برای ویرجینیا وولف، نوشتن به معنای تمرین درک کردن است راهی برای گرفتن حرکات خودآگاهی قبل از اینکه عرف قرارداد های اجتماعی آن ها را به قالب های آشنا و کلیشه ای سخت و منجمد تبدیل کند. رمان های او می پرسد که زبان چگونه احساس، خاطره، فشار اجتماعی و ریتم بی ثبات زمان را نگهمیدارد. مقالاتش یک سوال به همین اندازه مهم را می پرسد، چه کسی این آزادی مادی را دارد تا این عمل را انجام دهد؟
تفکر ویریجینا وولف، شکل هنری را به پول، جنسیت، حریم خصوصی، تاریخ و توجه مرتبط می کند. جملاتش درباره نوشتن هم یک مدرنیست تجربه گرا را معلوم می کند هم یک تحلیل گر دقیق وضعیتی که در آن ادبیات ممکن می شود.
نگاهی کوتاه به زندگی ویرجینیا وولف و تفکراتش
ادلین ویرجینیا استیفن در سال 1882 در لندن بدنیا امد و تبدیل یکی از نویسندگان مهم ادبیات مدرن شد. او که در یک خانه روشنفکری عصر ویکتوریایی بدنیا آمده بود خود را از طریق کتابخانه عظیم پدرش لسلی استیفن آموزش داد و در اوایل بزرگسالی شروع به نوشتن نقد های ادبی کرد. در سال 19129 او با لئونارد وولف ازدواج کرد و در سال 1917 انشتارت هوگارث را با همسرش افتتاح کرد که به او یک کنترل غیر معمول در چاپ کتاب های تجربی اش داد.

مهمترین رمان ها ی او عبارتند از، اتاق جیکوب، خانم دالووی، به فانوس خانه، ارلاندو و موج هاست. او همچنین نقد های تاثیرگذار و مقالات متعددی نوشت بخصوص خواننده عامی، اتاقی برای خود و سه گینه.
در این کارا وولف با خودآگاهی، حافظه، زمان، جنسیت، جنگ، فرم هنری و قدرت اجتماعی درگیر بود. نوشتن در کار او مهم بود چرا که بین تجربه درونی و تاریخ عمومی وی قرار گرفته بود. یک جمله می توانست یک مفهوم سیال را نگهدارد اما موقعیت نوشتن آن جمله وابسته به آموزش، در آمد، تنهایی و آزادی از مداخله بود.
ویرجینیا وولف در 28 مارس 1941 بعد از سال ها درگیری با افسردگی بعد از اقدام به خودکشی این جهان را ترک گفت.
معرفی کتاب: سه تفنگدار نوشته الکساندر دوما
7 جمله از وولف درباره نوشتن
بعد از بررسی کوتاه آثار وی در اینجا به جملات او می پردازیم.
پایه مادی تخیل
یک زن باید پول و اتاقی برای خود داشته باشد اگر قرار است داستان بنویسد
اتاقی برای خود

وولف این جمله را در ابتدای اتاقی برای خود نوشته است. این نوشته هم نمادین و هم ادبیست. نویسنده نیازمند حریم خصوصی، زمان و کنترل بر روی توجه تمرکز خود دارد. پول از این شرایط حمایت می کند و جلوی وابستگی به دیگران و انقطاع های پی در پی را می گیرد. وولف این باور رمانتیک که نبوغ بدون تاثیر از شرایط معمولی بیرون می آید را رد می کند. تخیل نیازمند پایه مادیست.
این ایده همچنان نیز مهم است چرا که صحبت های حول استعداد همچنان این مسئله مهم را در نظر می گیرند که داشتن اوقات فراغت، ایمنی، اموزش و جایی برای شکوفایی همچنان برای پرورش استعداد مهم است.
از نگاه متفکران: جملات کافکا درباره تنهایی
تخیل به زندگی وابسته است
تخیل مثل تار عنکبوت است که شاید به نازکی وصل شده باشد اما همچنان در چهار گوشه به زندگی متصل است

وولف از این تصویرسازی درباره اینکه زن چرا در تاریخ ادبیات غایب بوده است استفاده می کند. او بلافاصله کار تخیلی را به سلامت، پول و خانه متصل می کند.
تار ممکن است حساس و کامل باشد با اینحال شکل آن وابسته به نقاط اتصالش به جهان است. تخیل تجربه را تغییر می دهد اما بیشتر از واقعیت اجتماعی نمی رود. بیولوژی و تاریخ نمی توانند به طور کامل تاریخ را توضیح دهد هرچند که به شکل آن فشار وارد می کنند.
این استعاره همچنان یک راه متعادل برای خواندن ادبیات پیشنهاد می دهد. نه به شکل زندگی نامه تغییر شکل داده و نه به شکل مستقل از زندگی ای که این ادبیات را شکل داده است.
معرفی فیلم: پاپیون ساخته شافنر
زندگی ورای داستان معمولی
زندگی رشته ای از چراغ های پرنور نیست که به طور منظم و متقارن کنار هم چیده شده باشند، زندگی هاله ای نورانیست.
داستان مدرن

وولف در این جمله نویسندگانی که پیرنگ، جزئیات ریز و سطوح با دقت ساخته شده را با واقعیت اشتباه می گیرند را به چالش می کشد.
تجربه انسانی از یک روند تمیز وقایع روشن بدست نمی آید بلکه خودآگاهی انسان به عنوان یک فضای ناپایدار که با دانش جزئی، تاکید های متغیر و تاثیرات ناتمام پر شده احاطه شده است. از این رو نویسندگی شکل هایی که به اندازه کافی منعطف که نماینده بی ثباتی باشد را کشف می کند.
نقطه حرکت وولت و مونولوگ های درونی از همین خواسته رشد پیدا کرده است. مشاهداتش همچنین اهمیت دارد چرا که فرمول های قدیمی، تجربه را بیشتر متقارن و قابل پیش بینی تر از چیزی که هست نشان می دهد.
مطالعه بیشتر: آشنایی با اساطیر اسکاندیناوی
ثبت ذرات خودآگاهی
بذارید ذرات را همانطور که در ذهن بیفتند به همان شکلی که میفتند ثبت کنیم

وولف، استدلالش را با تغییر مسیر توجه به سمت تاثیرات کوچک، احساسات، وقایع و تفکرات ناگهانی ادامه می برد که در آن به آگاهی قبل از اینکه الگو قابل مشاهده تولید کند حمله می کند.
این ذرات جزئیات بی معنی نیستند. دنباله آن ها بافتار ذهن خاص را در روز خاص ایجاد می کند. نوشتن کمتر حس چیدمان داستان از پیش تعیین شده و بیشتر ردیابی فشار تجربه به همان شکلیست که اتفاق میفتد.
این اصل نوع روایت خانم دالووی و موج ها را توضیح می دهد. بیشتر زندگی این کتاب ها نه با وقایع دراماتیک بلکه با ادراکات لحظه ای که اهمیتشان با زبان توجه مرئی می شود شکل میگیرد.
پیشنهاد مطالعه: تاریخ ضبط صدا
هر کتاب وارد یک پیوستار می شود
کتاب ها همدیگر را ادامه می دهند با وجود این عادت که جداگانه مورد بررسی قرار میگیرند.

وولف در کتاب اتاقی از آن خود، این نکته را هنگامی مطرح می کند که رمان نویس خیالی، مری کارمایکل را به عنوان وارث و ادامه دهنده سنت نویسندگان زن پیشین می خواند و تحلیل می کند.
هیچ کتابی از هیچ چیز شروع نمی شود هر نویسنده ای جملات، ژانر، اکتشافات، ممنوعات و درگیری های ناتمام را ارث می برد. اصالت ادبی یک جدایی کامل از سنت نیست بلکه حرکتی جدید در آن است. یک کار جدید می تواند نحوه فهمیدن کارهای قبلی را تغییر دهد.
برای خوانندگان و نویسندگان جدید این جمله ادبیات را به عنوان گفتگوی گسترش یافته عرضه می دارد. حتی شورش علیه سنت نیازمند دانیش نسبت به فرم، فرض و مقاومت در برابر سکوت است.
ذهن تابناک
ذهن هنرمند باید تابناک باشد

وولف این تصویر را در اتاقی برای خود ارائه می کند و در آن مهارت ظاهری شکسپیر برای جلوگیری از غم شخصی در روند پیشرفت کارهایش را مورد بررسی قرار داده است.
“تابناک” به معنای خالی، خنثی یا جدا از تاریخ نیست. بلکه ذهنی را نشان می دهد که در آن تجربه به انرژی هنری تبدیل شده و فقط یک تعریف خام باقی نمانده است.
با اینحال وولف می فهمد که سرکوب خود این آزادی را سخت می کند.
بی طرفانه خلاقانه ار نمی توان صرفا با اراده یا دستور به دست آورد. این ویژگی به وجود شرایطی بستگی دارد که در آن ها ترس، رنجش و حالت دفاعی دیگر ذهن نویسنده را به خود مشغول و فرسوده نکنند. این ایده نویسندگان را به چالش فرا می خواند، اینکه آسیب ها و رنج های خود را به اثری هنری تبدیل کنند بی آنکه واقعیت آن آسیب ها را انکار یا کم اهمیت جلوه دهند.
معرفی کتاب: ابله نوشته داستایفسکی
شروع سبک قبل از کلمات
سبک یک مسئله ساده است، همه اش ریتم است

وولف در این نوشته توضحی می دهد که احساس موجی در ذهن ایجاد می کند قبل از اینکه کلمه درست ظاهر شود.
سبک در این مسئله، یک کلمه تزئینی بعد از فکر نیست بلکه شروعی در حرکت خود ادراک است.وقتی ریتم پیدا شود جهان به جای تاثیرگذار به یک چیز واجب تبدیل می شود.
این موضوع توضیح می دهد که چرا نثر وولف، بی آنکه از اندیشیدن باز بماند اغلب حال و هوایی موسیقایی دارد. این دیدگاه نویسندگان را تشویق می کند که هنگام بازنویسی، به جمله ها گوش سپارند یعنی بیازماید که آیا هرجمله هنوز تجربه اصیلی را که در آغاز آنان را به نوشتن واداشته بود با خود حمل می کند یا نه.
نوشتن به مثابه دیدن
این جملات ویرجینا وولف درباره نوشتن یک نظریه اجتماعی، روانشناختی و رسمی را هویدا می کند. نوشتن به فضا نیاز دارد و همچنین نیاز به ارتباط با زندگی. نوشتن به سنت وابسته است اما باید در مقابل ساختار های ارث یافته وقتی تجربه را خراب می کنند مقاومت کنند. نوشتن تاثیرات کوچک را همزمان با شکل دادن در ریتم و تغییر دادن آن ها، ثبت می کند.
از این رو جملات ویرجینیا وولف درباره نوشتن، نکات وولف درباره ادراک است. او فقط نمی پرسد که جهان چیست بلکه این را می پرسد چگونه جهان به خودآگاهی وارد می شود و زبان چگونه بدون تقلیل دادن آن با جهان مواجه شود. کار های او بینش خواننده را با با تبدیل توجه به شکل هنری، اخلاقی و از نظر تاریخی شرطی شده تغییر داده است.
