معرفی رمان فرانکنشتاین نوشته مری شلی، وقتی مخلوق، خالقش را از دست می دهد

فرانکنشتاین اثر مری شلی؛ ویکتور فرانکنشتاین در آزمایشگاهی گوتیک پس از خلق موجود زنده و آغاز بحران مسئولیت اخلاقی

در ادامه سری معرفی کتاب امروز به یکی از آثار کلاسیک تاریخ ادبیات که متعدد و شکل های مختلف اقتباس شده است می پردازیم. اکثر آدما اسم فرانکنشتاین را حتی قبل از اینکه رمان را خوانده باشند می شناسند، سینما و کارتون ها فرانکنشتاین را تبدیل به یک هیولای عظیم با جای بخیه و پیچ مهره در گردنش تصویر کرده است که داخل آزمایشگاهی پر از ماشین های الکترونیکی حرکت می کند. اما با اینحال تقریبا هیچکدوم از این ها عصاره نوشته مری شلی را منتقل نکرده است.

اول از همه فرانکنشتاین نام موجود نیست بلکه متعلق به دانشمند جاه طلب ویکتور فرانکنشتاین است که موجود را خلق کرده است.

مهم تر از آن، فرانکنشتاین یا پرومته مدرن در سال 1818 چاپ شد و داستانی درباره هیولا نیست. بلکه رمانی درباره خلق، مسئولیت، تنهایی، جاه طبی علمی، والدین، تعصب و میل انسانی برای گذر از مرزهاییست که شکستنشان راحت تر از فهمشان است.

شلی اولین نسخه از کتاب را در نوجوانی نوشت. این نکته بخصوص وقتی مه جمع روشنفکری اطرافش را در نظر بگیریم جالب توجه تر می شود. شخصیت های انقلابی سیاسی، شاعران رمانتیک، تغییرات علمی سریع، بحث هایی حول الکتریسیته و زندگی، اضطراب اجتماعی بعد از انقلاب فرانسه و زندگی شخصی که در همان زمان با عشق، رسوایی، حاملگی و مرگ نشانه گذاری شده بود.

از این رو فهمیدن فرانکنشتاین فقط وابسته به فهمیدن ویکتور فرانکنشتاین و مخلوقش نیست بلکه ما باید مری شلی و لحظات عجیب تاریخی که این رمان را ممکن کرد نیز بشناسیم.

فرانکنشتاین درباره چیست؟

رمان خیلی دور از تر آزمایشگاه ویکتور فرانکنشتاین شروع می شود.

داستان با رابرت والتون که یک سفر خطرناک به قطب را انجام می دهد شروع شده که خدمه با یک فرد خسته که روی یخ راه می رود مواجه می شوند. این غریبه ویکتور فرانکنشتاین است که به طور تدریجی داستان فروپاشی زندگی خود را به والتون می گوید.

ویکتور در ژنو در یک خانواده ثروتمند و مهربان بزرگ شده و در ابتدای جوانی او شیفته اصول پنهان کنترل طبیعت شده بود. در آخر این کنجکاوی به چیزی به مراتب خطرناک تر تبدیل می شود و در حین مطالع علوم در دانشگاه او با یک سوال اساسی کلنجار می رود اینکه چه چیزی ماده زنده را مرده جدا می کند؟

ویکتور فرانکنشتاین پس از زنده کردن مخلوق خود در آزمایشگاه؛ لحظه آغاز فاجعه در رمان فرانکنشتاین مری شلی
تراژدی اصلی رمان از خودِ آزمایش آغاز نمی‌شود، بلکه از واکنش ویکتور پس از موفقیت سرچشمه می‌گیرد؛ او موجودی زنده خلق می‌کند و بلافاصله از پذیرش مسئولیت آن می‌گریزد.

او به جستجوی مکانیزم زندگی می پردازد، در نهایت تحقیقاتش موفق می شود و با موادی که از بقایای انسان جمع کرد ویکتور توانست یک بدن ساخته و راهی برای زنده کردنش پیدا کند.

اما در لحظه ای که آزمایشش موفق می شود جاه طلبی اش محو می گردد.

با دیدن این موجود زنده که کنارش ایستاده ویکتور می ترسد. او مخلوقش را تنها می ذارد و این عمل از خود آزمایش مهم تر است.

فرانکنشتاین معمولا به عنوان یک هشدار برای دانشمندانیست که میخوان نقش خدا را بازی کنند اما استدلال شلی به مراتب پیچیده تر است. بزرگترین اشتباه ویکتور فقط ساخت زندگی نیست. بلکه ساخت زندگی و امتناع از اهمیت دادن به آفریده اش است.

از همین تصمیم تمام تراژدی های رمان آغاز می شود.

معرفی فیلم: جنگل آسفالت ساخته جان هیوستون

مخلوقی که از بازسازی های هنری اش انسانی تر است

خواننده ای که فرانکنشتاین را از طریق سینما می شناسد با مخلوق مری شلی متعجب خواهد شد.

او یک وحشی لال نیست. بلکه هوشمند، حساس و قادر به انعکاس های استثناییست.

بعد از ترک شدندن، او به دنیای بدون فهم از جامعه انسانی وارد می شود. او آتش، خشم، گرسنگی، سرما و پناهگاه را کشف می کند و با مشاهده مخفیانه یک خانواده، او به تدریج  زبان را یاد می گیرد و شروع به فهم روابط بین انسان ها می کند و در آخر حتی نوشته می خواند.

در بین کتاب ها که فهمش از انسان ها را شکل می دهد بهشت گمشده میلتون، زندگی های پلوتارک و رنج های ورتر جوان گوته است.

مخلوق فرانکنشتاین در حال آموختن زبان و رفتار انسان‌ها از دور؛ تنهایی و طردشدگی در رمان مری شلی
موجود فرانکنشتاین برخلاف تصویر ساده فرهنگ عامه، موجودی اندیشمند و حساس است که زبان، ادبیات و روابط انسانی را می‌آموزد اما از همان جامعه‌ای که تحسین می‌کند طرد می‌شود.

این آموزش یکی از عمیق ترین تراژدی های رمان را می سازد. این مخلوق به قدر کافی انسان می شود که متوجه بشوند چه چیزی کم دارد. او دوستی را می بیند اما چیزی از همراهی ندارد او ایده های اخلاقی را می آموزد در حالیک ه مکررا با سنگدلی مواجه می شود و انسان ها معمولا او را قبل از صحبت کردن قضاوت می کنند چرا که ظاهرش باعث ترس می شود و ترس تبدیل به امتناع می گردد.

از این رو مری شلی یک سوال ناراحت کننده اخلاقی می پرسد، آیا موجود در تولد هیولا بوده است یا جامعه کمک به ساخت هیولایی که از آن می ترسد می کند؟

رمان هیچوقت رفتار بعدی او را توجیه نمی کند این موجود در آخر رنج واقعی ایجاد و شلی تظاهر به این نمی کند که درد به طور اتوماتیک کسی را از مسئولیت مبرا می کند. همچنین از اینکه خواننده به او به شکل طبیعی شیطانی نگاه کند نیز امتناع می ورد. خشونت او تاریخ دارد و ابهام آن یکی از دلایلیست که فرانکنشتاین همچنان حس مدرن بودن دارد.

درس های عکاسی: ترکیب بندی از نگاه رافائل

مری شلی، کودکی احاطه شده با ایده های افراطی

مری وولستونکرفت شلی در سال 1797 در لندن در یکی از روشنفکر ترین خانواده های انگلیس دنیا آمد. پدر او ویلیام گودوین یک فیلسوف و نویسنده سیاسی بود که برای عقاید افراطی اش درباره حکومت، آزادی فردی و نهادهای اجتماعی معروف بود.

مادرش مری وللستونکرافت نویسنده کتاب احقاق حقوق زنان بود که در سال 1792 چاپ رسید. وولستونکرافت استدلال کرد که زن ها ها از نظر طبیعی کمتر از مردان نیستند اما از آموزش و موقعیت محروم شده اند.

مری شلی نویسنده فرانکنشتاین در فضای فکری اوایل قرن نوزدهم؛ زندگی میان فلسفه، ادبیات، تولد و تجربه فقدان
مری شلی در خانواده‌ای استثنایی از متفکران رادیکال رشد کرد و از جوانی با مرگ، سفر، مادرشدن و فقدان روبه‌رو شد؛ تجربه‌هایی که به لایه‌های عمیق رمان فرانکنشتاین راه یافتند.

مری شلی یک میراث عجیب روشنفکری را به ارث برد در کنار از دست دادن. مادرش چند روز بعد از تولد وی درگذشت.

ترکیب تولد و مرگ که از شروع تولد شلی باهاش بوده است تبدیل به یکی از جریان های اساسی فرانکنشتاین شد.

مری در خانه پدرش و در کنار کتاب ها و ملاقات کنندگان ادبی و سیاسی معروف بزرگ شد.او هیچ آموزش رسمی دانشگاهی ندید اما دسترسی به محیط روشنفکری استثنایی داشت و تبدیل به یک خواننده جدی غیر معمول شد.

به عنوان یک نوجوان او شاعر پرسی بیش شلی یکی از تحسین کنندگان ویلیام گودوین را دید. رابطه آن ها خیلی زود عاشقانه شد. پرسی شلی قبل از مری شلی همسر داشت بخاطر همین رابطه آن ها یک رسوایی بزرگ بود از این رو در سال 1814 مری و پرسی از بریتانیا مهاجرت کردند.

زندگی این دو به مراتب کمتر از چیزی که بعدا شایعه شد عاشقانه بود. بدهی ها، شرایط زندگی ناپایدار، تنش های خانودادگی و تجربه های تکراری مرگ این دو نفر را فرسوده کرد.

مری چندین بار حامله شد، اولین فرزندنش یک دختر به طور زودرس در سال 1815 بدنیا آمد و بعد از تولد درگذشت.

در دفترچه خاطراتش شلی یک رویایی دیده که در آن کودکش بعد از گرم شدن در آتش به زندگی بر میگردد.

خیلی سخت است که متوجه نشیم که این درد شخصی چگونه تخیل مرکزی فرانکنشتاین را تشکیل داده است. امکان اینکه ماده مرده شاید روزی به شکلی زندگی کند.

معرفی کتاب : سه تفنگدار نوشته الکساندر دوما

تابستان عجیبی که در آن فرانکنشتاین بدنیا آمد

ریشه اصلی ایده کتاب در تابستان 1816 به وجود آمد. مری و پرسی شلی برای گذراندن زمانی در دریاچه ژنو  همراه با لرد بایرون و پزشک بایرون، جان پولیدوری به سوئیس سفر کردند. آب و هوا بر خلاف انتظار خراب بود و در اروپا سال 1816 به عنوان سالی بدون تابستان شناخته شده است.

دلیل آن هزاران کیلومتر آنور تر بود، در آوریل 1815 در کوه تامبورا در اندونزی امروز، یکی از بزرگترین فوران آتشفشانی اش را در تاریخ کرد و میزان ورودی مواد به جو به یک آب و هوای سرد و بی ثبات در نیمکره شمالی تبدیل شد.

مری شلی، پرسی شلی، لرد بایرون و جان پولیدوری در دریاچه ژنو سال ۱۸۱۶؛ تابستانی که ایده فرانکنشتاین شکل گرفت
تابستان سرد و بارانی ۱۸۱۶ که پس از فوران تامبورا به «سال بدون تابستان» شهرت یافت، زمینه جلسات داستان‌گویی و گفتگوهای علمی گروهی شد که نخستین جرقه فرانکنشتاین را در ذهن مری شلی ایجاد کرد.

ژنو با آسمان تاریخ و باران دائمی روبرو بود. مسافرین ما که مجبور بودند برای مدت زمان زیادی داخل بمانند داستان ماوراالطبیعی را مطالعه و درباره فلسفه و ادبیات و علم صحبت می کردند.

در آخر بایرون پیشنهاد داد که هرکسی یک داستان روحی بنویسد مری در ابتدا در پیدا کردن ایده مشکل داشت و بعد از مکالماتی درباره آزمایش روی زندگی و امکان اینکه الکتریسیته میتونه باعث تحرک بافت مرده بشه او یک دانش آموزی را تصور کرد که کنار موجودی که جمع آوری کرده نشسته و با دیدن نشانه های زندگی ترس در وجودش رخنه می کند.

این کابوس تبدیل به فرانکنشتاین شد. رمان در ابتدا با نام مستعار در سال 1818 چاپ شد وقتی شلی فقط بیست سال داشت. یک بازنویسی و تغییرات گسترده روی کتاب انجام شد و در سال 1831 دوباره چاپ رسید.

مطالعات تاریخی: آشنایی با تاریخ ضبط صدا

الکتریسیته، گالوانیزم و راز زندگی

شلی در زمانی رمان رو نوشت که علم به طرز گسترده ای در محدوده هایی مه قبل از آن برای فلسفه و دین کنار گذاشته شده بود وارد می شد.

آزمایشاتی که توسط لوئیجی گالوانی انجام شد نشان داد که تحریک الکتریکی می تواند باعث انقباض عضلات در موجودات مرده شود. محققیت بعدی این مطالعات را جلو تر بردند.

برادر زاده گالوانی، جیوانی آلدینی، با استفاده از الکتریسیته بر روی انسان و جسد انسان آزمایش های عمومی انجام می داد که در آن جریان الکتریکی می توانست باعث لرزش، اسپسم عضلانی، باز شدن چشم ها و حرکت کردن اعضا می شد.

آزمایش گالوانیسم در اوایل قرن نوزدهم و تأثیر پژوهش‌های الکتریسیته و حیات بر شکل‌گیری فضای علمی رمان فرانکنشتاین
آزمایش‌های لوئیجی گالوانی و پژوهشگران پس از او نشان دادند که الکتریسیته می‌تواند عضلات بافت مرده را به حرکت درآورد؛ مسئله‌ای که پرسش درباره مرز میان حیات و مرگ را وارد تخیل علمی عصر مری شلی کرد.

برای خوانندگان قرن نوزدهم این آزمایشان مسائل آزار دهنده ای به وجود آورد ایا خود الکتریسیته را می توان به زندگی متصل کرد؟ و آیا تفاوت بین جسد و بدن زنده را می توان از طریق علمی فهمید؟

شلی از عمد از اینکه توضیح دقیقی درباره روشی که ویکتور برای زنده کردن موجودش استفاده می کند خودداری کرد. هیچ آزمایشگاه دقیق الکتریکی در رمان که بعدا اقتباسات سینمایی بعدی را نشان بدهد نیست.

از نگاه متفکران: افلاطون درباره حقیقت

فرانکنشتاین و اضطراب عصر صنعتی

اوایل قرن نوزدهم همچنین یک جامعه در حال تغییر بود.  بریتانیا بیشتر به سمت انقلاب صنعتی می رفت. ماشین ها تولید را تغییر دادند، شهر ها گسترش یافتند،تاثیر نهاد های علمی افزایش یافت تکنولوژی های جدید نشان دادند که خود طبیعت می تواند تبدیل به چیزی شود که انسان می تواند اندازه گیری، سازمان دهی و کنترل کند.

در همین زمان، اروپا همچنان در نتایج سیاسی انقلاب فرانسه و جنگ های ناپلئونی زندگی می کرد.

عصر روشنفکری وعده داده بود که عقل و پیشرفت می تواند جوامع رو بهبود ببخشند. اما انقلاب و ترس و جنگ نشان دادند که کارهایی برای بازسازی دنیا می تواند نتایجی درست کند که سازندگانش هیچوقت قصدش را نداشته است.

ویکتور فرانکنشتاین این تنش را به زیبایی نشان داده است. او باور دارد که دانش او را از محدودیت های عادی انسانی آزاد می کند.

جاه طلبی اش در ابتدا ایده آل گرایانست. او تصویر شکست دادن مریضی و خود مرگ را دارد با اینحال او شیفته این می شود که به چی می تواند برسد که دیگر به مسئولیت های حاصل شده از موفقیت فکر نمی کند.

همین جداسازی یکی از دلایل ماندگاری رمان فرانکنشتاین است،  کشف علمی خود شیطان نیست بلکه آفرینش بی مسئولیت عمل شیطانیست.

چرا به این کتاب پرومتئوس مدرن نیز گفته می شود؟

من در نوشته پرومته، تایتانی که آتش را به انسان اهدا کرد به مبسوط درباره این اسطوره یونانی توضیح داده ام. به طور خلاصه پرومته یا پرومتئوس همان کسیست که سر زئوس کلاه گذاشت و با دزدین آتش از خدا آن را به انسان داد.

فرانکنشتاین به‌عنوان پرومته مدرن؛ علم، انقلاب صنعتی و جاه‌طلبی انسان در اروپای اوایل قرن نوزدهم
عنوان فرعی «پرومته مدرن» رمان مری شلی، ویکتور فرانکنشتاین را به اسطوره دستیابی انسان به قدرت ممنوع پیوند می‌دهد؛ در دورانی که علم و صنعت توانایی بشر برای تغییر جهان را به‌سرعت افزایش می‌دادند.

اما داشتن قدرت الهی با خود نتایجی را به بار می آورد ویکتور فرانکنشتاین تبدیل به پرومته مدرن شد چرا که او توانایی آفرینش زندگی که متعلق به خود طبیعت بود را برداشت.

اما مری شلی این اسطوره را به شکل مهمی تغییر می دهد.تراژدی مرکزی فقط گذر ویکتور از یک مرز ممنوع نیست بلکه این است که او مسئولیت اخلاقی دستاوردش را نمی فهمد.

شخصی که چیزی قوی درست می کند نمی تواند تظاهر به عدم مسئولیت به عواقبش بکند. این ایده در دنیای امروز نیز مهم است و فقط نه مربوط به زیست شناسی، بلکه تکنولوژی ، نهاد ها و سیستم هاییست که مدت زمان زیادی بعد از اینکه سازندگانشون کنترلش را از دست می دهند به عملکرد خود ادامه می دهند.

آفرینش به عنوان شکلی از سرپرستی

یکی از جذاب ترین راهها برای خواندن فرانکنشتاین این است که آن را به عنوان داستان اعوجاج یافته والدین بخوانیم.

ویکتور شخص زنده ای به وجود می آورد آن موجود چشمانش را باز می کند و آفریدگار به سرعت وی را ترک می کند. مخلوق متعدد می پرسد که چرا ویکتور او را به این دنیا اورده است اگر نمی توانسته تحملش کند. از این منظر فرانکنشتاین داستان شکست یک دانشمند نیست بلکه والدیست که مسئولیت های پدری را قبول نمی کند.

ویکتور فرانکنشتاین و مخلوق او در تنهایی قطب شمال؛ مسئولیت خالق، طردشدگی و معنای ماندگار رمان مری شلی
پایان‌بندی بصری مقاله، تنهایی ویکتور و مخلوقش را به پرسش همیشگی فرانکنشتاین پیوند می‌دهد: اگر توانایی خلق چیزی از توانایی ما برای پذیرفتن مسئولیت آن سریع‌تر رشد کند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

این تفسیر بخصوص وقتی در کنار تجربه های شخصی مری شلی قرار می گیرد قوی تر می شود. دنیای شلی به او یاد داد که آفرینش هیچوقت انتزاعی نیست و برای آفرینش زندگی باید به ترس، مسئولیت پذیری و غم آسیب پذیر شد. ویکتور شکوه آفرینش را بدون تعهد های احساسی همراهش می خواهد.

نتیجه گیری

بعد از دو قرن از انتشارش، فرانکنشتاین همچنان مورد اقتباس قرار می گیرد.

هر موقع که انسانیت یک تکنولوژی با قدرت تغییر دادن شرایط زندگی ایجاد می کند سوال اساسی شلی باز می گردد.

هوش مصنوعی، مهندسی ژنتیک، رباتیک و دیگر تکنولوژی ها تمام مسئله فرانکشنتاین را بازگردانده اند.

اما رمان به ما نمی گوید که پیشرفت باید متوقف شود بلکه می گوید آفرینش مسئولیت بار می آورد. لحظه ای که چیزی به این دنیا میاریم ما به عواقبش متصل می شویم. بخاطر همین است که فرانکنشتاین باقی می ماند و هزاران نوشته گوتیک همان دوران محو شده اند.

مری شلی فقط یک موجود ترسناک تصور نکرد بلکه مشکل مدرن زندگی انسانی را تصویر کرد. ویکتور فرانکنشتاین می خواهد برای ساخت زندگی قوی شود اما از نظر احساسی برای جوابگویی به مخلوقش ناآماده است.

خطر اصلی داشتن قدرت خارق العاده نیست بلکه سرعت بیشتر افزایش مهارت ما در پیشرفت است نسبت به مهارت مسئولیت پذیری.

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا