6 درس در ترکیب بندی، نورپردازی و نظم بصری از رافائل

رافائل و شش درس ترکیب‌بندی، نور و نظم بصری در نقاشی برای عکاسی و سینما

نقاشی های رافائل به نظر ساده می آیند، شخصیت ها به صورت طبیعی در مکان خود قرار گرفتند، صحنه های شلوغ قابل فهم است و معماری بدون حواس پرت کردن چشم را هدایت می کند و چیدمان های پیچیده یک حس قوی آرامش را در خود دارند.

دقیقا بخاطر همین سادگی ظاهری، رافائل را برای هرکسی که علاقه مند به عکاسی و فیلمبرداریست ارزشمند می کند.

نقاشی های او نشان می دهد که ترکیب بندی فقط درباره قرار دادن سوژه در تقاطع یک سوم یا نگاه هندسی به قاب نیست. بلکه درباره کنترل روابط درون قاب است. هرجا که چشم حرکت می کند کدام عنصر برتری دارد و هر چهره چگونه به دیگری مرتبط، فضای خالی چگونه پخش شده و چگونه نور، رنگ، معماری، چهره و پرسپکتیو با هم همکاری می کنند.

با نگاه آنالیزی به شش تا نقاشی معروف رافائل، ما اصولی را که می توانید برای عکاسی و قاب بندی خود استفاده کنید را مورد بررسی قرار می دیم.

رافائل کی بود؟

رافائل سانزیو یا رافائل، در سال 1483 در اربینو بدنیا آمد و تبدیل به یکی از چهره های مرکزی نقشی عصر رنسانس شد. دوران کاری او به مقدار زیادی کوتاه بود، او در سال 1520 در سن 37 سالگی در رم درگذشت اما در همین سال های کاری کم، او نه فقط در نقاشی و طراحی، بلکه در معماری، باستان شناسی، ملیله، چاپ و پروژه های مرتبط با مجسمه سازی و سایر هنر های بصری فعالیت کرد.

رافائل در کارگاه رم؛ زندگی و فعالیت هنری رافائل در دوران رنسانس عالی
بازسازی تاریخی رافائل در کارگاه رم و فضای شکل‌گیری ترکیب‌بندی‌های بزرگ او.

رشد اولیه او متصل به جهان هنری مرکز ایتالیا، بخصوص تحت تاثیر پروجینو نقاش برجسته آن زمان بود.در طول سال های زندگی اش در فلورانس، رافائل شروع به مطالعه اساتید معاصر کرد و انتقالش به رم باعث شد سفارش های بسیار بزرگی بگیرد از جمله تزئین اتاق هایی در کاخ واتیکان که امروزه با نام «اتاق های رافائل» شناخته می شوند. تزئین این اتاق ها در دوران پاپ ژولیوس دوم آغاز شد و برخی از شاخص ترین آثار نقشی دوره رنسانس را در خود جا داده است.

چیزی که رافائل را برای هدف ما مناسب می کند نقاشی های زیبا یا شخصیت های با شکوه نیست بلکه توانایی ایجاد طبیعی نشان دادن نظم بصریست. هندسه در تمام نقاشی های رافئل وجود دارد اما به ندرت خود را معلوم می کند. پرسپکتیو دقیق است اما برای جلب توجه استفاده نشده است. شخصیت ها با وقار هستند اما خطوط جهت دهی را ایجاد می کنند. نور فقط اشیا را روشن نمی کند بلکه سلسله مراتب را ایجاد می کند.

معرفی رمان: سه تفنگدار نوشته الکساندر دوما

ازدواج باکره، هدایت چشم با کمک فضا

رافائل ازدواج باکره در سال 1504 نقاشی کرد، مراسم پیش زمینه را گرفته است در حالیکه معبد مرکزی بزرگ پس زمینه را تحت سلطه خود دارد بین این دو یک میدان سنگ فرش قرار دارد که چشم را به سمت عمق می برد. به میزان کاری که محیط در جهت دهی به چشم انجام می دهد دقت کنید.

ازدواج باکره اثر رافائل
تابلوی ازدواج باکره اثر رافائل

سنگ فرش یک المان تزئینی نیست. بلکه خطوط رو به عقبش به سمت معبد می رود. خود ساختمان در نزدیکی محور مرکزی قرار می گیرد و در هایش تبدیل به یک مقصد کوچک اما قوی برای چشم می شوند.زمین مرکزی نسبتا باز از اینکه شخصیت ها با معماری از نظر بصری یکی بشند خودداری می کند.از این رو رافائل سه سطح فضایی ایجاد می کند: مردان نزدیک به ما، فضای باز پشتشان و ساختمان در پشت.

ایده عملی این نقاشی سادست: قبل از قرار دادن سوژه، ببینید که لوکیشن با سوژه شما چه می کند.

یک راهرو، جاده، پلکان، خط پنجره، سازه سقفی، تعدادی چراغ یا حتی یک ساده می تواند سیستم جهت دهی برای شما ایجاد کند. به جای اینکه سوژه را در یک موقعیت از قبل تعیین شده قرار بدید، مکانی را مشخص کنید که هندیسه موجود اهمیتش را تقویت یا تضعیف می کند.

تحلیل پرسپکتیو و هدایت نگاه در نقاشی ازدواج مریم اثر رافائل
نمای تحلیلی از خطوط پرسپکتیو رافائل و نقش فضای میانی در هدایت چشم به عمق تصویر.

در واید شات های سینمایی، این می تواند باعث شود که محیط به سمت سوژه چشم را هدایت کند.

آموزش عکاسی: سافت باکس چیست و نحوه استفاده از آن

مدونای سهره، شکل دادن به ترکیب بندی از طریق روابط انسانی

رافائل مدونای سهره را در سال های اقامتش در فلورانس در حدود سال 1506 کشید. مریم مقدس را  بالای حضرت مسیح جوان و یحیی تعمید دهنده قرار داد. یحیی پرنده سهره را به مسیح عرضه می کند و مریم رابطه بین این دو نفر را می بیند.

این سه شخصیت، یک ساختار مثلثی بزرگ را می سازند و به تصویر ثبات می بخشد. اما مثلت فقط اسکلت این نقاشیست.

چیزی که ترکیب بندی این نقاشی را زنده می کند شبکه درونیش است.

تحلیل ترکیب‌بندی مثلثی، نگاه و حرکت دست‌ها در مدونای سهره رافائل
نقاشی مدونای سهره اثر رافائل

عمل یحیی، توجه را به سمت مسیح می برد. نگاه خیره مریم از بالا به سمت کودکان است. بازو ها، دستان، سر و خط دید همه به هم متصل می شوند که در صورت دیگر جدا از هم می بودند.

این به ما یک درس مهم در عکاسی و فیلمبرداری انسان ها می دهد، موقعیت یابی به تنهایی کافی نیست.

تصور کنید سه بازیگر به طور زیبایی درون یک قاب چیده شدند و هر چهره به صورت مستقل به دوربین نگاه می کند، این هندسه شاید کمک کند اما خود صحنه می تواند حس مصنوعی بودن بدهد. حالا اجازه بدید یک چهره به سمت دیگری نگاه کند شانه اش را به سمت داخل بیاورد دستش را دراز کند یا به جسمی که توسط دیگری نگه داشته شده واکنش نشان دهد.خطوط نامرئی به یک باره شروع به گذر داخل قاب می کنند.

رافائل به ما نشان می دهد که خیرگی و ژست می تواند ابزار های ترکیب بندی شما به اندازه دیوار ها و خطوط قطری شود.

مدرسه آتن، مرتب کردن جمعیت به جای پر کردن قاب

در مدرسه آتن، که به عنوان بخشی از اتاق سیگناتورا در واتیکان نقاشی شده است، رافائل با مشکلات ترکیب بندی بزرگی روبرو شد، چگونه معماری عظیم با جمعیت زیاد فیلسوفان را به گونه ای ترکیب کند که صحنه برای بیننده کاملا قابل فهمیدن باشد. افلاطون و ارسطو ناحیه مرکزی را اشغال کرده اند در حالی که چهره هایی مثل دیوژن، اقلیدس، پتولمی و دیگران در گروه های اطراف دیده می شوند.

مدرسه آتن
مدرسه آتن

راه حل رافائل مرتبط به میزانسن سینماییست. او افراد را به طور یکسان پخش نکرد بلکه با ایجاد خوشه افراد را درن فریم خود قرار داد.

بعضی چهره ها یک سری گروه های مکالماتی بسته ایجاد می کنند بعضی ها جدا افتادن، دیوژن پلکان را با فضای زیادی در اطراف مال خود کرده است و بدن های مختلف با جهت های مختلف و ارتفاعات مختلف در صحنه قرار گرفتند. مناطقی که کف زمین معلوم است یک اتفاق بصری را از دیگری جدا کرده است.

سپس معماری، همه این گروه های کوچک را داخل یک سیستم بزرگتر جا می دهد. قوس ها ، قابی داخل قاب ایجاد می کنند در حالی که پرسپکتیو توجه را به سمت زوج مرکزی می برد.

موقع عکاسی از گروه های بزرگ از اینکه همه افراد را در یک ردیف مستمر بچینید خودداری کنید.

جمعیت را به روابط کوچک تقسیم و بینشان فاصله با ارتفاعات مختلف بذارید. بذارید یک نفر جدا باشد در حالی که گروه دیگر متمرکزتر، در سینما هشت بازیگر که در چند خوشه مرتبط با هم متصل شده باشند از هر هشت شخصیت به یک اندازه مهم بهتر فهم و دیده می شود.

تحلیل ترکیب‌بندی جمعیت و فضای منفی در مدرسه آتن اثر رافائل
نمای تحلیلی از گروه‌بندی شخصیت‌ها، فضای خالی و پرسپکتیو در ترکیب‌بندی مدرسه آتن.

رافائل نشان می دهد که فضای منفی بخشی از ترکیب بندی جمعیت است. بعضی اوقات زمین کف خالی بین دو نفر به ما اجازه می دهد که رابطه بین آن دو را متوجه بشیم.

مطالعات اساطیری: آریادنه اسطوره یونانی عشق و فرار

بالداساره کاستیلیونه، قبل از رسیدن به فوکوس سطحی سوژه را جدا کنید

پرتره رافائل از بالداساره کاستیلیونه، نویسنده و سیاستمدار به مراتب ساده تر از مدرسه آتن است. موزه لوور مالک این پرتره است که در آن لباس مرتب، یک پس زمینه ملایم و صورت و دست نور خورده یک سلسله مراتب کنترل شده بصری را ایجاد می کند.

بالداساره کاستیلیونه
بالداساره کاستیلیونه

در این نقاشی یک درس بسیار کاربردی برای عکاسی پرتره وجود دارد.

رافائل نیازمند محیط پیچیده برای ایجاد عمق و جدایی نیست به جای آن از رابطه بین تن های رنگی و روابط آن استفاده می کند.

لباس ارزش های رنگی محدود خنثیی دارد و پس زمینه با سوژه رقابت نمی کند و در این فضای آرامتر، صورت گرمتر به طور طبیعی نقش اصلی را پیدا می کند.

امروزه عکاسان خیلی سریع به سراغ دیافراگم باز می روند تا پس زمینه را محو کنند اما جدایی سوژه و پس زمینه می تواند قبل از اینکه عمق میدان مهم باشد وارد معادله عکاسی شود.

بپرسید که آیا سوژه از ناحیه پشتشان روشنتر یا تاریک تر است و ببینید که آیا لباس به پس زمینه ترکیب می شود و به رنگ های گرم و سرد محیطتتان دقت کنید. یک پس زمینه فوکوس لزوما باعث حواس پرستی بیننده و خرابی عکس نمی شود اگر نقش رنگ ها به دقت کنترل شده باشد.

برای فیلمبرداری این ایده مهمتر است چرا که نورپردازی، طراحی لباس و طراحی صحنه می توانند بازیگر را با وجود حفظ جزئیات محیط از سوژه جدا کند.

مدونای سیستین، از گوشه های قاب استفاده کنید

مدونای سیستین رافائل توسط پاپ ژولیوس دوم سفارش داده شد و مریم باکره و فرزندش را در یک چیدمان فضایی نشان می دهد. پرده ها لبه های بالایی را گرفتند. سنت سیکستوس و سنت باربارا پایین قاب را متعادل کردند و دو فرشته معروف در پایین جا دارند.

مدونای سیستین

 

توجه کنید که رافائل فقط مرکز را ترکیب بندی نمی کند بلکه به طور فعال از لبه ها بهره می برد.

پرده ها بخصوص صحنه را در بر میگیرند شخصیت های پایین حرکت عمودی مرکزی را حمایت می کنند فرشته ها از اینکه پایین عکس از نظر تصویری بمیرد جلوگیری می کند و عناصر محیطی به طور دائمی توجه را به سمت داخل می برد.

این درست بخصوص در عکاسی مهم است چرا که عکاسان معمولا به قدری به سوژه اصلی توجه می کنند که لبه های قاب را نمی بینند.

قبل از فشار دادن شاتر هر چهار لبه را بررسی کنید. یک دری که یک سمت قاب قرار دارد یک سوژه پیش زمینه در پایین قرار پرفته، پرده ها، شاخه، معماری یا نواحی تاریکی میتواند عکس را در خود محصور و نگاه ها را به سمت سوژه اصلی بکشاند.

تحلیل قاب‌بندی و استفاده از لبه‌های تصویر در مدونای سیستین اثر رافائل
نمای تحلیلی از نقش پرده‌ها، فرشتگان و شخصیت‌های پیرامونی در هدایت نگاه به مرکز قاب.

نکته مهم این است که این المان ها باید سوژه را حمایت کنند به جای اینکه فقط تزئینی باشند.

تجلی، شکل دادن به سلسله مراتب نور

تجلی آخرین نقاشی رافائل بود و از دو قسمت پشت هم انجیل برای این نقاش استفاده کرد. تجلی عیسی در قسمت بالایی و مواجهه حواریون با جوان رنج دیده در پایین.

از نظر ترکیب بندی، این نقاشی شگفت انگیز است چرا که رافائل نظم را با بی ثباتی ترکیب می کند.

بخش پایین تر با خطوط قطری، دست های باز، بدن های پیچ خورده، نگاه های رقیب، تاریکی و حرکات شدید پر شده است. بالای آن ها ترکیب بندی باز می شود و حضرت مسیح بالا رفته و با میدان نوری واضح تری احاطه شده است.

نور در اینجا تبدیل به نیروی ساختاربخش می شود. روشنترین مکان اولویت دارد. چهره و نگا ها حرکت بالا را تقویت می کند تا چندین سیستم بصری به یک مقصد اشاره کنند.

تابلو تجلی رافائل
پیوند ترکیب‌بندی رافائل در تجلی مسیح با عکاسی و قاب‌بندی سینمایی

این برای قاب بندی های شما بسیار مفید است.

وقتی صحنه ای را که شامل چندین سوژه یا شخصیت متفاوت است نورپردازی می کنید به طور اتومات به هرچیزی کنتراست و روشنی یکسان ندهید. اول تصمیم بگیرید چه چیزی باید اول دیده شود چه چیزی دوم و چه چیزی چندان اهمیت ندارد.

یک صورت ممکنه جدایی بیشتری را از محیط بگیرد در حالی که شخصیت دیگر ناقص داخل سایه بماند. یک در می تواند آنقدر روشن باشد که توجه را جلب کند بدون اینکه عنصر اصلی داستان باشد. کنتراست پس زمینه را می توان کاهش داد بدون اینکه کنتراست پیش زمینه تغییری بکند. نور فقط یک چیزی برای روشن کردن عکس نیست از آن می تواند برای ایجاد سلسله مراتب اهمیت عنصر داخل قاب استفاده کنید.

نور ترکیب بندیست.

نتیجه گیری

رافائل به ما یک فرمول که بتونیم داخل هر عکس استفاده کنیم نمی دهد. درس واقعی او کاربردی تر از این است. در یک نقاشی، پرسپکتیو چشم را حرکت می دهد در دیگری نگاه خیره چهره ها را متصل می کند در جای دیگر، فضای خالی گروه ها را جدا، تفاوت رنگی جداسازی صورت، قاب بندی لبه ها را کنترل و نور یک سلسله مراتب می چیند.

ترکیب بندی قوی از چند تصمیم بصری که یک هدف مشترک را حمایت کند به وجود می آید.

در نتیجه قبل از اینکه یک قاب ببندید از خود بپرسید که بیننده به کجا نگاه خواهد کرد، حرکت بعدی چشم کجاست، و چه عناصری داخل قاب به این حرکت کمک می کند.

اگر جواب ها واضح است ترکیب بندی احتمال ساختار خود را یافته است.

نقاشی های رافائل پنج قرن قبل از عکاسی کشیده شدا اند اما مشکل اساسی همچنان تغییر نکرده است، چیدمان یک فضای بصری محدود که بیننده همه چیز را در قاب نبیند بلکه چیزی که مهم است به ترتیبی که مهم است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا