دوربینی که هالیوود را مسحور کرد، چگونه دوربین میچل BNC بر سینمای دهه 1940 سلطه یافت

دوربین میچل BNC در پشت صحنه فیلم همشهری کین همراه گرگ تولند و اورسن ولز در استودیوی هالیوود دهه ۱۹۴۰

در ادامه بحث هامون درباره تاریخ سینما در این نوشته می خواهیم کمی تکنیکال تر صحبت کنیم ودرباره یکی از مهمترین اختراع های تاریخ سینما یعنی دوربین میچل BNC توضیحاتی بهتون بدم. فیلم های مهم دهه 1940 را بخاطر ستاره ها، سایه ، دکور و قصه ها میشناسند اما پشت خیلی از این تصاویر یک ماشینی قرار دارد که کمتر اعتبار گرفته است. یک وسیله سنگین و ظاهری به اسم دوربین میچل BNC که تبدیل به یکی از ابزار اساسی دوران کلاسیک هالیوود شد

این دوربین برای فیلمبرداری رو دست یا کار مستند سازی ساخته نشده بود بلکه قدرتش در سکوت، دقت، ثبات و قابل اعتماد بودنش بود بخاطر همین خیلی زود تبدیل به استاندارد اصلی استودیو ها شد. از خوشه های خشم تا همشهری کین و بهترین سال های زندگی ما، همه این فیلم های مهم تاریخ سینما توسط این دوربین میچل BNC  فیلمبرداری شده اند.

سینمای مصوت به دوربین آرامتری نیاز داشت

در زمان سینمای صامت، سر و صدای دوربین آنقدر اهمیت نداشت چرا که بیننده هیچوقت صداش را نمی شنید. وقتی صدای سینک شده رسید میکروفون ها شروع به ضبط صدای موتور، دنده ها و حرکت سریع نگاتیو درون دوربین کردند.

تفاوت دوربین‌های پرصدای اولیه با دوربین کم‌صدای میچل BNC در آغاز سینمای ناطق و استودیوهای هالیوود
ظهور صدای هم‌زمان، دوربین‌های سینمایی را ابتدا در اتاقک‌های عایق زندانی کرد. بدنه عایق‌شده میچل BNC امکان ضبط گفت‌وگو و فیلم‌برداری آزادتر را فراهم ساخت.

در فیلم های اولیه مصوت، معمولا دوربین را داخل یک کیوسک ضد صدا قرار می دادند که داخل صدا نویز نمینداخت اما برای اپراتور دوربین محدودیت ایجاد می کرد و حرکت را سخت می کرد. سینما صدا پیدا کرد در حالیکه آزادی تصویری اش را از دست داد.

دوربین میچل که در سال اوایل 1930 معرفی شد بخش بزرگی از این مشکل را حل کرد. خودش ضد صدا و عایق و مدل جدید دوربین میچل NC 35 میلی متری بود. به جای قرار دادن دوربین و فیلمبردار داخل کیوسک جداگانه، مکانیسم ضبط فیلم داخل یک قاب بندی ضد صدا انجام شده بود. دو دوربین اول میچل BNC تخت اختیار کمپانی ساموئل گلدوین قرار گرفت که دوربین شماره دوم  با بزرگترین فیلمبردار تاریخ سینما گرگ تولند پیوند خورده است.

پیشنهاد مطالعه: آشنایی با الگوی قطبی میکروفون

چه چیزی میچل BNC را خاص می کرد؟

مهمترین مزیت این دوربین، آرامیش بود. محیط دورش نویز موتور، دنده ها، انتقال فیلم و خشاب فیلم را می گرفت که اجازه می داد دیالوگ سینک شده بدون لرزش دوربین ضبط شود.

این به این معنی بود که میکروفون ها می توانستند نزدیک تر به بازیگران باقی بمانند در حالیکه کارگردانان آزادی بیشتری برای حرکت دوربین و بازیگران داشتند. دوربین BNC فقط تولید را راحتتر نکرد بلکه باعث همکاری راحتتر بین عوامل فیلم و صدا شد.

دوربین های میچل بخاطر حرکت دقیق فیلمشان معروف هستند. پین های ثبت تک تک فریم ها را در حین نوردهی در موقعیت نگه میداشت که یک تصویر ثابت ثبت می کرد.

این ثبات، فیلمبرداری معمولی را بهبود بخشید اما در تدوین کمک زیادی کرد بخصوص برای دیزالو، نمای هماهنگ و سایر تکنیک های جلوه وِزه که در آن چندین عنصر عکاسی باید همجهت قرار می گرفتند. حتی یک مقدار کمی از حرکت نیز می توانستن در هنگام ترکیب کردن دو نما معلوم باشد که دوربین میچل این مشکل را نیز حل کرد.

این مکانیزم با ثبات، برای ترکیب بندی های رسمی دهه 1940 هالیوود مناسب بود. چهره ها، ورودی ها، مبل، خطوط ساختمان و پس زمینه های عمیق به محکمی در فریم باقی ماندند به جای اینکه در زمان فیلمبرداری بلرزند.

دوربین میچل یک دوربین بازگشتی نبود و فیلمبردار نمیتوانست صحنه را در حین فیلمبرداری ببیند. به جای آن میچل از سیستم رک استفاده کرد. قبل از فیلمبرداری بدنه دوربین به کنار کشیده می شد تا فیلمبردار یا دستیار بتواند فوکوس تصویر را در لنز یا آینه ببیند. وقتی فوکوس ثابت می شد دوربین به نقطه اول فیلمبرداری برمیگشت.

آناتومی فنی و وایرفریم دوربین میچل BNC شامل مسیر فیلم ۳۵ میلی‌متری، پین‌های رجیستر و سیستم فوکوس رک‌اور
دقت مکانیکی پین‌های رجیستر، حرکت پایدار نگاتیو و محفظه عایق صدا از مهم‌ترین دلایل کیفیت و دوام این دوربین حرفه‌ای بودند.

در هنگام فیلمبرداری، فیلمبردار تصویر را از طریق ویوفایندر تنظیم می کرد. ویو فایندر می توانست برای فاصله کانونی های مختلف و فریم های متفاوت تنظیم شود اما همچنان تح تاثیر خطای پارالاکس یا اختلاف دید بین منظره یاب و لنز اصلی دوربین، قرار داشت زیرا از طریق لنز اصلی ثبت تصویر نگاه نمی کرد.

این فرآیند از دید بازگشتی آرامتر بود اما اجازه فوکوس دقیق را قبل از فیلمبرداری می داد. و همچنین  با فرهنگ تولید حول تمرین، فواصل اندازه گیری شده، نشانه های بازیگران و حرکت دقیق بازیگران تطابق داشت.

خوشه های خشم جان اشتاین بک ساخته جان فورد
فیلم خوشه های خشم جان فورد با فیلمبرداری گرگ تولند

دوربین میچل بسیار سنگین بود اما وزنش آن را با ثبات کرده بود. بر روی یک سه پایه قوی، پایه استودیویی یا پدستال، کرین یا دالی نصب می شد و برای حرکات دقیق دوربین مناسب بود.

این دوربین برای روز های طولانی تولید ، خشاب های بزرگ 35 میلی متری، لنز های سینمایی حرفه ای، موتور های قوی، مت باکس، کلگی دنده دار و ابزار جلوه ویژه مناسب بود. دوربین فقط جعبه ای برای نوردهی به فیلم نبود بلکه مرکز یک تولید استودیویی کامل بود.

مطالعه بیشتر: از عکس به تصاویر متحرک، پیشگامان اولیه سینما

چرا میچل BNC  اینقدر محبوب شد؟

این دوربین می توانست نیازهای هالیوود در دهه 40 را تامین کند. استودیو ها نیازمند دیالوگ تمیز، دوربین قابل اطمینان، نتایج پایدار و ابزاری که اعضا کارکردن باهاش را بلد باشن بودند.

قابل اعتماد بودن یک سود عظیم مالی داشت. خرابی دوربین می توانست باعث تاخیر در بازیگر ها، دکور ها، نورپردازی و صدا شود. مکانیزم قابل اعتماد میچل این خطر را کاهش داد و به فیلمبرداران اجازه داد نتایج یکسان در طول تولید بدست بیاورند.

سیستم فوکوس رک‌اور و پین‌های رجیستر دوربین میچل BNC برای ثبت تصاویر دقیق و کاملاً پایدار در سینمای کلاسیک
پیش از فیلم‌برداری، بدنه دوربین برای مشاهده مستقیم تصویر روی شیشه مات جابه‌جا می‌شد. این روش کند اما بسیار دقیق، با نظم تولیدات استودیویی سازگار بود.

این دوربین همچنین در زمانه فیلمبرداری جاه طلبانه ظاهر شد. فیلمسازان با حرکات عمیق تر، نورپردازی دقیق، افکت های نوری، تضاد های شدید و ترکیب بندی های پیچیده تر آزمایش می کردند. دوربین به تنهایی این تصاویر را نمی ساخت اما به فیلمبردارن یک وسیله دقیق و با ثبات داد که بتوانند این کار ها را آزمایش کنند.

موفقیتش، میزان استفاده ازش را بیشتر کرد. استودیو ها در لنز های مختص میچل سرمایه گذاری کردند. دستیار فیلمبرداران می دانستند چگونه آن را پر کنند، فیلمبرداران طریقه کار با ویو فایندر را می دانستند و شرکت های اجاره میدونستند چطوری ازش نگهداری کنند.

در این سازمان بسیار منظم، استاندارد سازی لزوما مخالف خلاقیت نیست. وقتی فیلمسازان به ابزار اعتماد داشتند بیشتر میتوانستند بر روی تصویر تمرکز کنند.

فیلم های معروفی که با میچل فیلم برداری شده است

در اینچا چند فیلم مهم که با میچل ضبط شده است را معرفی میکنم.

خوشه های خشم و سفر طولانی خانه

دو فیلم مهم جان فورد که قبلا درباره کلمنتاین عزیزم براتون معرفی نوشتم و این دو فیلم را نیز بزودی معرفی خواهم کرد. گرگ تولند از میچل BNC شماره دو برای هر دو فیلم که در سال 1940 اکران شدند استفاده کرد. ثبات آن مناسب ترکیب بندی های دقیق، نورپردازی کم نور یا لوکی و فضا بندی لایه لایه تولند بود.

دوربین میچل BNC در مرکز یک استودیوی بزرگ هالیوود دهه ۱۹۴۰ میان تجهیزات نور، صدا، دالی و گروه فیلم‌برداری
استاندارد شدن تجهیزات، آموزش گسترده عوامل و قابلیت اطمینان بالا، میچل BNC را به قلب نظام منظم و پرهزینه استودیوهای کلاسیک تبدیل کرد.

قدرت احساسی این دو فیلم از ابزار نمی آید اما دوربین آن نظم مکانیکی پشت فیلمبرداری را تامین کرد. صورت ها میتوانستند از تاریکی ظاهر شوند شخصیت ها میتوانستند در عمق های مختلف قرار بگیرند و حرکات آرام دوربین می توانستند یک حس قوی وزن را نگه دارد.

همشهری کین

معروف ترین پروژه ای که در آن از این دوربین استفاده شده است همشهری کین محصول سال 1941 است. تولند این فیلم معروف ارسون ولز را با با دوربین شماره 2 انجام داد و تصاویر حاصل شده بخشی از قلب تاریخ فیلمبرداری شدند.

خود دوربین به تنهایی میدان عمیق فیلم را ایجاد نکرد. تولند برای اینکار وابسته به نورپردازی شدید، فیلم های حساس تر، لنز ها با کتینگ مخصوص، دیافراگم های بسته، جاگیری با دقت، تکنیک های اپتیک و جلوه های ویژه بود. با اینحال ضبط آرام و با ثبات BNC و حرکات دقیقش یک پایه ایده آل برای این فیلمبرداری سخت را ایجاد کرد.

گرگ تولند، اورسن ولز و دوربین میچل BNC هنگام خلق عمق میدان و ترکیب‌بندی‌های چندلایه فیلم همشهری کین
تصاویر عمیق فیلم حاصل همکاری دوربین دقیق، نور بسیار شدید، دیافراگم بسته، عدسی‌های مناسب، طراحی صحنه و جلوه‌های اپتیکی بود.

همچنین این دوربین برای شخصیت دیداری فیلم مناسب بود. همشهری کین با اتاق های بزرگ، زوایای پایین دوربین، ترکیب بندی لایه لایه و حرکات کنترل شده پر شده است. خود میچل BNC یک اثر عظیم بود دوربینی ساخته شده برای تصاویر سنگین و عظیم.

شاهین مالت

شاهین مالت جان هیوستون، که در سال 1941 اکران شد با آرتور ادسون و توسط دوربین میچل فیلمبرداری شد. اتاق های تاریک، صورت های مجسمه سازی شده، اجسامی که با دقت در مکان قرار گرفتن و داخلی های کنترل شده نشان دهنده فیلمبرداری استودیویی ای است که برای این دوربین مناسب است

بخاطر عملکرد آرام BNC، میتوانست صحنه های پر از دیالوگ رو با حرکات پیچیده بازیگران و اجسام داخل یک قاب ثبت کند. برای فیلمی که حول دیالوگ، ظن، مشاهده و کنترل دیداری ساخته این کیفیت غیر قابل ارزشگذاریست.

بهترین سال های زندگی ما

تولند بار دیگر از همان دوربین برای فیلم بهترین سال های زندگی ما ساخته ویلیام وایلر در سال 1946 استفاده کرد. ترکیب بندی معروف فیلم که اجازه می داد عمل های احساسی متفاوت در فواصل مختلف داخل یک قاب بروز پیدا کند باعث شهرت و موفقیت این فیلم شد.

گرگ تولند و دوربین میچل BNC در بازآفرینی فضای فیلم‌های خوشه‌های خشم و سفر طولانی به خانه در سال ۱۹۴۰
ترکیب‌بندی‌های دقیق، نورپردازی کم‌کلید و عمق فضایی کنترل‌شده، تصاویر این دو فیلم جان فورد را به نمونه‌های ماندگار سینمای دهه ۱۹۴۰ تبدیل کردند.

موفقیت عظیم این فیلم مرتبط با حرکت بازیگران، نورپردازی، اجرا، لنز و فیلمبرداری بوده است و ثبات دقیق میچل در ضبط دقیق و بدون لرزش به بیننده اجازه گردش در طول قاب را داده است.

به جای کات زدن های متوالی بین شخصیت ها، وایلر و تولند اجازه دادند که خود ترکیب بندی رابطه احساسی داخل صحنه را معلوم کند.

او روبان زرد پوشید

این فیلم جان فورد که توسط وینتون، سی هوخ در سال 1949 ساخته شد نشان داد که دوربین میچل فقط برای داخلوی استودیوی نیست. بلکه برای فیلمبرداری منظره، شکل سواره نظام، آسمان های دراماتیک و تصویربرداری مقیاس بزرگ وسترن نیز مناسب می باشد.

گرگ تولند و ارسون ولز در پشت صحنه همشهری کین
گرگ تولند و ارسون ولز در پشت صحنه همشهری کین

وزن دوربین، فیلمبرداری خارجی را سخت کرد اما ثبات و قابل اعتماد بودنش همچنان ارزشمند بود. دوربین می توانست درام انسانی و مناظر را به یک شکل مناسبی ثبت کند.

دوربینی که از دهه 40 بیشتر عمر کرد

دوربین میچل خیلی بعد از پایان دهه 40 عمر کرد. سه دوربین میچل برای فیلمبرداری همزمان ” من عاشق لوسیم” استفاده شد. یک دوربین نماهای عریض را گرفت و دو دوربین دیگر کلوزآپ ها رو که اجازه می داد بازیگران صحنه را به صورت مداوم بازی کنند.این سیستم یک رویه تاثیرگذار در تولیدات تلویزیونی چند دوربینه بود.

این مدل همچنین در یکی از مهمترین فیلم های تاریخ سینما یعنی نشانی از شر استفاده شد و همچنین به عنوان دوربین مکمل در یک سری صحنه های خوب بد زشت استفاده شد.

یکی از مهمترین حضور های این دوربین سر صحنه متعلق به بری لیندون ساخته استنلی کوبریک است. یک دوربین میچل را به لنز زایس 50 میلی متر با دیافراگم F/0.7 برای صحنه های شمع وصل کردند تا صحنه هایی که قبل از این غیر ممکن به نظر می رسد را ثبت کنند.

کاربرد دوربین میچل BNC در شاهین مالت، بهترین سال‌های زندگی ما و وسترن رنگی او یک روبان زرد بست
این دوربین تنها به فضاهای تاریک استودیویی محدود نبود؛ از گفت‌وگوهای پیچیده فیلم نوآر تا میزانسن‌های عمیق و مناظر رنگی وسترن را با ثبات ثبت می‌کرد.

ضعف بزرگ دوربین در آخر پایان این دوربین بود. نبود بازگشت تصویر پاشنه آشیل این دوربین حساب میشد چرا که فیلمبرداران میخواستن از طریق لنز مستقیم به صحنه نگاه کنند. تبدیل برگشتی و دوربین میچل BNCR این مشکل را حل کردند و البته سبک شدن دوربین ها حرکات پیچیده تر را راحتتر کرد.

میراث Mitchell BNC

این دوربین ستاره دهه 40 سینمای آمریکا بود نه بخاطر پر زرق و برق بودن، بلکه بخاطر قابل اعتماد بودن. دوربین ساکتی بود وقتی صدا نیازمند سکوت شد ثابت بود وقتی جلوه های ویژه نیازمند دقت بودن و بادوام بود وقتی تولید استودیویی نیازمند پایداری بود.

میراث دوربین میچل BNC از فیلم‌برداری چنددوربینه آی لاو لوسی تا عدسی فوق‌سریع زایس در بری لیندون
میچل BNC دهه‌ها پس از دوران طلایی هالیوود نیز با تبدیل‌های رفلکس، تولیدات تلویزیونی و اصلاحات اپتیکی ویژه به فعالیت خود ادامه داد.

بدنه بزرگش نشان دهنده قدرت و محدودیت های سینمای کلاسیک هالیوود بود. این دوربین آماده سازی، فوکوس دقیق، حرکات تمرین شده و فضای تحت کنترل را اشاعه می کرد. نمی توانست به راحتی واقعیت را در خیابان شلوغ تعقیب کند اما در درون جهان با دقت ساخته شده درون استودیو، میتوانست تصاویر خارق العاده ای ضبط کند.

همه دوربین ها تصویر را ضبط می کنند امادوربین میچل یک دوره تصویری ایجاد کرد. این ماشین در پشت عمیق ترین سایه های  سینما، تیز ترین فضاها و بادوام ترین ترکیب بندی ها قرار دارد.

بیننده ها دوربین را ندیده اند اما هالیوود در دهه 40 توسط این دوربین ساخته شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا