سکوت به نظر ساده است یک صدا می ایستد، اتاق ساکت می شود و ما می گوییم که سکوت برقرار شده است. اما هرچقدر نزدیک تر که بشنویم سکوت کمتر خالی به نظر می رسد.یک اتاق ساکت همچنان هام های الکتریکی، ترافیک دور و صدای حرکت هوا داخل کانال یا دریچه را دارد حتی وقتی دنیای بیرون ثابت باشد گوش و مغز به کار خود ادامه می دهند.
از این رو سکوت به معنای مخالف صدا نیست. بلکه یک وضعیت آکوستیک، یک تجربه ادراکی و بعضا یک ماده هنریست. سکوت می تواند ما را آرام کند آزار بدهد، توجه ما را تیز و تعلیق ایجاد کند یا به صدایی که می آید معنا ببخشد. برای فهمیدن سکوت ما باید دنیای فیزیکی و طریقه ای که ذهن می شنود را بررسی کنیم.
آیا سکوت به معنای نبود صداست؟
در زندگی روزمره، سکوت به معنای نبود صدای بلند و قابل توجه در محیط است. یک کتابخانه شاید ساکت به نظر بیابد حتی وقتی صفحات کتاب ورق می خورد صندلی ها حرکت می کنند و سیستم تهویه صدا با بلندی کم ایجاد می کند. یک جنگل در شب حتی در هنگامی که حشرات، برگ ها ، آب و حیوانات دور قابل شنیدن هستند به نظر ساکت می آید.

سکوت فیزیکی نیازمند حذف موج های صدا داخل فضاست. صدا وقتی شروع می شود که یک شئی ارتعاش پیدا کند و انرژی را طریق هوا، آب، فلز یا سایر اجسام منتقل کند. این ارتعاشات می تواند تغییراتی در فشاری که به سمت بیرون می رود ایجاد کند و وقتی به گوش می رسد با تکان دادن پرده گوش باعث شروع فعالیت شنیدن در ما می شوند.
رسیدن به یک سکوت فیزیکی کامل در دنیای واقعی بسیار سخت است. ساختمان ها ارتعاش، هوا حرکت و ماشین ها کار می کنند و موجودات زنده نیز صدا تولید می کنند. چیزی که ما سکوت می نامیم نسبیست وقتی صدای اطراف به زیر نقطه توجه، انتظار یا آستانه شنوایی می افتد ما آن را سکوت می نامیم.
سکوت به معنای نبود صدا نیست بلکه نبود صداییست که به نظر مهم بیاید.
مطالعه بیشتر: تاریخ ضبط صدا
سکوت به شنونده وابسته است
صدا می تواند بدون اینکه از نظر فیزیکی شنیده شود وجود داشته باشد. می تواند بلندی خیلی کم، دارای فرکانس خیلی زود، خیلی کم، یا از فاصله خیلی دور باشد یا با یک صدای دیگه کاور شود. سگ ها، خفاش ها، فیل ها و انسان ها یک جهان شنیداری یکسان را نمی شنوند چرا که محدوده شنیداری متفاوتی دارند. مکانی که برای انسان ها بی سر و صداست می تواند برای موجودی دیگر پر از اطلاعات شنیداری باشد.
حتی شنوایی خود انسان ها نیز متفاوت است و با سن، سلامتی، توجه و تجربه تغییر می کند. یک مهندس با سابقه صدا ممکن است متوجه یک باز الکتریکی ای شود بقیه متوجهش نمی شند. کسی که نزدیکی ریل قطار زندگی می کند ممکن است بعد از مدتی دیگر متوجه رفت و آمد ان ها نشود در حالی که یک مهمان امکان ندارد که بی خیال از این صدا بگذرد و آن ها را نشنود.

مغز مرتب تصمیم میگیرد که کدام صدا نیازمند توجه است. صداهای آرام و قابل شناسایی معمولا به پس زمینه می روند در حالی که صدای یکباره توجه ما را جلب می کند. بخاطر همین است که وقتی یک گنکه، فریزر یا موتور خاموش می شود ناگاهان اتاق به طرز غیر معمولی ساکت به نظر می رسد.
سکوت از هیچ به وجود نیامده بلکه از طریق تضاد حس شده است.
برای مطالعه: راهنمای کامل الگوی قطبی میکروفون ها
چرا محل های آرام هیچوقت کاملا خالی نیستند
وقتی صدای خارجی خیلی کم می شود، صدای داخلی بیشتر به گوش می رسد. در یک اتاق خیلی ساکت، یک شخص صدای نفس کشیدن، قورت دادن، ضربان قلب، حرکات مفصل خود یا زنگ ریز داخل سیستم شنوایی را می شنوند. خود بدن تبدیل به محیط صدا می شود.
از این رو آرامی کامل به طرز عجیبی آزار دهندست. بیشتر افراد با صدای پس زمینه دنباله دار در طول روز مثل ترافیک، صدا، الکترونیک، دستگاه ها و تهویه هستند که باعث ایجاد لایه آکوستیک دائمی در اطراف شخص می شود. وقتی این لایه از بین می رود توجه به جزئیات ریز بزرگتر می شود.
این به سکوت یک محدوده احساسی وسیع می دهد. آرامی یک مکان مذهبی خالی مثل مسجد یا کلیسا می تواند باعث ایجاد صلح شود و آرامی یک ساختمان متروک می تواند باعث اضطراب شود. سکوت بعد از بحث حتی می تواند حس تنش شدیدتری از فریاد ایجاد کند.
این موقعیت ها شاید بلندی صدای یکسان باشند اما یک تجربه درست نمی کنند. سکوت از طریق حافظه، انتظار و احساس تفسیر می شود.
پیشنهاد مطالعه: راهنمای خرید دوربین شکاری
شکل گیری سکوت در اتاق
هر اتاقی صدا را به طور متفاوتی جذب، منعکس و پخش می کند. سطوح سخت مثل سنگ، شیشه، فلز و بتن انعکاس هایی ایجاد می کند که صدا را از طریق ریورب یا اکو های کوچک تشدید می کند. اجسام نرم مثل پرده، فرش، پنل های اکوستیک انرژی بیشتری را جذب و عمر صدا را کاهش می دهند.
از این رو در ساختمان های بزرگ با دیوار های جسم سخت و غیرآکوستیک به مانند یک استودیو ضبط صدا عمل نمی کند، صدای قدم کفش به فضای اطراف می رود و به آرامی محو می شود و در استودیو همون صدای قدم در نزدیکی شنیده و خیلی سریع از بین می رود.

از این رو سکوت بیشتر از فاصله ای بعد از صداست. بلکه نوع محو شدن آن صدا نیز است.اتاق های بی پژواک این اصل را به نهایت خود می رسانند. سطوح این اتاق ها به گونه ای طراحی شده اند که بازتاب های صوتی را جذب کنند و مانع بازگشت صدا از دیوار ها کف یا سقف شوند. در چنین فضایی، گفتار دنباله پژواک آشنای خود را از دست می دهد و حتی حرکت کردن نیز می تواند به طرز عجیبی منفرد و جداافتاده احساس شود.
این فضاها نشان می دهد که شنوایی معمولی چقدر به بازتاب هایی که بهش توجه نمی کنیم وابسته است. انعکاس ها به ما کمک می کند که اندازه، فاصله و شخصیت مادی اطرافمان را بشناسیم. وقتی این انعکاس ها محو می شود سکوت به جای آرامش بخشی، بیشتر غیر معمولی به نظر می رسد.
سکوت بخشی از موسیقی است
موزیک چیدمان صدا هاست. اما همانقدر چیدمان سکوت نیز است. نت ها نیازمند مدت زمانف جدایی و فضاست. بدون مکث، شناختن ریتم غیر ممکن و موسیقی شکل خود را از دست می دهد.
یک سکوت مختصر می تواند پایان گزاره را معلوم کند و یکوت بلند تر می تواند حس پیش بینی ایجاد کند. یک مکث ناگهانی می تواند به شنونده شک بیشتری از افزایش صدا ایجاد کند. موزیسین ها و خوانندگان از سکوت برای کنترل زمان، تنش و انتظارات استفاده می کنند.
سکوت به صدا اندازه نیز می دهد. یک مسیر آرام ورودی باعث می شود که ورودی بلند بعدی حس عظمت بدهد. لحظه ای بدون ساز کوبه ای ممکن است باعث معلوم شدن صدا یا وسیله ای باشد که قبل آن صدایش به گوش نمی رسیده است.
سکوت موسیقی را ضعیف نمی کند بلکه به آن چارچوب می دهد.

همین اصل در سینما نیز استفاده می شود. یک موسیقی فیلم ممکن است امبیانس پس زمینه را قبل از لحظه مهم حذف کند و از این رو تمرکز مخاطب را به صورت ناخودآگاهانه جلب کند. صحنه بدون موسیقی می تواند صمیمی تر، لخت تر و واقع گرایانه تر باشد. بعد از انفجار، یک صدای کاهش یافته یا معوجج می تواند شک یا گیجی را نشان دهد.
در این نمونه ها، سکوت وسیله ای برای جهت دهی به ادراک است.
سکوت در صدا و ارتباطات
مکالمات روزمره ما نیاز به مکث وابستست. ما برای نفس کشیدن، فکر کردن، تاکید بر کلمه، صبر یا اجازه دادن به دیگری برای جواب دادن مکث می کنیم این مدت مکث می تواند معنای جمله را به کلی تغییر دهد.
سکوت کوتاه نشان دهنده اعتماد و کنترل است و سکوت بلندتر می تواند عدم قطعیت، مقاومت، غم، ناراحتی یا قضاوت را ایجاد کند. سکوت می تواند توافق، امتناع، احترام، فاصله، صمیمیت یا قدرت را انتقال دهد.

معنای سکوت به فرهنگ و زمینه صحبت نیز وابستست. بعضی صحبت ها نیازمند جواب های آنی هستند در دیگر صحبت ها سکوت فکر شده را می توان نشانه جدی بودن گرفت. نبود صحبت به معنای نبود ارتباط نیست.
سخنگویان عمومی از صدا به عمد استفاده می کنند. یک سکوت قبل از ایده مهم نویسنده را برای آن حرف آماده می کند و سکوت بعد از سخن مهم اجازه می دهد که شنونده با دقت متوجه معنی آن جمله شود. صحبت بدون وقفه معمولا اثر خود را از دست داده چرا که مخاطب زمانی برای فکر کردن بدست نمی آورد.
مطالعات سینمایی: صلیب مالتی
سکوت در ضبط و طراحی صدا
در تولید صدا، سکوت به ندرت نبود کامل صدا است. ضبط های صدا معمولا شامل صداهای ریز، صدای دائم لوکیشن و تن اتاق است. معمولا ادیتور های صدا این صدای پس زمینه را ضبط می کنند تا کات بین خطوط دیالوگ یک چاله غیر طبیعی آکوستیک ایجاد نمی کند.
وقتی تمام نویز پس زمینه به یکباره بین دو جمله حذف بشود شنونده به یکباره متوجه ادیت روی صدا می شود. از این رو با قرار دادن صدای اتاق در لحظات سکوت بین دو جمله، استمرار صدا حفظ می شود.

سکوت قابل باور نیازمند خود صداست.ابزار های دیجیتال می تواند صداهای ناخواسته را کاهش دهد اما حذف کردن مقدار زیادی نویز باعث مصنوعی و بی روح شدن صدا می شود. تنفس، حرکات کوچک، انعکاس های ریز اتاق، و بافتار محیطی باعث ایجاد حس حضور و زیبایی صدا می شود. هدف شما در ادیت صدا نباید حذف تمام صداهای ناخواسته باشد بلکه باید بدانید چه صدایی بدرد فضای مورد نظر شما می خورد و چه چیزی باید کاهش پیدا کند.
معرفی رمان: دن کیشوت
فضایی که به صدا معنا می دهد
در این نوشته به مختصر درباره سکوت صحبت کردم در نوشته های بعدی درباره بلندی صدا و روش های ادیت صدا برای پادکست و فیلم و ویدیو های شبکه اجتماعی براتون توضیح خواهم داد.
سکوت فقط یک منطقه خالی نیست که در آن هیچوقت نیفتد. تحمل سکوت مطلق غیر ممکن است چرا که هرچقدر صدای محیط کم بشود توجه بدن انسان به صدای داخل خود بیشتر می شود از این رو تحمل سکوت مطلق غیر ممکن است و سکوت امر نسبیست.

سکوت فضاییست که در آن صدا شروع یا تمام می شود و با معلوم کردن تضاد، تعریف ریتم، نشان دادن فاصله و جهت دهی به توجه تاثیر زیادی در کیفیت صدا یا موسیقی شما دارد.
سکوت می تواند باعث شود که اتاق بزرگ ، یک زمزمه نزدیک و یک نویز تنها به نظر تهدید کننده برسد.
برای شنیدن سکوت باید دقت کرد که وقتی صدا های مهم حذف می شوند چه چیزی باقی می ماند. ما اتاق، بدن، فاصله و انتظارات ذهن را می شنویم. هرچقدر جهان تر ساکت تر شود ما بیشتر می فهمیم که شنیدن هیچوقت امر خنثی نیست. صدا به سکوت مرز می دهد اما سکوت است که باعث شکل دهی به صدا می شود.
