برای دانته آلیگیری گناه فقط نقض قانون نیست بلکه معوجج شدن ادراک، میل، آزادی و عشق است. کمدی الهی با مردی که مسیر مستقیم را گم کرده است شروع می شود و با بینشی از واقعیت در ترتیب درست تمام می شود.بین این دو نقطه دانته یکی از دقیق ترین کنکاش های خطای اخلاقی را می سازد.
نفرین شده ها در جهنم فقط افرادی نیستند که اعمال ممنوع را انجام دادند. بلکه روح هایی هستند که اجازه دادن اشتها، غرور، خشونت، کلاهبرداری، نفرت یا خود فریبی فهم آن ها را از خیر تغییر دهد. در برزخ دانته به این مسئله می پردازد این اعوجاج ها چگونه درست می شوند در حالیکه در بهشت طبیعت انسان را در جایگاه واقعی خود بررسی می کند.
این 7 جمله از دانته درباره گناه چیزی بزرگتر از دسته بندی گناه را نشان می دهد. آن ها گناه را به عنوان غلط دیدن توصیف می کنند و رستگاری را به معنای دوباره واضح دیدن در نظر می گیرند.
نگاهی کوتاه به زندگی دانته آلیگیری
دانته آلیگیری در سال 1265 در فلورانس بدنیا آمد و در راونا در سال 1321 درگذشت. شاعر، متفکر سیاسی، فیلسوف و تبعیدی، او در یک دوره پر از نزاع بین شهر های ایتالیا، بخش های مختلف سیاسی، اقتدار امپراتوری و کلیسا زندگی کرد. کار های او شامل La Vita Nouva و Convivio , De Monarchia و مهمتر از همه اینها کمدی الهی است. دانته تحت تاثیر ارسطو، خداشناسی مسیحی، شعر کلاسیک، فلسفه مدرسی، سیاست و تجارب شخصی توانست کمدی الهی را با زبان بومی بنویسد.

کمدی الهی دانته مسافر را در دوزخ، برزخ و بهشت نشان می دهد. معماری دانته روانشناختی نییز هست دانته مکررا می پرسد چرا انسان ها به تعقیب چیز های مخرب می پردازند و آیا شرایط می تواند خطاها را توجیه کند و چگونه میل انسان فاسد می شود و چه چیزی مسئولیت اخلاقی را ممکن می کند.
از این رو گناه در کار دانته را نمی تواند از آزادی و عشق جدا کرد. شیطان نه بخاطر اینکه میل شیطانیست بلکه بخاطر اینکه انسان ها میل را به سمت چیز های غلط می برند و چیز های ذاتا خوب را بدون اندازه درست مصرف می کنند یا به تکانش های سطحی اجازه می دهند تا فهم بالاتر را مختل کند برمی خیزد. این رابطه بین درک، میل و مسئولیت به نگاه دانته نسبت به گناه نیروی فلسفی ماندگارش را می دهد.
معرفی فیلم: ناجور ها ساخته جان هیوستون
7 جمله از دانته درباره گناه
در این بخش از نگاه متفکران، 7 جمله از دانته درباره گناه را بررسی می کنیم
گناه به معنای از دست دادن مسیر
خود را در جنگلی تاریک یافتم، زیرا راه راست گم شده بود
دوزخ

کمدی الهی نه با تعاریف دینی بلکه با تغییر مسیر شروع می شود. دانته خود را شرور معرفی نمی کند بلکه خود را گمشده توصیف می کند. جنگل تاریک گناه را به مشکل ادراکی و جهتیابی تغییر می دهد.
این تمایز مهم است چرا که در جهان بینی دانته، شکست اخلاقی مرتبا وقتی شروع می شود که یک انسان دیگر نتواند سلسله مراتب خوب را تشخیص دهد. چیزی موقت به ظاهر نهایی به نظر می رسد میل با اجبار اشتباه گرفته می شود و جاده های خطا به ظاهر منطقی به نظر می رسند.
از این رو گناه یک مسئله فضاییست قبل از این مربوط به قضاوت باشد یک پیچ اشتباه باعث سقوط، سرگردانی یا تعقیب مسیر اشتباه می شود. برای خواننده مدرن تصویر دانته همچنان قویست چرا که اشتباهات اخلاقی جدی معمولا قبل از اعمال دراماتیک با از دست دادن مسیر شروع می شود.
آشنایی با اسطوره ها: ژانوس خدای آغاز، دروازه ها، زمان و گذر
عدالت به عنوان دروازه جهنم
عدالت، آفریننده والای مرا برانگیخت، قدرت الهی مرا آفرید و حکمت برین و عشق نخستین
دوزخ

یکی از آزاردهنده ترین ایده های دانته قبل از ورود به دوزخ اتفاق می افتد. وجود او نه با قدرت الهی و عدالت بلکه با خرد و عشق مرتبط می شود.
از این رو دانته از تصویر مجازات به عنوان ظلم خودسرانه امتناع می کند. در ساختار دینی شعر، گناه عواقب دارد چرا که خلقت دارای نظم اخلاقیست. آزادی انسان معنادار است چرا که انتخاب های انسان اهمیت دارد.
جهنم بیانگر آخرین شرایط اراده هاییست که خود را مخالف نظم صحیح عشق قرار دادند. این فراز همچنان خواننده را مجبور می کند که از خود بپرسد آیا عدالت را می توان بدون مسئولیت پذیری فهمید و آیا آزادی معنایی دارد اگر انتخاب های ما عواقبی نداشته باشند؟
جملات بزرگان: 7 جمله از مارکوس اورلیوس درباره آرامش درون
گناه به عنوان آسیب
غایت هر بدخواهی که نفرت آسمان را بر می انگیزد، آسیب رساندن است

در این بخش کتاب دوزخ، ویرژیل برای توضیح معماری اخلاقی طبقات پایین جهنم مکث می کند. خشونت و کلاهبرداری در روش متفاوت هستند اما هر دو در نهایت آسیب خلق می کنند. این به اخلاق دانته یک بعد اجتماعی می دهد. گناه فقط یک لکه بیرونی بر روح بیرونی نیست بلکه رابطه بین افراد، خود، جامعه، طبیعت و در خداشناسی دانته خالق را آسیب می رساند.
متعقابا طبقات جهنم شامل افراد خطاکاریست که در آن هوشمندیشان تبدیل به وسیله آسیب زدن به دیگران شده است. کلاهبرداری بخصوص مسئله جدیست چرا که توانایی منطقی یکی از هدیه های متمایزکننده انسان عمدا برای فریب استفاده شده است.
تحلیل دانته همچنان مهم است چرا که گناهان پیچیده پشت هوشمندی، نهاد ها، کلام و محاسبات قایم می شود. هوشمندی بزرگتر لزوما چشم انداز اخلاقی بزرگتر درست نمی کند.
مرتبط با موضوع: طبیعت انسان از نگاه پاسکال
توبه و تضاد گناه
کسی که توبه نکند، آمرزیده نمی شود و انسان نمی تواند هم زمان هم از گناه توبه کند و هم همچنان خواهان انجام آن باشد

این جمله در داستان گوئیدو دا مونته فلترو ظاهر می شود کسی که پس از آنکه از پیش به او وعده آمرزش داده می شود مشاوره فریبکارانه ارائه می کند. دانته در این ماجرا تناقض منطقی و اخلاقی نهفته در چنین معامله را آشکار می کند، توبه واقعی نمی تواند هم زمان با تصمیم و قصد ادامه دادن همان گناه وجود داشته باشد.
این جمله گناه را بیشتر از یک عمل بیرونی یک مسئله اراده شخصی می کند. بخشش نمی تواند به سادگی از قبل چیده شده باشد در حالی که میل عمل خطا دست نخورده باقیمانده باشد. توبه نیازمند تغییر واقعی در قصد است.
برای خواننده جدید، نکته دانته از نظر روانشناسی تیز و واضح است، پشیمانی معادل توبه نیست وقتی یک نفر خودآگاهانه عملی که ادعای رد کردنش را دارد انجام داده است.
مطالعات اساطیری: آشنایی با اساطیر روم
مسئولیت اراده آزاد
پس اگر جهان کنونی از راه به در می رود علت در خود شماست آن را در خودتان بجویید.
برزخ

مارکو لومبارو وسوسه اینکه فساد انسانی را به اثرات کیهانی یا سرنوشت مرتبط کند را رد می کند. شاید کیهان گرایشی به گناه در انسان ایجاد کند اما آزادی را از بین نمی برد.
بدون اراده آزاد، تمام جهان اخلاقی دانه فروپاشی می کند. پاداش، مجازات، توبه و تغییرات اخلاقی بی معنی می شوند اگر تمام اعمال به صورت مکانیکی تصمیم گیری شده باشد.
این فهم دانته از گناه را ارزشمند می کند. شرایط، وسوسه و فشار اجتماعی مهمند اما انسان ها در چیزی که می شوند به صورت اخلاقی درگیر هستند.
این تفکر در دوران معاصر نیز کاربرد دارد چرا که جوامع همچنان در حال بحث درباره این هستند که چه مقدار از رفتار انسانی ناشی از محیط، روانشناسی، بیولوژی، فرهنگ یا انتخاب فردیست. دانته از جواب ساده خودداری کرده از دید او تاثیر واقعیست اما تاثیر معادل اجبار نیست.
آشنایی با فیلمساز: کارل تئودور درایر، فیلمسازی که روح انسانی را به تصویر کشید
گناه به عنوان عشق نامنظم
عشق طبیعی هرگز خطا نمی کند، اما عشق دیگر ممکن است در انتخاب موضوعی شرور، یا با شدت بیش از حد یا کمتر از حد به خطا رود.
برزخ

این احتمالا واضح ترین کلید فلسفه گناه دانته است. مشکل اصلی خود عشق نیست. هر انسانی چیز خوب ذهنی را می خواهد. خطا وقتی شروع می شود که عشق جسم اشتباه را انتخاب یا خوب اصیلی را با نیات بد بخواهد.
از این رو غرور، حسادت، خشم، طمع، پرخوری و شهوت را می توان به عنوان میل های از نظم خارج شده به جای جرم های نامرتبط حساب کرد.
این توضیح می دهد که چرا در کار دانته برزخ یک بازآموزی اخلاقیست چرا که روح نیازمند ناتوانی در دوست داشتن نیست بلکه نیازمند صحیح دوست داشتن است.
برای خواننده امروزی، این جمله یکی از بینش های روانشناسی دقیق دانته است، زندگی های مخرب نه از نبود میل بلکه از چیدمان غلط زندگی حول سلسله مراتب اشتباه ارزش هاست.
معرفی رمان: جنگ و صلح ، حماسه تولستوی درباره تاریخ،خانواده، جنگ، سرنوشت و معنی
گناه به مثابه از دست دادن شباهت
تنها گناه است که انسان را از جایگاهش محروم می کند و او را از خیر اعلی نامشابه می سازد
بهشت

در بهشت، فهم دانته از گناه به جای از درون جهنم از بالا دیده می شود. گناه انسان را از بین می برد چرا که موجود انسانی را کمتر شبیه آن خیر اعلایی می کند که طبیعت بر اساس آن ساخته شده است.
این تاکید را از مجازات به محرومیت تغییر می دهد. شیطان گناهکار را بزرگ نمی کند بلکه امکانات انسان را تقلیل می دهد. غرور شاید حس بالا رفتن ، حرص شاید حس دارایی و تسلط شاید حس قدرت بدهد اما دانته مکررا این ها را به عنوان شکل هایی از تضاد می بیند.
از این رو تفکر دانته در نهایت متمرکز بر وقار انسانیست. گناه اهمیت دارد چرا که انسان توانایی کاری بالاتر دارد. این ایده همچنان در خداشناسی دانته مهم است چرا که بدترین انتخاب های ما به ما آسیب می زند بخاطر اینکه توانایی دیدن، عشق و شدن ما را کاهش می دهد.
گناه به عنوان راهی برای دیدن
سوژه بزرگ دانته خود جهنم نیست بلکه جهتگیری است. در این جملات دانته خطا به شکل مسیر گمشده، رابطه خراب شده، هوش فاسد شده، خود فریبی، آزادی اشتباه استفاده شده و عشق از نظم خارج شده ظاهر می شود. مجازات جهنم این اعوجاج های درونی را مرئی می کند برزخ میل را نگه می دارد و بهشت نظمی را که در آن گناه خروج ایجاد می کند را معلوم می کند.
از این رو نگاه دانته به گناه یک تئوری ادراک است. انسان ها سقوط می کنند وقتی خوب های دروغین به نظر کافی می رسند وقتی اشتها خود را به صورت سرنوشت نشان دهد و وقتی خود، عاملیت خود را به رسمیت نشناسد.
کمدی الهی از خواننده می خواهد دوباره نگاه کند تا ظاهر را از ارزش متمایز، تکانش را واجب جدا و عشق را از شکل های معوجج شده ای که اسمشو از آن گرفته اند تمیز دهد.
