در نوشته های قبلی معرفی فیلم سعی کردیم فیلم های مختلفی از ژانر های مختلف بهتون معرفی کنم و در نوشته 7 فیلم ترسناک برتر، 7 تا از بهترین کار های ژانر وحشت را بهتون معرفی کردم در این نوشته میخوام به ده فیلم برتر دهه 1980 بپردازم که البته بدون هیچ رنکینگ خاصی و بنابر سلیقه شخصی انتخاب شدند. این دهه را معمولا با رنگ های نئون، ساز های الکترونیکی، بلاک باستر ها، نوار های VHS، موزیک ویدئو ها، فیلم های اکشن جنگی و البته سلطه بلامنازع هالیوود بر سینما می شناسند با این حال این دهه به مراتب غنی تر از چیزیست که تصویر عمومی پیشنهاد می دهد. سرتاسر اروپا، آسیا، شوروی و آمریکا، فیلمسازان با در نظر گرفتن حافظه، خشونت، کودکی، تاریخ سیاسی، بیگانه سازی شهری، خانواده و خود طبیعت سینما شروع به ساخت آثار کردند.
هالیوود قطعا کار های مهمی در این سال ها درست کرد اما بخش بزرگی از فیلم های ماندگار این دهه از سوئد، ژاپن، ایتالیا، آلمان غربی، تایوان و شوروی آمد. اساتید بزرگ مثل اینگمار برگمان و کوراساوا فیلم های شگفت انگیزی ساختند در حالی که فیلمسازان جوانتر مثل ویم وندرس و هو شیائو شین به معرفی سینمای آسیا کمک کردند.
در این نوشته که بخش اول از معرفی این فیلم ها خواهد ده فیلم مهم دهه 1980 را بررسی می کنیم و معرفی فیلم هایی مثل بلید رانر، درخشش، روزی روزگاری در آمریکا، انجام کار درست، همسایه من توتورو، برزیل، ایثار، آخرین امپراتور و خیلی فیلم های دیگر را به بخش دیگر منتقل می کنم.
گاو خشمگین ساخته مارتین اسکورسیزی در سال 1980
گاو خشمگین مارتین اسکورسیزی داستان بوکسور معروف جیک لاموتا ، که دهه 1980 را با یکی از دقیق ترین بررسی های شخصیتی سینمای آمریکا شروع کرد. رابرت دنیرو نقش جیک لاموتا را بازی می کند و فیلم بیشتر از اینکه به خود بکس علاقه داشته باشد به حسادت، مردانگی، خود تخریبی و فاصله عجیب بین قدرت فیزیکی و کنترل احساسی می پردازد.

اسکورسیزی فیلم را در سیاه و سفید فیلمبرداری کرد و البته بعد از فیلم وعده داد که دیگر رنگی فیلمبرداری نکند هرچند روی قولش نماند. سکانس های بکس مثل پوشش معمولی ورزشی ضبط نشده اند. سرعت دوربین تغییر می کند دود محوطه را پر کرده است فلش ها حول رینگ می ترکند و صدا به مقدار زیادی ذهنی می شود. از این رو هر مبارزه انگار در جهان روانشناختی لاموتا اتفاق می افتد.
فیلم در ابتدا نظرات متفاوتی از منتقدین گرفت اما اعتبارش در طول سال ها افزایش یافت و امروزه به عنوان یکی از بهترین کار های اسکورسیزی و یکی از بزرگترین دستاورد های سینمایی آمریکا شناخته می شود.

یک نکته جالب درباره فیلم این است که تولید برای مدت زیادی متوقف شد تا رابرت دنیرو بتواند وزن خود را برای بازی لاموتای پیر زیاد کند که نابودی فیزیکی شخصیت را تبدیل به ساختار بصری فیلم کرد.
نکات عکاسی: قاب بندی با استفاده از خطوط مورب
فانی و الکساندر، اینگمار برگمان محصول 1982
در اواخر دوران فیلمسازی سینماییش، اینگمار برگمان یکی از غنی ترین کارهای خود را ساخت.
فانی و الکساندر دنیا را از لنز کودکان خانواده اکداهل می بیند. محیط آن ها در ابتدا گرم، نمایشی، شلوغ، پر رنگ و جادویی به نظر می رسد اما داستان به تدریج به سمت یک دنیای خشن تر اقتدار، دین، ترس، تخیل و حافظه می رود.

این فیلم به طور ویژه مهم است چرا که خیلی از سوژه هایی که برگمان قبلا کنکاش کرده بود را در یک جا جمع کرده است، کودکی، ایمان ، میرایی، نمایش، خانواده، نزاع، رویا و مرز بی ثابت بین واقعیت و تخیل موضوع هایی هستند که داخل این فیلم بررسی می شند.
برگمان مسائل زیادی در این فیلم از کودکی خود برداشته است هرچند که فانی و الکساندر را نباید یک خود زندگی نامه حساب کرد. دو نسخه از فیلم وجود دارد نسخه سینمایی که کمی بیش از سه ساعت است در حالی که نسخه سینمایی به مراتب طولانی تر است و به خانواده اکداهل اجازه می دهد به صورت تدریجی قصه خود را بیان کنند.

این فیلم تبدیل به یکی بزرگترین موفقیت های بین المللی برگمان شد و برایش چهار جایزه اسکار بخصوص بهترین فیلم خارجی زبان را به همراه آورد.
معرفی رمان: فرانکنشتاین اثر ماری شلی
پاریس، تگزاس ساخته ویم وندرس محصول 1984
یک مردی تنها در بیابان تگزاس دیده می شود که به نظر از گذشته خود جدا شده است.
از همین تصویر ساده ویم وندرس یکی از جذاب ترین فیلم ها درباره حافظه، خانواده، تنهایی و امکان بازگشت به زندگی ای که آسیب خورده را ساخته است.

پاریس، تگزاس یک اثر مرکب شگفت آور است. وندرس کی چهره مهم در سینمای آلمان جدید بود و سم شفرد آمریکایی در فیلمنامه کمک کرده بود، مناظر کاملا آمریکایی بود و خود فیلم با سرمایه اروپایی ساحته شد.
نتیجه آمریکایی بود که از بیرون دیده می شد و فیلمبردار رابی مولر فیلم را با بیابان، اتوبان، متل، نئون، شیشه، فضای خالی و رنگ های اشباع شده پر کرد.
عنوان فیلم به دو شهر پاریس و تگزاس اشاره دارد هرچند که خود فیلم آنجا نمی گذرد.
پاریس، تگزاس برنده نخل طلای کن در سال 1984 شد و به عنوان یکی از بهترین فیلم های جاده ای تاریخ سینما باقی مانده است.
مطالعات اساطیری: آریادنه اسطوره عشق، خیانت و فرار
روزی روزگاری در آمریکا، سرجیو لئونه محصول سال 1984
سرجیو لئونه بخش زیادی از دوران کاری اش را در حال باز تولید اسطوره شناسی غرب آمریکایی بود. در روزی روزگاری در امریکا او به سمت دیگری کشیده شد، جرم های سازمان یافته.
فیلم یک گروه گنگستر ها را از کودکی تا بزرگسالی نشان می دهد اما لئونه از اینکه داستان را یک داستان تاریخ نگاری خطی ساده بکند امتناع می کند. حافظه دائما زمان را قطع می کند. گذشته ناقص، نوستالژیک یا با دردآور به یاد آورده می شود.

رابرت دنیرو یکی از محدود ترین اجراهای خود را به نمایش گذاشته در حالی که موریکونه یکی از ماندگارترین موسیقی های تاریخ سنیما را برای این فیلم فراهم کرده است.
این فیلم همچنین یکی از بدنام ترین داستان های تدوین تاریخ سینما را د ارد، نسخه اروپایی لئونه در حدود چهار ساعت بوده اما پخش کننده آمریکایی به مقدار زیادی فیلم ار کوتاه کرد و زمان بندی وقایع را در نسخه آمریکایی تغییر داد. نتیجه به شدت مورد انتقاد گرفت.

نسخه های بلند تر ساختار مورد نظر لئونه را بازگرداندند و اعتبار فیلم به مقدار زیادی تغییر کرد. چیزی که برای بعضی بینندگان به شکل یک فیلم شکست خورده گنگستری به نظر می رسد تبدیل به یکی از شناخته شده ترین و جاه طلب ترین فیلم های گنگستری تاریخ سینما درباره حافظه و زمان شد.
معرفی فیلم: جنگل آسفالت اثر جان هیوستون
بیا و ببین، الم کلیموف ساخته 1985
یکی از بزرگترین فیلم های جنگی تاریخ سینما…این فیلم که دوران تسخیر بلاروس توسط آلمان نازی را نشان می دهد داستان نوجوانی را بیان می کند که در خرابی ها اطرافش اسیر شده است. کلیموف از اینکه ساختار های اطمینان بخش سینمای سنتی جنگ را تکرار کند خودداری می کند. هیچ کمپین قهرمانی برای ایجاد هیجان در این فیلم نیست و هیچ فاصله گذاری احساسی بین بیننده و تجربه قهرمان وجود ندارد.

به جای آن اعوجاج صدا، اکسترم کلوزآپ ها، حرکت های بی جهت دوربین، سکوت های ناگهانی و تغییرات وحشتناک صورت پسر فیلم را به تجربه فروپاشی روانی تغییر می دهد.
زمینه تاریخی فیلم نیز اساسیست بلاروس از یک تخریب وحشتناک در جنگ جهانی دوم رنج برد که در آن صد ها روستا سوخته و بخش زیادی از جمعیت کشته شدند.
فیلمنامه به مقدار زیادی بر اساس نوشته های نویسنده بلاروسی الس آداموویچ نوشته شده است.
دیدن این فیلم شاید برای همه مناسب نباشد اما یکی از ماندگارترین آثار جنگی و ضد جنگی تاریخ سینما است
درباره بهترین فیلم های جنگ جهانی دوم بزودی خواهم نوشت اما قبلا در این وبسایت دو نوشته با عنوان فیلم های برتر جنگ جهانی اول و بهترین آثار سینمایی جنگ جهانی اول گذاشتم و همچنین از تاثیر جنگ جهانی اول بر سینما نوشته اختراع تصویربرداری هوایی در جنگ جهانی اول را نوشته ام که میتونید برای مطالعه به لینک های مربوط مراجعه کنید
آشوب، ساخته آکیرا کوروساوا محصول 1985
آکیرا کوراساوا در دهه هشتم زندگی خود آشوب را ساخت فیلمی با ساخت عظیم که جز آثار ماندگار وی شد.
این فیلم که یک اقتباس آزاد از شاه لیر شکسپیر و تاریخ ژاپن است درباره فرمانروای پا به سن گذاشته ایست که قلمرو خود را بین پسران تقسیم و یک فاجعه سیاسی و خانوادگی می آفریند.

اما خود قصه قدرت فیلم را توضیح نمی دهد. کوراساوا ارتش ها، مناظر، ساختمان ها، لباس ها، دود، اسب و حرکت انسانی را با دقت خارق العاده ساختار دهی می کند. خود رنگ نقش مهمی در فیلم دارد و رنگ های مختلف می تواند قبل از گفته شدن دیالوگ ها موقعیت افراد را توضیح دهد.
یکی از معروف ترین صحنه های فیلم لحظات جنگی عرفی را حذف و به موسیقی تورو تاکمیتسو اجازه تسلط بر صحنه می دهد که در آن نابودی را به چیزی دور، آیینی و ترسناک تبدیل می کند.
در وقایع زندگی کوراساوا نقل شده که کوراساوا در طول سالیان زیادی در حال توسعه ایده های بصری برای این فیلم بوده است و استوری برد های گسترده رنگی قبل از تولید برای این فیلم ساخته است.
آشوب تبدیل به یکی از شاهکار های تاریخ سینماست که نشان داد تصویر بصری کوراساوا دهه ها بعد از راشومون و هفت سامورایی همچنان قدرتمند باقی مانده است.
معرفی فیلمساز: کنجی میزوگوچی استاد کوراساوا
تسخیرناپذیران، برایان دی پالما محصول 1987
تسخیرناپذیران دی پالما یکی از با استایل ترین فیلم های تبهکاری دهه 1980 است. داستان در دوره منع مصرف الکل در شیکاگو می گذرد که در آن یک جنگ اخلاقی بزرگ بین مامورین قانون و باند های تبهکاری شکل گرفته است.

داستان فیلم درباره الیوت نس و تیم کوچک ماموران فدرال وی است که به قصد پایین اوردن آل کاپون شروع به فعالیت علیه او می کنند. فیلم به جای یک روایت رویه ای ساده، از طریق تکه های پرتنش و صحنه های تماشایی تضاد اخلاقی و روایی فیلم را جلو می برد.
فیلمبرداری فیلم که یک نقش مرکزی در هویت فیلم بازی می کند. استفاده از نورپردازی دراماتیک، ترکیب بندی های با دقت چیده شده و حرکات نمایشی دوربین به شیکاگو یک تنش نمایشی می دهد که در آن گوشه های خیابان با خطر پر شده است.
موسیقی انیو موریکونه یک حس وزن احساسی و عظمت می دهد که حس اپرایی فیلم را تقویت می کند.
معروف ترین سکانس فیلم که ادای دینی به رزمناو پوتمپکین ایزنشتاین است تبدیل به یک سکانس نمادین در کار دی پالما شده که در آن مهارت او در ترکیب تعلیق با حرکات منظم بصری را نشان می دهد و خشونت را به یک واقع سینمایی تبدیل می کند.
در حالی که فیلم چندان به دقت تاریخی اهمیت نمی دهد با اینحال تبدیل به یکی از بهترین فیلم هایی تبهکاری تاریخ سینما شده است.
بالهای آرزو، ویم وندرس محصول سال 1987
بر فراز برلین غربی، فرشته ها در حال مشاهده موجودات هستند. آن ها تفکرات شخصی را شنیده و افراد تنها را همراهی می کنند به کتابخانه وارد و در خیابان پرسه می زنند و زندگی هایی که نمی توانند در آن مشارکت داشته باشند را نظاره می کنند.
بال های آرزو ویم وندرس این مضمون ماورالطبیعی را به تاملی درباره چیزی خیلی معمولی تبدیل می کند اینکه معنای به صورت فیزیکی زنده بودن چیست؟

بیشتر دنیای فرشتگان به صورت سیاه و سفید توسط فیلمبردار هنری الکان فیلمبرداری شده است. رنگ به صورت تدریجی با حس انسانی مرتبط می شود با لمس، قهوه، فضای فیزیکی، میل، درد و تجربه.
شرایط تاریخی نیز به فیلم بعد دیگری می دهد. این فیلم در زمانی ساخته شد که برلین توسط دیوار جدا شده بود. مکان هایی که امروز به یک شهر تعلق دارد واقعیت فیزیکی جدایی جنگ سرد را تجربه می کرد.
به جای اینکه به فرشته ها به عنوان صحنه دینی نگاه کند وندرس از آن ها برای نشان دادن اعجاب و ارزش بالای زندگی روزمره انسانی استفاده کرده است.
دو سال بعد دیوار برلین سقوط کرد و این فیلم جز تصویرسازی های مهم شهری شد که در حال تغییر بنیادی بود.
مطالعات سینمایی: آشنایی با زیر و بمی صدا
سینما پارادیزو، جوزپه تورناتوره محصول سال 1988
فیلم محبوب خیلی از علاقه مندان به سینما.
داستان حول شخصیت سالواتوره شکل میگیرد یک فیلمساز موفق که کودکی اش در روستای سیسیلی و دوستی اش با آلفردو مسئول آپارات سینمای اون روستا تبدیل به هسته مرکزی فیلم می شود.
اما این فیلم چیزی بیشتر از نوستالژیا فیلم های قدیمیست، ساختمان سینما به عنوان مرکز اجتماعی شهر عمل می کند. افراد می خندن فریاد می زنند و در حین دیدن فیلم ها صحبت، غر و تحلیل می کنند.تورناتوره این لحظه تاریخی که در آن دیدن فیلم ها به جای پخش شخصی یک واقعه جمعی بود را ثبت کرده است.

فیلم همچنین انعکاس دهنده تغییرات در ایتالیای بعد از جنگ است که در آن تلویزیون، مدرنیته، مهاجرت و شکل های جدید سرگرمی زندگی اجتماعی سنتی را تغییر داده است.
انیو موریکونه و پسرش اندرئا موزیک ماندگار فیلم را خلق کردند. یک نکته جالب درباره فیلم این است که چندین ورژن مختلف از این موجود است اون نسخه طولانی تر سکانس های بیشتری دارد اما تعادل ساختاری قصه را تغییر می دهد.
نسخه بین المللی فیلم یک موفقیت بزرگ بود و جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان را برد.
شهر غم؛ ساخته هو شیائو-شین محصول 1989
دهه 1980 با یکی از فیلم هایی که شهرت بسیاری برای سینمای تایوان رقم زد تمام شد.
هو شیائو شین فیلم شهر غم را ساخت که درباره خانواده ایست که در تحولات سیاسی تایوان اواخر دهه 1940 زندگی می کنند. شیائو شین به جای تبدیل تاریخ به یک ملودرام، دوربین را از عمد در فاصله دور نگه می دارد. وقایع در اتاق ها، راهرو، خیابان، رستوران و مناظری می گذرد و شخصیت ها در فضای با دقت چیده شده حرکت می کنند.

این رویه در سینمای هو تبدیل به یک ایده مرکزی شد. نماهای بلند، اجراهای محدود، وقایع بیرون از نما، سکوت و آگاهی شگفت انگیز از زمان تبدیل به امضای کاری هو شیائو شین شدند.
این فیلم همچنین توری لیونگ چیو وای را نیز به سینمای جهان معرفی کرد. شهر غم جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز را برد و اولین فیلم تایوانی برنده این جایزه شد.
از نگاه متفکران: جملات ارسطو درباره شادمانی
سینمای دهه 1980
این ده فیلم دهه ای متفاوت از تصویر ساده سازی شده دهه 1980 سینما که معمولا به عنوان دهه ای شناخته می شود که فیلم های اکشن هالیوودی بر آن سلطه داشتند ارائه می دهد.
اسکورسیزی بوکس را به سینمای روانشناختی تبدیل کرد. برگمان کودکی را به حافظه و اسطوره تغییر داد. کوراساوا تراژدی را از طریق رنگ و حرکت ساخت کلیموف با کابوس جنگ روبرو شد وندرس شاعرانگی را در شهر جدا شده و اتوبان های خالی یافت تورناتوره به فرهنگ در حال غیب شدن دسته جمعی دیدن فیلم ها پرداخت در حالی که هو شیائو شین نماینده سینمای تایوان شد.
بهترین فیلم های دهه 1980 یک سبک مشترک نداشتند بلکه وجهه مشترک همه شان جاه طلبی بود هرکدام از سینما نه برای قصه گویی بلکه برای کشف راه جدیدی برای دیدن زمان، تاریخ، حافظه، خشونت، منظره و تجربه انسانی استفاده کرد.
بخاطر همین دهه 1980 جز ماندگارترین دهه های تاریخ سینما ی جهان است.
