دنیای قشنگ نو (Brave New World)
در این نوشته قصد دارم مهمترین کتاب ویرانشهری تاریخ ادبیات و یکی از رمان های مورد علاقه خودم، رو به شما معرفی کنم. دنیای قشنگ نو نوشته آلدوس هاکسلی در سال 1932 بعد از پایان جنگ جهانی اول چاپ شد و در آن دنیایی را تصویر کرد که افراد در آن توسط ترس و خشونت و فقر کنترل نمیشند بلکه به وسیله لذت، راحتی، مهندسی بیولوژی و شرطی سازی روانی مورد کنترل قرار میگیرند.
بخاطر همین رمان مورد توجه زیادی قرار گرفت و خواندن آن برای بیننده آزاردهندست چرا که ویرانشهر هاکسلی ، ویرانشهر حاصل از خرابی شهرها، افراد گرسنه و مشکلات سیاسی نیست بلکه ویزانشهر هاکسلی یک خرباه حاصل از بهینه سازی حداکثری و جوامع پیشرفته با افراد شاده. افراد تا حد ممکن سرگرم هستند و به مواد و آزادی جنسی دسترسی دارند بخاطر همین به هیچوجه سیستم رو زیر سوال نمیبرند اما زیر این شادی پوشالی، ترس بزرگ کتاب خوابیده، آزادی، فردیت، خانواده و هنر، دین، عشق عمیق و حتی غم برای ثبات سیستم فدا شده اند.
قبلا از خوندن دنیای قشنگ نو خوبه که اول با خود آلدوس هاکسلی آشنا بشیم و شرایط تاریخی که در آن این کتاب نوشته را مورد بررسی قرار بدیم و همچنین ترس های روشنفکری که باعث شد این دنیا آینده نگر در ذهن هاکسلی شکل بگیره رو مورد کنکاش قرار بدیم.این کتاب یک هشدار وحشتناک جامعه شناختیست به این معنا که انسان ممکنه تمدن خود را ببازه اگر راحتی رو بر حقیقت ترجیح بده.
معرفی کارگردان : کنجی میزوگوچی، معمار سینمای ژاپن
آلدوس هاکسلی که بود ؟
آلدوس هاکسی نویسنده، مقاله نویس، منتقد و روشنفکر انگلیسی بود که در سال 1894 در یک خانواده معروف بدنیا اومد پدربزرگش توماس هنری هاکسلی یکی از مدافعین سرسخت تئوری تکامل داروید بود و برادرش جولیان هاکسلی یک زیست شناس سرشناس شد. این پس زمینه مهمه چرا که زیست شناسی جز موضوعات مهم دنیای قشنگ نوست که توسط نهاد های قدرتمند به تسخیر دراومده.

هاکسلی یک آدم ضد علم نبود و درون یک خانواده ی علاقمند به علم تربیت یافته بود ترس اصلی او خود دانایی نبود بلکه استفاده از علم برای کنترل اجتماعی بود. در دنیای قشنگ نو، تکنولوژی برای آزاد کردن انسان به کار نمیره بلکه برای ساختن انسان های مطیع استفاده میشه.
کودکی هاکسلی بر افکار وی تاثیر داشت در نوجوانی از یک بیماری چشمی رنج برد که بیناییش رو تحت تاثیر قرار داد و جلوی دکتر شدن وی را گرفت این محدودیت اجتماعی حاصل از مشکل فیزیکی باعث شد که به درک از رابطه بین بدن و نیرو های اجتماعی برسه. هاکسلی علاقمند به فلسفه، دین، اسطوره شناسی، مواد و خودآگاهی انسان باقی ماند.

هاکسلی قبل از اینکه دنیای قشنگ نو رو بنویسه به عنوان یک طنزپرداز دقیق جامعه مدرن شناخته شده بود اما این رمان طنزی درباره زمان خود نبود بلکه پیش بینی ای نسبت به آینده دنیای مدرن بود.
پس زمینه تاریخی، جهانی که دنیای قشنگ نو را ساخت
برای شناخت پس زمینه دنیای قشنگ نو، ما باید به ابتدای قرن بیست برگردیم این رمان بعد از جنگ جهانی اول نوشته شد جنگ جهانی اول اولین جنگ مکانیزه تاریخ بود و جنگ سنگر ها دوره ای از ناامیدی، اضطراب، ناخشنودی سیاسی و تغییرات اجتماعی را همراه اورده بود.
جنگ جهانی اول اعتماد اروپا به پیشرفت را از بین برد همان علم و صنعتی که قول بهبود شرایط را میداد گاز های سمی، تانک، و کشتار های بزرگ مکانیزه را به وجود اورده بود با اینحال در دهه 1920 تولید انبوه به اوج خود رسیده بود نه فقط محصولات مصرفی، بلکه سینما، تبلیغات، رادیو و پروپاگاندا در حال شکل دادن به ذهن مردم بود جامعه مدرن انسانی، سریعتر، مکانیزه تر و البته منظم تر از گذشته بود. درباره آشنایی اجمالی درباره سینما در دهه 1920 میتونید به نوشته سایه ها در سینما مراجعه کنید.
فوردیسم که از هنری فورد و سیستم خط تولید وی نشات گرفته بود یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر هاکسلی بود. کارخانه های فورد اتوموبیل ها را ارزونتر از گذشته و در دسترس همه قرار داده بود اما در همین حال نماد تکرار مکانیکی، استاندارد سازی و بهینه سازی نیز شده بود. در دنیای قشنگ نو فورد به عنوان یک چهره مذهبی شناخته میشه جامعه زمان کنار اون رو اندازه گیری و شعار هایی که تولید انبوه صنعتی را به اصل مقدس تبدیل کرده تکرار میکنن.
پیشنهاد فیلم: اینک آخرالزمان

یکی دیگر از پس زمینه های مهم این کتاب، علاقه دانشمندان قرن بیستم به اصلاح نژادیست. خیلی از روشنفکران و افراد حکومتی با این ایده که جامعه را می توان با اصلاح نژادی و زایش انتخابی و مدیریت علمی جمعیت انسان بهینه کرد موافق بودند امروز اصلاح نژادی هم ارز نژادپرستی و بی اخلاقیست اما در زمان هاکسلی یک بحٍ رایج در بین حلقه های روشن فکری بود. دنیای قشنگ نو این ایده را تبدیل به کابوس کرد انسان ها متولد، دسته بندی و شرطی سازی شده و وظیفه اجتماعیشون قبل از اینکه خودشون بدونند بهشون محول شده.
یکی از مسائل مهم کتاب، بازتابی از پدیده سرگرمی انبوده و مصرف گراییست. هاکسلیم توجه شد که مردم نیاز نیست به سمت تابعیت هل داده بشن اگر بشه فکر آن ها را منحرف و راضی کرد از این منظر دنیای قشنگ نو فقط درباره دیکتاتوری نیست بلکه درباره افرادیست که اسارت خودشون رو بخاطر راحتی قبول میکنند.
دنیای قشنگ نو درباره چیست؟
این کتاب درباره وضعیت آینده جهانه، وقتی که یک سیستم جهانی بر اساس سه اصل جامعه، هویت و ثبات ساخته شده در ابتدا این کلمات به نظر مثبت میاند اما در کتاب معنای دیگری میدهند.

در کتاب اجتماع به معنای اینه که افراد وجود دارند فقط به عنوان بخشی از ماشین اجتماعی.
هویت به معنای اینه که هرفرد یک نقش ثابت و از پیش تعیین شده رو باید ایفا کنه و ثبات به این معناست که هرچیزی غیرقابل پیشبینی، احساسی، روحی و شخصی باید از بین بره.
در این جهان زایش واقعی دیگر وجود نداره و انسان ها در آزمایشگاه و در طبقه های مختلف بدنیا میان از طبقه آلفاهای باهوش تا طبقه دارای محدودیت های فیزیکی و ذهنی اپسیلون. هر طبقه به صورت بیولوژی و روانی آموزش داده میشه تا موقعیت خود را قبول کنه و از کودکی بهشون آموزش داده میشه که از هرچیزی که دولت براش تعیین کرده لذت ببره و هرچیز مستقلی رو نفی کنه.
پیشنهاد مطالعه: امپراتوری خورشید اثر جی جی بالارد
خانواده، پدر و مادر، ازدواج و روابط طولانی مدت عاشقانه در این رمان مهمل و بی فایده تلقی میشند ادبیات و تاریخ سرکوب شده و دین از بین رفته است هنر با سرگرمی توخالی جایگزین شده و درد و اضطراب با دارویی به اسم سوما درمان میشند داریی که به افراد فرار میده بدون اینکه بتونه مشکلات را حل کنه.
داستان چندین شخصیت اصلی دارد از برنارد مارکس، لنینا کراون، هلمهولتز واتسون، مصطفی موند و جان که به اسم وحشی خوانده میشه. با استفاده از این شخصیت ها هاکسلی تضاد بین راحتی و آزادی، لذت و حقیقت و ثبات اجتماعی و کرامت انسانی را نشان میده.
معنای اسم رمان
عنوان اسم کتاب برگرفته شده از نمایشنامه طوفان شکسپیره. در نمایشنامه شکسپیر، این عنوان دنیای قشنگ نو با شگفتی و بی گناهی بیان میشه در حالی که در رمان هاکسلی معنای کنایی پیدا می کنه چرا که استعاره از دنیاییست که به ظاهر پیشرفته، آرام و موفقه در حالی که از نظر اخلاقی توخالیست.

عنوان رمان بسیار مهمه چرا که نویسنده دائما از خواننده سوال میپرسه که منظور ما از پیشرفت چیست؟ آیا جامعه بخاطر بهینه شدن بهتر میشه ایا خوشحالی معنایی داره اگه ساخته شده باشه و آیا دنیای بدون رنج میتونه عشق، شجاعت ، هنر و حقیقت خلق کنه؟
دنیای قشنگ نو، ظاهر امیدوارانه ای داره اما هاکسلی اون رو تبدیل به هشدار میکنه.
مطالعه بیشتر: 7 تکنیک ترکیب بندی در عکاسی
موضوعات اصلی دنیای قشنگ نو
چند موضوع و تم اصلی کتاب رو به خلاصه با هم بررسی میکنیم.
شادی در مقابل آزادی
موضوع اصلی دنیای قشنگ نو، تضاد بین شادی و آزادیست. حکومت جهانی توانسته رنج رو حذف کنه اما انتخاب را نیز از بین برده. انسان ها خوشحالن چرا که برای نخواستن چیزهای عمیق و خطرناک و شخصی طراحی شدند.
یکی از پرسش های اصلی کتاب همینه که آیا انسان ها آزادی رو انتخاب میکنن اگز آزادی همراه درد، تنهایی،عدم قطعیت و مرگ باشه؟ یا با شادی کنترل شده که مسئولیت فکر کردن رو کم میکنه کنار میاند.

جواب هاکسلی به این پرسش ها ساده نیست، اما رمان به صورت واضح پیشنهاد میکنه که زندگی بدون آزادی انسان رو از انسان بدون تهی میکنه و خوشحالی وقتی تبدیل به سلاح سیاسی بشه یک مسئله خطرناک برا ی انسانه.
تکنولوژی به عنوان وسیله ای برای کنترل اجتماعی
امروز شاید ما این رو بهتر درک کنیم که از تکنولوژی چجور برای کنترل اجتماعی دنیا استفاده میشه در بسیاری از کتاب های تخیلی، تکنولوژی یا یک معجزست یا هیولا. در دنیای قشنگ نو، تکنولوژی چیزی عمیق تره چرا که با بازتولید، شرطی سازی،تفریح، مواد و ساختار های اجتماعی پیوند خورده.
خطر اینجا نیست که ماشین ها تبدیل به شیطان شدن بلکه خطر اینجاست که انسان ها از تکنولوژی برای آسان کردن بار زندگی استفاده میکنن و برای اینکار فردیت را از بین میبرند. آینده هاکسلی، توسط روبات ها کنترل نمیشه بلکه توسط سیستم ها شکل داده میشه و خطرناک ترین وجهه تکنولوژی در رمان تکنولوژی کنترل رفتار انسانه.
مرگ خانواده و صمیمیت
دولت جهانی خانواده را از بین برده، زیرا خانواده وفاداری خصوصی ایجاد میکند. کودکی که مادر یا پدرش را دوست داشته ، بخشی از تعلقش به خانواده است، نه بهطور کامل به دولت. عشق رمانتیک نیز خطرناکه چرا که انحصار، دلتنگی، حسادت و عمق عاطفی به وجود مییاره.

در دنیای هاکسلی، مردم تشویق میشند که میل جنسی را امری گذرا و بیتعهد بدانند و از ایجاد پیوندهای عاطفی پایدار پرهیز کنند. این کار جامعه را باثباتتر و در عین حال سطحیتر میسازد. عشق جای خود را به در دسترس بودن و صمیمیت با مصرفگرایی جایگزین میشود نتیجه جهانی است که درد کمتری دارد، اما معنای کمتری نیز در آن یافت میشود.
مصرف گرایی و حواس پرتی بی انتها
یکی از مهمترین جنبه های دنیای قشنگ نو، نقد فرهنگ مصرف گراییست. شهروندان دنیا شرطی سازی شدن که خرید، مصرف و جایگزین کنند به اونا آموزش داده شده که چیزهای قدیمی بدرد نمیخورن چرا که مصرف را پایین میارند.
این یکی از جنبه هاییست که به زندگی امروز ما شباهت داره هاکسلی متوجه شد که یک جامعه نیاز به ممنوع کردن فکر نداره به شرط اینکه بتونه اون رو با سرگرمی و سکوت پر کنه. حواس پرتی فرمی از کنترل کردنه چرا که انسان ها قادر به مخالفت نیستند اگر سرگرم شده باشند.
از بین رفتن هنر، ادبیات و تاریخ
نوشته خوب در جهان دنیای قشنگ نو وسیله خطرناکیست چرا که به مردم پیچیدگی زندگی انسانی رو آموزشی میده. شکسپیر، نماد عمق حسی و معنوی میشه کارهای اون شامل عشق، حسادت، تراژدی، زیبایی، خشونت،وفاداری، خیانت و شگفتگی های متافیزیکه. حکومت جهانی نمیتونه اجازه وجود چنین ادبیاتی رو بده چرا که چنین نوشته هایی میتونه احساساتی که سیستم به سختی سرکوب کرده رو بیدار کنه.
تاریخ هم خطرناکه چرا که به انسان قدرت مقایسه میده. اگر انسان ها بدونن که یک دوره ای متفاوت زندگی میکردند ممکنه به شرایط جایگزین فکر کنند بخاطر همین سیستم جهانی با گذشته به مثابه امری خطرناک برخورد میکنه چرا که جامعه بدون تاریخ، راحت تر مدیریت میشه.
علم بدون اخلاق
رمان هاکسلی مخالف علم نیست بلکه علیه علم بدون محدودیت های اخلاقیه. در سیستم جهانی، دانش علمی پیشرفت کرده اما عقل اخلاقی از بین رفته، جنین های انسانی میتونن دستکاری و کودکان میتونن شرطی سازی بشن بدون اینکه سوال «آیا باید اینکارو بکنیم؟» پرسیده بشه.

این یکی از موضوعاتیست که باعث شده که رمان در عصر بیوتکنولوژی، هوش مصنوعی و نظارت و اطلاعات های رفتاری مهم باشه. هشدار هاکسلی این نیست که بشر ممکنه خودشو تصادفی از بین ببره بلکه اینه که بشریت به اسم بهبود خود را نابود خواهد کرد.
پیشنهاد مطالعه: انواع حالت نورسنجی دوربین
دنیای قشنگ نو به عنوان ویرانشهر
ویرانشهر دنیای قشنگ نو همانطور که در بالا گفتیم ناشی از نظم بیش از حد و غیر انسانی بودن رفتار های آدمیست. دنیای قشنگ نو یکی از کارهای مهم ادبیات ویرانشهریست چرا که کابوس متفاوتی از 1984 جرج اورول به خواننده تحویل میده.
دنیای ارول با ترس، نظارت، سانسور و مجازات کنترل میشه در حالی که ویرانشهر هاکسلی با لذت، شرطی سازی و مصرف کردن همراهه.اورول به بدنبال اینه که بدونه چه اتفاقی میفته وقتی حقیقت با قدرت سرکوب بشه در حالی که دغدغه هاکسلی اینه که وقتی انسان ها نسبت به حقیقت بی تفاوت بشن چه اتفاقی میفته.
ترسناک بودن دنیای قشنگ نو در اینجاست که شهروندان حس سرکوب شدن ندارند بلکه عاشق سیستمی هستند که اونا رو محدود کرده.
درباره آشنایی بیشتر با جرج اورول میتونید به نوشته روزهای برمه مراجعه کنید.
آیا داستان ضد مدرنیتست؟
معمولا این رمان رو به عنوان یک هشداری علیه مدرنیته در نظر میگیرن در حالی که هاکسلی به دنبال رد کردن تکنولوژی، لذت و پیشرفت اجتماعی نیست بلکه معتقده در کنار پیشرفت علمی باید پرسش های اخلاقی مطرح بشه.

یک جامعه انسانی فقط به لذت نیاز نداره، به حافظه، هنر، خطر، حریم خصوصی، عشق، تنهایی ، درگیری اخلاقی و آزادی برای غمگین بودن نیاز داره. هاکسلی معتقد نیست که رنج بالذات خوبه بلکه معتقده زندگی ای که به هر قیمتی از رنج دوری کنه ممکنه چیزی که به زندگی عمق میبخشه رو از بین ببره.
دنیای قشنگ نو در ایران
دنیای قشنگ نو در ایران با دو ترجمه، یکی توسط آقای فرید دبیر مقدم در نشر مد و دیگری توسط آقای سعید حمیدیان توسط نشر نیلوفر به چاپ رسیده است.
نتیجه گیری
قبل از خوندن دنیای قشنگ نو، خوبه که بدونید که کتاب با جهان سازی سنگین شروع میشه فصول ابتدایی در حال توضیح ساختار اجتماعی و علمی حکومت جهانیست قبل از اینکه داستان اصلی شروع بشه. بعضی خوانندگان ممکنه فصل های ابتدایی رو سرد یا عجیب بدونن اما این سردی بخشی از طراحی داستانه چرا که هاکسلی قصد داره طبیعت مکانیکی جامعه رو تشریح کنه.
دنیای قشنگ نو حالت پیشگویانه داره نه بخاطر پیش بینی تکنولوژی ها، بلکه برای توصیف دقیق عادت های مدرن انسانی. هاکسلی به زیبایی دنیایی رو تصویر میکنه که انسان ها در حالت مصرف بی انتها، فرار از تنهایی و استفاده از سرگرمی برای فرار از واقعیت هاست. خواننده امروزی ممکنه بازتاب صدای هاکسلی رو در آینه تبلیات امروزی، شبکه های اجتماعی، حواس پرتی های الگوریتمی، هویت مشتری و ترس از سکوت در دنیای امروز ببینه هرچند که جهان امروز ما جهان حکومت جهانی نیست اما خواننده با سوال اساسی روبرو میشه که جهت دنیای مدرن ما به چه سمتیست. چرا که هشدار هاکسلی در نهایت اینه که در جهان مدرن انسان ها ممکنه اونقدر حس بدبختی نکنن تا علیه بدبختی بشورند.
