ادراک از نگاه بکت ، 7 جمله از ساموئل بکت درباره وجود

پرتره واقع‌گرایانه ساموئل بکت با تایپوگرافی انگلیسی درباره نقل‌قول‌های بکت درباره وجود، تنهایی و ادبیات اگزیستانسیال

در بخش سوم ادراک از نگاه متفکران میخواهیم به  نگاه ساموئل بکت به وجود بپردازیم.وجود در کارهای ساموئل بکت یک انتزاع فلسفی نیست بلکه بدنیست که درد می کند، صداییست که ادامه پیدا می کند و شخصیست که منتظر قطعیت است. از نگاه بکت، وجود، ذهنیست که از تمرین نکردن شکست خود ناتوان است.بکت وجود را به عنوان چیزی که از بالا قابل توضیح باشد نمی دید او تمام زوایای تزئینی وجود را گرفت و آن را به چند حالت خلاصه کرد، صبر کردن، صحبت کردن، یاد اوردن، شکست خوردن و تاب آوردن.

چرا وجود در کار های بکت مهم است ؟

جملات ساموئل بکت درباره وجود حس طنز و نابود کننده بودن را باهم دارد آن ها شعار نیستند بلکه بخش هایی از نمایشنامه و رمان اند جایی که انسان در جایی که معنا ضعیف شده است ادامه می دهد. کاراکتر های بکت به ندرت صاحب قدرت، وضوح یا هدف قهرمانه هستند با اینحال در زندگی باقی ماندند، صحبت می کنند، خروج را تاخیر میندازند و زمان را با کلمات پر میکنند.

وجود در کار بکت درام ادامه دادن بدون ضمانت است. چشم انداز او متعلق بدنیای بعد از راحتی متافیزیکی و مصیبت تاریخیست بعد از زبانیست که اقتدار خود را از دست داده. نگاه بکت به وجود بدبینانست تاریکی وی دقیق،نمایشی، منظم است. او نشان می دهد که زندگی انسان می تواند پوچ، خسته، و خالی باشد اما در عین حال به طرز عجیبی فعال بماند.

نگاهی کوتاه به زندگی ساموئل بکت

ساموئل بکت در سال 1906 در فوکس راک شهری نزدیک دوبلین بدنیا آمد و در سال 1989 در پاریس فوت کرد. او در کالج ترینیتی در دوبلین درس خواند و به طور موقت به عنوان معلم کار کرد و سپس برای همیشه به پاریس مهاجرت کرد. وی به زبان فرانسه و انگلیسی مسلط بود و بخش بزرگ کارهای خود را ترجمه کرد و در دوران جنگ جهانی دوم به مقاومت فرانسه پیوست و بعد از پیوستن به صلیب سرخ جایزه نوبل را در سال  1969 دریافت کرد.

ساموئل بکت نمایشنامه نویس
پرتره ساموئل بکت

مهمترین کارهای ساموئل بکت عبارتند از مرفی، مالوی، مالون می میرد، بی نام، در انتظار گودو، بازی نهایی، آخرین نوار کرب، روزهای شاد و کار های کوتاهی مثل وورستهوارد هو.

مهمترین مسائل ساموئل بکت، صحبت، سکوت، حافظه، زوال بدن، معنای شکست خورده و اجبار عجیب ادامه دادن بود. ساموئل بکت نویسنده ای بود که به تنهایی می پرداخت که خود این تنهایی تبدیل به ساختار عمیق هنرش شد.

معمولا بکت را به مانند کامو با پوچی و عبث بودگی می شناسند اما جهان بینی وی عمیق تر از این برچسب است. او فقط نگفت زندگی معنا ندارد بلکه جهانی را که در آن معنی بی ثبات است را داستانی کرد. جهانی که در آن افراد درگیر عادت، تکرار، صدا، درد، کمدی و ادامه لجبازانه وجود هستند.

معرفی کتاب: دنیای قشنگ نو اثر آلدوس هاکسلی

7 جمله درباره وجود

در ادامه به بررسی هفت جمله از ساموئل بکت درباره وجود می پردازیم و سعی میکنم یک توضیح کوتاه درباره زمینه هر جمله بنویسم.

وجود به مثابه بن بست

کاری نیست که انجام شود

در انتظار گودو

صحنه واقع‌گرایانه از انتظار و ناتوانی در جهان ساموئل بکت با تایپوگرافی نقل‌قول Nothing to be done
کفش کهنه و درخت بی‌برگ، دو نشانه ساده اما قدرتمند از جهان بکت هستند؛ جایی که انسان پیش از هر معنا با مانع، خستگی و تکرار روبه‌رو می‌شود.

این یکی از معروف ترین جملات بکت است چرا که یک مشکل کوچک را تبدیل به فضای وجودی می کند. استراگون در حال ارائه سخنرانی فلسفی نیست بلکه از زندگی خسته شده است، ناراحت است و البته گیر افتاده. نگاه بکت به وجود با تولد، آزادی یا هدف شروع نمی شود بلکه در نگاه اول چیزی که بکت از زندگی می فهمد انسداد است. انسان از نگاه بکت به مانند فردیست که سعی میکند چکمه ای از پایش در بیاورد ولی شکست می خورد. این تقلیل گرایی کمیک مهم است برای بکت، وجود قبل از اینکه ایده باشد یک انسداد است این جمله هنوز هم مهم است چرا که زندگی مدرن دقیقا شبیه این است و بیشتر از اینکه حس تراژدی بدهد حس انسداد را القا می کند.

پیشنهاد مطالعه: رنج از نگاه داستایوفسکی

زمان بدون اتفاق

در این بین، هیچ اتفاقی نمی افتد.

در انتظار گودو

تصویر سینمایی انتظار در آثار بکت با تایپوگرافی جمله In the meantime, nothing happens و فضای تئاتر ابسورد
در جهان بکت، انتظار خودِ رویداد اصلی است.

این جمله، وضعیت زمانی تئاتر بکت را به خوبی بیان می کند. زمان می گذرد اما لزوما باعث رشد نمی شود. انسان ها صحبت میکنند، مکث میکنند، صبر میکنند و به همان عدم قطعیت برمیگردند. این جمله ” در این بین” به معنای گذر به چیز دیگری است که البته توسط وجود منسدد شده است. در کار بکت ” در این بین، تبدیل به همه چیز می شود. وجود جاده ای به سمت مکاشفه نیست بلکه خود، فاصله است. جمله استراگون از دل نمایش، توضیح و بلاغت عبور می کند. این جمله می گوید که در پس همه تلاش های ما برای نمایشی کردن زندگی، شاید هیچ اتفاق تعیین کننده ای در حال وقوع نباشد. این معنا هنوز هم امروز قدرتمند به نظر می رسد زیرا بخش بزرگی از فعالیت های انسانی برای پنهان کردن هراس ناشی از تداوم تهی طراحی شده است.

مطالعه بیشتر: پرومتئوس کسی که آتش را دزدید و با خدایان ستیز کرد

تولد به معنای آغاز مردن

تولد، مرگ او بود.

تکه ای از  مونولوگ

فضای تاریک و نمادین درباره تولد و مرگ در اندیشه ساموئل بکت
بکت تولد را آغاز حرکت انسان به‌سوی پایان می‌بیند.

این یکی از موجز ترین جمله های بکت درباره وجود به مثابه میراییست. تولد به عنوان مخالف مرگ شناخته نمی شود بلکه به عنوان اولین قدم به سمت آن است. این جمله نمی گوید که زندگی بی معناست بلکه می گوید زندگی از پایان خود جداناپذیز است. در تکه ای از مونولوگ، گوینده در زیر نور ضعیف قرار دارد با حافظه، فقدان و باقی مانده زندگی ای که به عکس و کلمات تقلیل یافته احاطه شده است. بکت زندگی را به طرز بدون ترحمی ساده می کند در نظر ساموئل بکت، متولد شدن به معنای قرار گرفتن در راه مرگ است. این جمله همچنان مهم است چرا که از جدا کردن سانتی مانتال بین زندگان و مردگان خودداری می کند و از ما می خواهد که میرایی را نه به عنوان وقفه ای در زندگی، بلکه به عنوان ساختار پنهان آن ببینیم.

مغرفی فیلم: توهم بزرگ اثر ژان رنوار

هیچ به معنای واقعیت

هیچ چیز، واقعی تر از هیچ نیست

مالون میمیرد

تصویر سورئال و واقع‌گرایانه از هیچ‌بودگی در رمان‌های ساموئل بکت
مداد و دفترچه در کنار تاریکی وسیع، به نثر متأخر بکت نزدیک می‌شوند؛ جایی که حتی نبودن هم وزن، فشار و حضور دارد.

در مالون می میرد وجود به بدنی روی تخت،  یک مداد، کتاب تمرین و داستان های رو به محو شدن تقلیل یافته است. راوی به اختراع، یادآوری و مشاهده ادامه می دهد در حالی که جهان به کمتر و کمتر فرو می ریزد. این جمله یک جمله نیهلیستی دکوراتیو نیست بلکه این ادعا را می کند که هیچ بودگی به سختی فقدان است چرا که هیچ وزن و حضور دارد. بکت هیچ را به یک وضعیت احساسی تبدیل می کند برای مالون رو به مرگ، هیچ یک تئوری نیست بلکه فضا است. جمله در دنیای امروز اهمیت دارد چرا که فرهنی که شیفته پر بودن و تولید و در معرض بودن است را به چالش می کشد. ساموئل بکت به ما یادآوری می کند که تو خالی بودن نیز بخشی از ادراک است.

پیشنهاد مطالعه: چگونه اسطوره ها، ترس و بیماری را به قصه تبدیل می کنند

شکل دایره ای زندگی

پایان در آغاز است و هنوز شما ادامه میدی

بازی نهایی

فضای بسته و آخرالزمانی الهام‌گرفته از نمایش Endgame ساموئل بکت
در آثار بکت، پایان دوردست نیست و از همان ابتدا درون زندگی حضور دارد.

این جمله در فلسفه هستی شناسی ساموئل بکت نقطه مرکزی دارد. این جمله این ایده ساده گرایانه که زندگی از آغاز به وسط تا پایان به راحتی حرکت میکند را رد میکند در بازی نهایی، پایان از ابتدا وارد اتاق شده است. کاراکتر ما در جهانی زندگی می کند که نتایج قبل از عمل رسیده اند. تناقض این جمله از نوع بکتی ناب است، پایان همین الان حضور دارد اما ادامه غیر قابل اجتناب است. وجود دایره ای، متوقف شده و رو به زوال است اما با عمل به کار خود ادامه می دهد.

پیشنهاد کتاب: پدران و پسران

شکست به عنوان امر انسانی

تلاش کردی، شکست خوردی، مهم نیست، تلاش بکن، شکست بخور ، بهتر شکست بخور

وورستوارد هو

میز نویسندگی تاریک با تایپوگرافی مشهور Fail better از ساموئل بکت درباره شکست، تلاش و ادامه دادن
در نگاه بکت، شکست پایان کار نیست بلکه شکل صادقانه ادامه دادن است.

این جمله که معمولا در تفکرات انگیزشی استفاده می شود معنای عمیق تر و سخت تری دارد. شکست بهتر به معنای وعده موفقیت نیست این جمله به ما نمی گوید که تلاش در نهایت به پیروزی ختم می شود. شکست یک مانع موقتی نیست بلکه وضعیت حرف زدن، دیدن و وجود است با اینحال ساموئل بکت فقط در شکست نمی ایستد بلکه به روش انسان روی می آورد. برای وجود داشتن به معنای دوباره تلاش کردن در شرایط آسیب دیده است. این جمله در دنیای امروز اهمیت دارد چرا که شکست را از شرم و مثبت اندیشی آزاد می کند و اجازه می دهد که شکست تبدیل به شکل صادقی از پایداری تبدیل بشود.

معرفی کارگردان: لنی ریفنشتال، فیلمساز زیبایی

اهمیت ادامه دادن

باید ادامه بدهی، نمی توانم ادامه بدم، ادامه خواهم داد

غیر قابل نام گذاری

جملات ساموئل بکت
از نظر بکت حتی وقتی هویت و معنا فرو می‌ریزند، گفتن هنوز ادامه پیدا می‌کند.

این احتمالا چکیده تمام جملات بکت درباره وجود است. در این نوشته دستور، امتناع و عمل دیده می شود. تو باید ادامه بدهی به معنای یک قانون بیرونی دیده می شود من نمیتوانم ادامه بدهم حقیقت خستگی از وجود داشتن است و ادامه خواهم داد به معنای امید نیست بلکه ادامه وجودد است وقتی امید ضعیف شده است. در “غیر قابل نام گذاری” خود هویت ناپایدار است گوینده نمی داند چه کسی حرف میزند، کجا است و کلمات چه توانی دارند با اینحال صدا ادامه می دهد. این آخرین تصویر وجودی بکت است، نه رستگاری ، نه وضوح اما صدای ماندگار غیر ممکن بودن.

نتیجه گیری، وجود به عنوان روشی برای دیدن

این هفت جمله ساموئل بکت، جهان بینی ساخته شده از ژست های حداقلی و فشار حداکثری را نشان می دهد. بکت زندگی انسانی را گیر افتاده بین تولد و مرگ، صدا و سکوت، انتظار و شکست می بیند. با اینحال هنر وی به سادگی به ناامیدی ختم نمی شود بلکه  کوچکترین تداوم را با دقت زیاد مورد بررسی قرار می دهد.

فلسفه ساموئل بکت، فلسفه ادراک عاری از حزئیات است. او تزئینات را حذف می کند تا ما حقایق ساده را بهتر ببینیم اینکه بدن ها درد می گیرند، زمان می گذرد حافظه شکست می خورد زبان می شکند و هنوز چیزی ادامه دارد. در جهان وبسایت ما یعنی تصویر صدا و ادراک، بکت اهمیت دارد چرا که در ما طریقه ادراک تو خالی بودن را تغییر می دهد، هیچ توخالی نیست انتظار یک کار خنثی نیست و شکست فقط باختن نیست. وجود در جهان ساموئل بکت، عمل شکننده ادامه دادن درون خرابی های قطعیت است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا