آریستوکرات ها، صاحبان منصب اداری، نهادهای سیاسی و جمعیت خسته شده در مالیات و جنگ شده است.

دارتانیان، آتوس، پورتوس و آرامیس در میانسالی و درگیری‌های سیاسی رمان بیست سال بعد
دنباله نخست سه تفنگدار، دوستی را در برابر اختلاف سیاسی، جاه‌طلبی‌های تازه و تجربه تلخ گذر زمان قرار می‌دهد.

مهمترین تغییر کتاب سیاسی نیست بلکه شخصیست. رفقا دیگر غیر قابل جدا کردن نیستند. آن ها مسئولیت، وفادارای، جاه طلبی و ناامیدی های متفاوت دارند. دارتانیان با تجربه شده اما به اندازه کافی پیشرفت نکرده است آتوس زندگی خود را به سمت مسئولیت پدری و اخلاقی هدایت کرده، پورتوس بدنبال شرایط اجتماعی بهتری رفته و آرامیس به دین و دسیسه های سیاسی نزدیک تر شده است.

دنباله، این سوال را مطرح می کند که آیا دوستی می تواند در طول زمان نجات پیدا کند. در جوانی وفاداری سادست چرا که قهرمانان با دشمن و ماجراجویی یکسان مواجه می شدند در میان سالی ممکن است هرکسی در یک نزاع سیاسی متضاد قرار بگیرد هرچند علقه باقی مانده باشد اما علاقه دیگر جلوی عدم توافق را نمی گیرد.

داستان همچنین از فرانسه به جنگ داخلی انگلستان و آخرین بحران پادشاه چارلز اول گسترده می شود. دوما وفاداری شخصی را به فروپاشی پادشاهی ها متصل می کند و نشان می دهد که افراد سعی در حفظ شرافت در وقایع عظیمی خارج از کنترل شجاعت شخصی دارند.

حضور چهار تفنگدار در بحران جنگ داخلی انگلستان و فضای سیاسی رمان بیست سال بعد
دوما ماجراجویی شخصی را با فروپاشی سلطنت‌ها پیوند می‌دهد و نشان می‌دهد که شجاعت فردی همیشه توان تغییر مسیر تاریخ را ندارد.

بیست سال بعد، حس سرخوشی کمتری نسبت به سه تفنگدار دارد اما بالغ تر از آن است شوخی ها ، اکشن و تغییر چهره را نگهداشته و تعلیق را همراه با مالیخولیا به آن اضافه کرده است. قهرمانان کشف می کنند که شجاعت نمی تواند جلوی زمان را بگیرد یا شکست های سیاسی را درست کند و یا امکانات از دست رفته را بازگرداند.

ویکنت دو براژلون؛ پایان جهان تفنگداران

آخرین بخش دوره دارتانیان، ویکنت براژلون یا ده سال بعد است که به صورت سریالی بین سال های 1847 تا 1850  به چاپ رسید. ویکنت براژلون یک رمان گسترده است که از دو کتاب اول طولانی تر می باشد. چاپ انگلیسی کتاب به سه بخش تقسیم شده است:

ویکنت براژلون

این بخش، نسل جوانتر را معرفی، و تفنگداران قدیمی را در نزدیکان لویی چهاردهم قرار می دهد. شخصیت اصلی، رائل، نماینده آرمان هاییست که از گذشته قهرمانانه به ارث رسیده اند اما در برابر نظم اجتماعی نوظهور به آزمون گذاشته می شوند.

رائول، چهار تفنگدار سالخورده و ظهور لویی چهاردهم در رمان ویکنت دو براژلون
جلد پایانی مجموعه، گذار فرانسه از جهان ماجراجویان و نجیب‌زادگان مستقل به سلطنت متمرکز، تشریفاتی و کنترل‌شده لویی چهاردهم را روایت می‌کند.

لویی دو لا والیر

بخش مرکزی به دربار، روابط، وفاداری های رمانتیک، میل های پادشاهی و فرهنگ در حال شکل گیری حول لویی چهاردهم می پردازد. قهرمانی به تدریج از جاده و میدان جنگ به قصر، مراسم، ادارات و ظواهر با دقت مدیریت شده منتقل می شود.

مردی با نقاب آهنین

بخش نهایی، شامل زندانی نقاب زده معروف است که بعضا به عنوان یک رمان جداگانه اقتباس و چاپ شده است. خواندن تنهای آن امکان پذیر است اما بخش بزرگ قدرت احساسی اش از شناخت شخصیت ها و رشد در طول کل داستان می آید.

رمان نهایی فقط یک ماجراجویی جدید نیست بلکه خداحافظی طولانیست. لویی چهاردهم شکل دیگری از پادشاهی متمرکز را ارائه می دهد. در ابتدای جهان اشراف نیمه مستقل، دنباله روی نظامی شخصی، ماجراجویی خودجوش، قدرت ساختارمند تر و متمرکز تر می شود و زندگی برای قهرمانان سخت تر می شود.

تفنگداران به صورت متفاوتی جواب می دهند یکی بدنبال خدمت است یکی راحتی، دیگری ادامه زندگی اخلاقی و آخری بالاترین میزان تاثیر. از این رو انتخاب هایشان الگوهایی که از کتاب اول پیدا بودند را تکمیل می کند.

مردی با نقاب آهنین در بخش پایانی مجموعه سه تفنگدار و توطئه سیاسی آرامیس
ماجرای زندانی نقاب‌دار تنها بخشی از اهمیت رمان پایانی است؛ هسته اصلی داستان به قدرت، وفاداری و ازهم‌گسیختن جهان مشترک تفنگداران مربوط می‌شود.

سوژه احساسی ویکنت براژلون، راز نقاب آهنین نیست. بلکه پایان دوستی در دنیای فیزیکی شان. همراهانی که زمانی با هم می تاختند با عصر جدید، جدایی، تغییرات سیاسی و امکان اینکه وفاداری اعمال ناسازگارانه بخواهد روبرو می شوند.

ترتیب درست مجموعه سه تفنگدار

انتشارات مختلف بخش هایی از رمان را همانطور که در بالا گفتم به اسم های مختلف به چاپ رساندن با اینحال ترتیب خواندن اگر قصد خواندن به انگلیسی را دارید رمان اصلی سه تفنگدار، بیست سال بعد و ویکنت براژلون یا ده سال بعد است. اگر رمان سوم به سه بخش تقسیم شده است باید دو بخش بعدی یک لویی دو لا والیر و مردی در نقاب آهنین نیز بخوانید.

سعی کنید نسخه های خلاصه شده را نخوانید و به سراغ نسخه های اصلی برید.

معرفی رمان: دزیره نوشته آن ماری سلینکو

بهترین ترجمه سه تفنگدار در ایران

ترجمه های زیادی از سه تفنگدار به صورت خلاصه شده در ایران موجوده اما دو ترجمه اصلی از این کتاب به چاپ رسیده، من پیشنهادم اینه که به هیچوجه سراغ نسخه های خلاصه شده نرید.

اولین ترجمه سه تفنگدار در فاصله بین سال های 1314 تا 1316  قمری در سه جلد توسط محمد طاهر میرزا قاجار به محمد طاهر میرزا اسکندری نیز شناخته می شود به چاپ رسید.

انتشارات هرمس این ترجمه را در دو جلد توسط نشر هرمس منتشر شده است. ترجمه محمد طاهر میرزا بارها توسط ناشران مختلف چاپ شده است و ارزش اصلی آن در این است که از نخستین ترجمه های کامل رمان در فارسیست و نمونه ای مهم از نثر ترجمه شده اواخر قاجار است. البته نثر آن برای خواننده امروز گاهی کهنه، عربی گرا یا دارای ساختار های طولانی به نظر می رسد.

بهترین ترجمه سه تفنگدار

اما معروف ترین ترجمه سه تفنگدار، متعلق به ذبیح الله منصوریست که توانست سه جلد کامل این داستان را با نثری روان تر، روایی تر در میان مخاطبان رواج دهد. بعد از ترجمه شایعاتی حول حجم بالای کتاب که معمولا در ده جلد به چاپ رسیده است پخش شد مبنی بر اینکه کتاب فرانسوی تک جلدی و حدود هشتصد صفحست و اقای منصوری آن را ده جلد و به نزدیک 5000 صفحه رسانده. اما نکته اینه که ترجمه منصوری فقط تبدیل یک رمان چند صد صفحه ای به رمان ده جلدی نیست. بخش عمده این حجم در این است که مجموعه ای که با عنوان سه تفنگدار منتشر شده هر سه رمان چرخه دارتانیان را در برمیگرد. خود رمان سوم بسیار مفصل است و در ترجمه های انگلیسی و بعضا اروپایی به چند بخش تقسیم شده است.

البته من در قیاس متن ترجمه اقای منصوری با متن جلد اول به زبان فرانسوی، متوجه توضیح بیشتر و بسط بیشتر عبارت های دوما در ترجمه اقای منصوری شدم از این رو میتوان گفت ترجمه اقای منصوری تا حدی مفصل تر و تا کمی اقتباسی از کل چرخه دارتانیان است نه اینکه چند هزار صفحه بی ربط به داستان اختراع کرده باشد و از سوی دیگر ترجمه خط به خط دانشگاهی نیز نیست.

معرفی فیلم: اینک آخرالزمان

اقتباس های سینمایی، تلویزیونی، کارتونی و انیمه

افراد زیادی هستند که اصل رمان را نخوانده باشند اما تعداد افرادی که به صورت فیلم و سریال یا انیمیشن با این مجموعه روبرو نشده باشند احتمالا خیلی کمتر است. از آغاز سینما، سه تفنگدار یک گزینه مناسب برای اقتباس تصویری بوده است ماجرای تاریخی، شخصیت های متضاد، ضد قهرمان جذاب، مسائل سیاسی، شمشیر بازی، راه های مخفی، اسب، مراسم پادشاهی و سایر ویژگی هایش این کتاب را برای یک بازسازی تصویری مناسب سریالی مناسب میکرده است.

از این رو سینما مکررا به رمان بازگشته است. داگلاس فیربنکس دارتانیان را در یک فیلم صامت محصول 1921 بازی کرد در حالی که جن کلی در اقتباس 1948 به ایفای نقش پرداخت. سه تفنگدار و چهار تفنگدار ریچارد لستر در سال 1973 و 74 اکران شدند که داستان را به دو فیلم تقسیم، و کمدی فیزیکی را با دسیسه چینی های داخل رمان ترکیب کرده است.

اقتباس‌های سینمایی، تلویزیونی، انیمه و انیمیشن از رمان سه تفنگدار الکساندر دوما
سه تفنگدار از سینمای صامت تا مجموعه‌های تلویزیونی، انیمه ژاپنی و انیمیشن‌های خانوادگی بارها بازآفرینی شده است، اما ساختار روایی دوما همچنان سرچشمه اصلی این آثار باقی مانده است.

اقتباس 1993 دیزنی، بر انرژی جوانانه، شوخی، رمانس و نزاع های ساده شده تاکید داشت. مردی با نقاب آهنین در سال 1998 یک اقتباس تغییر یافته از آخرین بخش مجموعست هرچند شخصیت ها و داستان تغییر کرده اند.

در سال 2011 یک اقتباس سینمایی دیگر از این داستان با اسم سه تفنگدار به کارگردانی پل اندرسون انجام شد که یک ورژن فانتزی با عناصر کاملا جدید به داستان است مثل کشتی غول پیکر هوایی یا انفجار های خارق العاده. این اقتباس فاصله زیادی از رمان داشت و شخصیت پردازی سطحی و عناصر فانتزی باعث شد بینندگان چندان باهاش ارتباط برقرار نکنند.

فیلم سه تفنگدار محصول سال 2011 با بازی ارلاندو بلووم
صحنه کشتی هوایی در سه تفنگدار محصول 2011

یک فیلم دو بخش مهم در سال 2023 با اسم های سه تفنگدار یک دارتانیان و سه تفنگدار: مای لیدی که توسط مارتین بوربولون ساخته شد یک اقتباس نسبتا وفادار محسوب می شود. هرچند که این دو فیلم به اکشن فیزیکی، توطئه های سیاسی، خیابان های گل آلود و یک فضای دقیق تر تاریخی تاکید داشته و عناصر مهم روایت دوما رو تغییر چینش داده است.

تلویزیون فضای بیشتری برای ساختار قسمتی رمان داشته است. سریال ساخت شبکه بی بی سی به اسم تفنگداران که بین سال های 2014 تا 2016 ساخته شد از کاراکتر های دوما برای یک ماجراجویی هفته به هفته استفاده کرد به جای اینکه یک اقتباس دقیق از داستان بکند.

در انیمیشن حتی آزادی عمل بیشتری داشتند. سریال اسپانیایی-ژاپنی داگتانیان و سه سگ تفنگدار، شخصیت های اصلی فیلم را به حیوانات انسان نما تبدیل کرد و البته بخش اصلی داستان یعنی یک خارجی که به پاریس سفر می کند و به سه تفنگدار می پیوندد را حفظ کرد. این سریال ابتدا در دهه 1980 ساخته شد و سپس دنباله و ورژن سینمایی نیز داشت.

انیمه سه تفنگدار
در انیمه سه تفنگدار محصول کشور ژاپن، جنسیت آرامیس به زن تغییر یافته است

انیمه ژاپنی سه تفنگدار که قبلا در شبکه دو سیما نیز پخش شد و یکی از جالب توجه ترین اقتباس های ممکن از این سریال بود. این انیمه بین سال 1987 تا 1989 در طول 52 قسمت پخش شد و تغییرات عمده زیادی بر داستان و شخصیت ها داشت. طولانی بودن سریال اجازه کنکاش بیشتر دوستی و توطئه ها را به سازندگان سریال میداد.

بعضی اقتباس های دیگر مثل میکی، دونالد، گوفی: سه تفنگدار، باربی و سه تفنگدار، کمیک بوک، تئاتر، موزیکال، داستان رادیویی، بازی ویدئویی و اقتباس مناسب کودکان بوده است. این گونه ها از کار اصلی دوما فاصله زیاد گرفته اند اما میزان انعطاف پذیری اثر اصلی را نشان می دهند.

چرا سه تفنگدار همچنان مهم است؟

اکثر رمان های ماجراجویی به دنبال ایجاد هیجان هستند اما کمترشان میدانند چرا هیجان اهمیت دارد. دوما درباره حرکت می نویسند چرا که حرکت هویت ایجاد می کند دارتانیان خود را از طریق انعکاس افکار در تنهایی کشف نمی کند بلکه از طریق برخورد با دوستان، رقیبان، عاشقان، نهاد ها، خطر و شکست های اخلاقی پیدا می کند.

رمان همچنین متوجه است که دوستی وقتی بیشترین معنی را دارد که دنیا خیانت را تشویق کند. فرانسه ریشلیو با وفاداری های رقیب حکومت می شود. شخصیت ها به پادشاهان، ملکه، وزیران، عاشقان، خانواده ها، کلیسا و جاه طلبی های شخصی خدمت می کنند. این چهار دوست یک جامعه کوچکتری درون سیستم بزرگ میسازند یکی بر پایه کمک دو طرفه به جای کسب رتبه شخصی.

اما دوما اجازه نمی دهد که اتحاد آن ها کاملا معصوم باشد. قهرمانان بی احتیاط، خودخواه، دروغگو و خشن هستند. ضعف های آن ها از اینکه رمان یک تجلیل ساده از قهرمانی مردانه باشد خودداری می کند. دوستی آن ها بخاطر کامل بودن اخلاقی شخصیت ها قابل تحسین نیست بلکه بخاطر اینکه وفاداریشان آن ها را از محدودیت ها بالاتر می برد قابل تحسین است.

دنباله ها، این ایده را قوی تر کردند. بیست سال بعد این سوال را می پرسد که آیا دوستی می تواند در عدم توافق سیاسی دوام بیاورد. ویکنت براژلون می پرسد که آیا می تواند سن، فاصله، قدرت و تغییرات غیر قابل بازگشت بر دوستی اثر بگذارد؟

باهمدیگه این سه کتاب، ماجراجویی را به مطالعه زمان تبدیل می کنند.

مطالعه بیشتر: اسطوره چیست؟

نتیجه گیری درباره سه تفنگدار، بیست سال بعد و ویکنت براژلون

سه تفنگدار یکی از جذاب ترین مدخل ها به ادبیات قرن نوزدهم است. زبانش پرانرژی، شخصیت هایش قابل لمس و داستانش مومنتوم رو به جلوی یک سریال مدرن امروزی را دارد.

اما خواندن برای شمشیر بازیهاش به معنای نادیده گرفتن بزرگترین دستاوردش است. دوما چهار شخصیت با چهار تفکر مختلف نسبت به جهان را خلق کرده است. دارتانیان به سمتش می رود آتوس چیزی که از دست داده است را به یاد می آورد پورتوس با بزرگتر کردن خود به دنبال تصاحبش است و آرامیس با تغییر و هوشمندی سعی بر تسلط بر آن را دارد. دوستی آن ها اجازه می دهند که این رفتار های متضاد با همدیگر وجود داشته باشند.

دنباله ها چیز دیگری انجام می دهند به جای حفظ قهرمانان در محبوبیتشان، دوما اجازه بزرگتر شدن بهشان می دهد. آن ها از هم جدا و ناامید می شوند و از نظر سیاسی تحت خطر قرار می گیرند و در عین موفقیت متوجه می شوند که تاریخ بدون آن ها ادامه خواهد داد.

بخاطر همین است که سه گانه سه تفنگدار بیشتر از ماجراجویی تاریخیست. بلکه شروعش تجلیل جوانیست و پایانش مرثیه ای برای دوستی، شجاعت و دنیایی که به حافظه ها پیوسته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا