کلمنتاین عزیزم(My Darling Clementine)، وسترن عاشقانه جان فورد درباره قانون، خاطره و یک اسطوره

معرفی فیلم My Darling Clementine جان فورد و تحلیل وسترن کلاسیک درباره وایات ارپ، تامب‌استون و شکل‌گیری قانون در غرب آمریکا

در این نوشته قصد دارم یکی از وسترن های ماندگار تاریخ سینما یعنی کلمنتاین عزیزم ساخته جان فورد را به شما معرفی کنم. این فیلم 97 دقیقه ای محصول سال 1946 که توسط ساموئل انجل و وینستون میلر بر اساس قصه ای سام هلمن نوشته شده و با کارگردانی جان فورد و فیلم برداری جوزف مک دونالد به پرده سینما رفته است.

کلمنتاین عزیزم فقط یک وسترن ساده درباره وایات ارپ، داک هالیدی، توم استون و تیراندازی معروف در اکی کرال نیست بلکه فیلمی درباره شکل گیری قانون و نظم است که چگونه یک شهر خشن به آرامی یاد ساختار تمدن را یاد میگیرد و چگونه افرادی که به صورت غریزی زندگی می کردند یاد میگیرن که قانون را به رسمیت بشناسند و چگونه ورود یک زن میتونه ساختار احساسی جهان را تغییر بدهد.

پوستر فیلم عزیزم کلمنتاین
پوستر فیلم عزیزم کلمنتاین

این فیلم که در سال 1946 اکران شد به نسل طلایی وسترن های آمریکایی تعلق دارد با اینحال نسبت به وسترن های پر آب و تاب اون دوران به نظر آرامتر، غمگین تر و شاعرانه تر است. فورد فقط به تیراندازی علاقمند نیست بلکه به ایوان ها، رقص، سالن های بار، کلیسا، گرد و غبار و سکوت و البته غرور زخمی شده نیز علاقمند است.

در مرکز فیلم وایات ارپ با بازی هنری فوندا آرام و مشاهده گر قرار دارد که در شهر توم استون جایی که قانون و بی نظمی، عشق و پشیمانی و افسانه و تاریخ زیر آسمان پهناور دره مانیومنت زندگی می کند.

خلاصه داستان کلمنتاین عزیزم

داستان با برادران ارپ شروع می شود که احشام خود را به آریزونا می آورند. وایات ارپ، با بازی هنری فوندا همراه با برادران خود مورگان، ویرجیل و جیمز با هدف کوچ دادن گله به شهرهای مختلف می روند اما به محض مواجهه با خانواده کلنتون فضا تغییر می کند چرا که کلنتون ها قصد خرید گله آن ها را دارد و خیلی زود بعد از رد شدن این درخواست توسط وایات، متوجه میشوند که گله آن ها دزدیده و جیمز کشته شده است.

هنری فوندا در کلمنتاین عزیزم
هنری فوندا در کلمنتاین عزیزم

کشتن جیمز نقش جدیدی به ارپ می دهد و وی نقش مارشال را در توم استون را نه از روی جاه طلبی، بلکه از روی غم، وظیفه و البته مواجه شدن با کسانی که برادرش را کشته اند قبول می کند. توم استون شهریست که بین بی قانونی و نظم گیر افتاده است، در سالن ها قمار بازی، مستی، ژست های رادیکال و تهدید های ناگهانی رواج دارد و مردم در این فضا انتظار یک ساختار هرچند شکننده شهری را می کشند.

تحلیل شهر تامب‌استون در My Darling Clementine و مفهوم تولد قانون، نظم اجتماعی و اسطوره وسترن در سینمای کلاسیک آمریکا
تامب‌استون در این روایت فقط یک شهر مرزی نیست، بلکه فضایی ناتمام میان خشونت، عدالت و امکان زندگی اجتماعی است.

در این شرایط، وایات با داک هالیدی یک قمار باز تحصیل کرده آشنا می شود که درگیری بیماریست و البته توانایی خارق العاده ای در تیراندازی دارد. داک از نظر احساسی به دو زن به اسم های «چی وا وا» یک خواننده سالن و کلمنتاین کارتر وابسته است.

فیلم به سمت رویارویی نهایی پیش می رود اما جان فورد از خشونت دوری می کند او مسیر را با روال های اجتماعی، آرایش مو، نوشیدن، رقص، صحبت، نگاه ها و لحظه های تردید پر می کند خود نبرد نهایی مهم است اما چیز مهم تر این شکل دهی آرام فضای اخلاقی قبل از تیراندازی نهاییست.

مطالعه بیشتر: جملات داستایوفسکی درباره رنج

زمان، مکان و شرایط تولید

کلمنتاین عزیزم در سال 1946 بعد از جنگ جهانی دوم اکران شد در سال هایی که سینمای آمریکا در حال پردازش مصیبت های جنگ جهانی، تروما، بازساخت و البته بازتصویر چهره مردانگی در سینما بود. خود فورد در جنگ شرکت کرده بود و با دیدگاه های دیگری به فیلم سازی داستانی برگشته بود. جان فورد در جنگ دوم افسر ذخیره نیروی دریایی امریکا بود و در زمان جنگ، فرمانده بخش تصویربرداری میدانی شد ماموریت این بخش ثبت عملیات، تهیه فیلم های آموزشی، اطلاعاتی و تبلیغاتی و مستند سازی جنگ بود.جنگ روی سینمای فورد تاثیر گذاشت بعد از ان نگاهش به خشونت، قهرمانی، مرگ و اسطوره آمریکایی تلخ تر و پیچیده تر شد.

معمولا جنگ ها تاثیر زیادی در روند پیشرفت تکنولوژی سینما و نوع داستان گویی داشته اند برای مثال تصویربرداری هوایی در خلال جنگ جهانی اول ایجاد شد برای آشنایی بیشتر با فیلم های جنگ جهانی میتونید به نوشته برترین فیلم های جنگ جهانی اول مراجعه کنید.

تجربه جان فورد در جنگ اهمیت زیادی در این فیلم دارد چرا که کلمنتاین عزیزم، خشونت را به عنوان ماجراجویی ساده نمی بیند بلکه خشونت را به عنوان چیزی که شهر را از نظر اخلاقی ناتمام و ناقص می کند تفسیر میکند.

کلمنتاین عزیزم توسط کمپانی فاکس قرن بیستم و در سیستم استودیویی هالیوود ساخته شده است در این فیلم جان فورد آزادی عمل زیادی از منابع، ستارگان سینما و سایر دست اندرکاران داشت با اینحال سینمای فورد همیشه بزرگتر از مکانیک عظیم هالیوودیست. حتی در هنگامی که درون سیستم کار می کند به دنبال فضاهای مرموز و اسرار آمیزه در اینجا دره مانیومنت  به عنوان چیزی بیشتر از لوکیشن ساده  تبدیل به روح تصویری فیلم می شود.

جان فورد در پشت صحنه فیلم کلمنتاین عزیزم
جان فورد در پشت صحنه فیلم کلمنتاین عزیزم

از منظر تاریخی، فیلم یک نمایش وفادار به متن از داستان وایات ارپ نیست چرا که فورد قصدی برای ساخت مستند ندارد بلکه در حال ساختن یک اسطورست. در کلمنتاین عزیزم، تاریخ تبدیل به افسانه اخلاقی می شود توم استون فقط یک شهر نیست بلکه جبهه نمادین بین خشونت و اجتماع است. وایات ارپ فقط مرد قانون نیست  بلکه چهره ایست که از طریق او، یک سکونتگاه آشفته به آرامی شروع می کند به تصور کردن عدالت.

بیشتر بخوانید: اساطیر یونانی

فیلم به صورت سیاه و سفید فیلمبرداری شده است و به آن زیبایی عزاداری شکلی داده است سالن های فیلم تاریک و پر از دود هستند بیابان باز و پهناور است صحنهه ای داخلی بخاطر مریضی، هوس و سوين احساس فشرده بودن می دهند در حالی که فضاهای خارجی تبدیل به منظره های بزرگ اخلاقی می شود. جان فورد از این تضاد برای شکل دادن به ریتم احساسی فیلم استفاده می کند درد شخصی در درون و سرنوشت عمومی در بیرون.

لانگ شات در فیلم های جان فورد
صحنه های بیرونی کلمنتاین عزیزم، دشت های پهناور و حالت گستردگی بی انتها را به بیننده القا می کنند

نتیجه، یک وسترن صمیمی و با عظمت است. فیلمی درباره مردی مشهور با ژست های ریز. صندلی که روی ایوان عقب و جلو می رود، راه رفتن به سمت کلیسا، رقص، نگاهی داخل اتاق تمام این لحظات همانقدر اهمیت دارند که رویارویی نهایی.

معرفی کتاب: دنیای قشنگ نو اثر آلدوس هاکسلی

سبک کارگردانی جان فورد در فیلم کلمنتاین عزیزم

سبک کارگردانی جان فورد در این فیلم به شکل فریب دهنده ای ساده است. فیلم به ندرت پیچیده بودن خود را داد می زند. دوربین حرکت های عجیب غریبی انجام نمی دهد و تدوین فیلم بسیار ساده و سرراست است به جای ان، فورد معنا را از طریق جایابی، نحوه ایستادن، نور، سکوت و روال عادی اجتماعی می سازد.

مناظری که تبدیل به معماری اخلاقی می شود

دره مانیومنت فورد برای زیبایی استفاده نمی شود. صخره های عظیم و آسمان های گشوده باعث می شود کشمکش انسانی حالتی کهن و دیرینه پیدا کنه و شخصیت ها در برابر آن سرزمین کوچک به نظر می رسند اما درست به سبب همین مقیاس، انتخاب هایشان اهمیت بیشتری می یاد. پیگیری عدالت از سوی وایات در چارچوب حرکتی تاریخی و بزرگتر تصویر می شود: دگرگونی طبیعیت وحشی به اجتماع انسانی.

سبک کارگردانی جان فورد در فیلم My Darling Clementine با تأکید بر مانیومنت ولی، قاب‌بندی وسترن و معماری اخلاقی تصویر
جان فورد در این فیلم از درگاه‌ها، ایوان‌ها، چشم‌اندازهای باز و سکوت شخصیت‌ها برای ساختن معنای اخلاقی استفاده می‌کند.

چارچوب در، ایوان و مرز هایی که تمدن را تعریف می کند

فورد اغلب شخصیت ها را در ورودی ها قرار می دهد، درهای سالن، اتاق های هتل، ایوان دفتر مارشال و زیر ساخت های کلیسا. این آستانه ها اهمیت دارند چرا که نشان میدهد چه کسی به نظم در حال ظهور شهر تعلق دارد و چه کسانی بیرون قرار می گیرند.

وایات روی ایوان دفتر مارشال صرفا در حال استراحت نیست او مرز میان انسان خصوصی و قانون عمومی را اشغال کرده است.

پیشنهاد مطالعه: 7 ترکیب بندی در عکاسی

روال ها از اعمال مهمترند

خیلی از وسترن ها زودتر به سمت تیراندازی می روند اما فورد دز نشان دادن خشونت خساست خرج می دهد. او به ما تراشیدن ریش، نوشیدن، رقص، تمرین شکسپیر و رفتن به کلیسا را نشان می دهد. این روال های اجتماعی نشان می دهد توم استون بدون خشونت می تواند به چه چیزی تبدیل شود. صحنه معروف رقص اهمیت زیادی دارد چرا که نشان می دهد جامعه متمدن یک امر انتزاعی نیست بلکه افرادی هستند که در اعتماد اجتماعی حول هم گرد می آیند.

پیشنهاد مطالعه: نقش سایه ها در سینما و روایت

اکسسوار به معنای جزئیات شخصیت

صندلی وایات، لیوان داک ، ابزار آرایشگر، دلیجان، کمربند اسلحه و تخته کلیسا جز وسایلی هستند که فقط به عنوان دکور در طراحی صحنه این فیلم استفاده نشده اند بلکه فورد از آن ها برای گسترش رفتار شخصیت ها استفاده کرده است.

هنری فوندا در فیلم جان فورد
کتی داونز و هنری فوندا در کلمنتاین عزیزم

رفتار وایات روی صندلی درباره اعتماد به نفس وی و گرایش به سمت درونش به ما می گوید. لیوان داک درباره زوال وی به علت بیماری به ما اطلاعات می دهد و کلیسای ناتمام به ما خبر درباره شهری در حال ساخت هم از نظر اخلاقی هم فیزیکی می دهد.

تبدیل سکوت به فشار

بهترین صحنه های فیلم معمولا به سکوت وابسته هستند. وایات قبل از عمل معمولا به دقت مشاهده می کند. داک احساسات خود را پشت کنایه زدن پنهان می کند. کلمنتاین آسیب اطراف خود را وقار تحمل می کند. نیروی احساسی چی وا وا از طریق حرکت و واکنش به فیلم وارد می شود و فورد به مخاطب اعتماد می کند که به چهره بدن و فضا توجه می کند.

تاخیر خشونت تا زمان اجتناب ناپذیر بودن

رویارویی نهایی بسیار تاثیرگذار است چرا که فورد شهر را حول آن ساخته است. تیراندازی فقط برای سرگرمی به فیلم اضافه نشده است بلکه پاکسازی با خشونت مسیر توم استون است که بعد از آن باید به سمت مدرسه کلیسا و زندگی عادی اجتماعی برود.

مسائل تولیدی فیلم

فیلمبرداری جوزف مک دونالد هویت تصویری خاصی به کلمنتاین عزیزم بخشیده است.  داخلی های شبانه  بخاطر گوشه های تاریم، سایه های سخت، چهره های نیمه نورپردازی شده یک حس و حال فیلم نوآری دارد. این صحنه ها توم استون را از نظر اخلاقی ناپایدار نشان می دهد به صورتی که انگار خطر همیشه بیرون از قاب منتظر است.

نمایی از فیلم وسترن عزیزم کلمنتاین
نکته جالب این است که فیلمبرداری لوکیشن My Darling Clementine حدود ۴۵ روز طول کشید؛ زمان قابل‌توجهی برای ساخت یک وسترن استودیویی در دهه ۱۹۴۰.

صحنه های خارجی حس و حالت دیگری دارد جان فورد و مک دونالد به بیابان یک وضوح گسترده می دهند. زمین باز با جزئیات پر نشده بلکه توسط افق  آسمان، گرد و غبار و سنگ پر شده است. نماهای باز خارجی با نماهای بسته داخلی سالن و اتاق داک هالیدی تضاد خوبی ایجاد کرده است.

معرفی فیلم: ژنرال ساخته باستر کیتون

تدوین دوروتی اسپنسر یک تدوین تراز و کلاسیک است. فیلم حس سرهم بندی شده را به بیننده نمیدهد. معمولا کات ها بعد از تمام شدن یک عمل یا ژست زده می شوند فورد اجازه میده که بیننده متوجه نوع ایستادن، تردید و واکنش را متوجه بشود.

تیم طراحی صحنه توم استونی ساخته است که حس و حال صحنه تئاتر را بدون اینکه به نظر مصنوعی برسد می دهد. خیابان ها، سالن ها، اتاق های هتل و فضاهای شهری، طوری چیده شده اند تا میزانسن قدرت به وضوح به تصویر کشیده شود اینکه چه کسی می ایستد و چه کسی می شیند ، کی وارد می شود و کی نگاه می کند این ویژگی هاییست که فضای فیلم فورد را تبدیل به درام می کند.

هنری فوندا در نقش وایات ارپ

یکی از بهترین بازی های هنری فوندا را در این فیلم شاهد هستیم، فوندا نقش وایات را به عنوان یک قهرمان پر سر و صدا بازی نمی کند. بلکه طوری ایفای نقش می کند که انگار وایات ارپ کسیست که میداند چگونه انرژی خود را نگهدارد و اقتدار خود را سکون به دیگران منتقل کند. وایات ارپ فوندا، کم حرف می زند به دقت نگاه می کند و فقط در هنگام لزوم وارد عمل می شود.

وایات ارپ با بازی فوندا
AFI لوکیشن‌های فیلم را Monument Valley و Kayenta در آریزونا ثبت کرده؛ همان فضاهایی که به فیلم حس اسطوره‌ای و عظمت بصری دادند.

چیزی که بازی ها را ماندگار می کند ترکیب قدرت و لطافت ناشیانه آن هاست. وایات با خطر بدون هیچ ترسی روبرو می شود اما در نزدیک کلمنتاین رفتار خجالتی پیدا می کند. فورد به زیبایی متوجه این تضاد می شود. مرد قانونی که نظم را به توم استون برگردانده اما در مقابل احساس از خود ضعف نشان می دهد.

زبان بدن فوندا نقطه مرکزی فیلم است. صحنه معروف صندلی فیلم، که در آن هنری فوندا چکمه های خود را به ستون تکیه داده است یک شخصیت پردازی دقیق است. کسی که آرام اما گوش به زنگ است بازیگوش ولی حواس جمع،کسی که در مکان ریشه دارد اما به فردای شهر نیز فکر می کند. کمتر شخصیتی با  مقدار کمی بازی می تواند چنین اطلاعاتی به بیننده بدهد.

ویکتور ماچور در نقش داک هالیدی

بازی ویکتور ماچور در نقش داک هالیدی انرژی متفاوتی نسبت به وایات ارپ به بیننده می دهد اگر وایات ارپ نماد تعادل در فیلم است داک نشانه شکست است. یک فرد تحصیل کرده، مغرر، زخمی و مریض که البته خود تخریبی زیادی دارد. ظرافت وی او را از سختی و خشنی توم استون جدا می کند اما تلخی درونی وی  او را از بازگشت به دنیای متمدن با نماد کلمنتاین منع می کند.

شخصیت داک هالیدی در My Darling Clementine و بررسی تراژدی، بیماری، غرور و خاطره در یکی از مهم‌ترین وسترن‌های جان فورد
داک هالیدی در فیلم چهره مردی است که فرهنگ، بیماری، غرور و نابودی درونی را هم‌زمان در خود حمل می‌کند

داک یکی از مرد های تراژیک فیلم های فورد است کسی که زیبایی را متوجه شده اما دیگر نمی تواند با آن زندگی کند. رابطه او با شکسپیر اهمیت دارد چرا که نشان می دهد فاصله بین دنیای درونی و خارجی وی چقدر است. داک آدم با فرهنگ و باهوشیست که البته قربانی قمارخانه، الکل، خشونت و البته زوال شده است.

رابطه بین وایات و داک یک دوستی ساده نیست. بلکه یک رابطه بر پایه نوعی شناخت محتاطانه میان دو مرد شکل گرفته است که هر یک به شیوه ای متفاوت معنای شجاعت را درک می کنند. وایات نماینده آینده شهر است در حالی که داک به اکنون پریشان و تسخیر شده آن تعلق قرار دارد. اتحاد این دو بخش بزرگی از پیچیدگی عاطفی فیلم را رقم می زند.

کلمنتاین، چی وا وا و شکل احساسی فیلم

عنوان فیلم شاید نوید یک داستان عاشقانه را بدهد اما کلمنتاین چیزی فراتر از یک شخصیت صرفا رمانتیک است. او نماد آموزش، حافظه و امکان دستیابی به یک زندگی با ثبات است. با ورودش به توم استون فضای اخلاقی فیلم دگرگون می شود. او ایده شرق را با خود می آورد جهانی که با مدرسه ، آداب اجتماعی، تعهد و تداوم معنا پیدا می کند.

کتی داونز نقش کلمنتاین را با خویشتن دار و ظرافت ایفا می کند. او صحنه ها را با قدرت نمایی تحت سلطه نمی گیرد بلکه صرف حضورش آن ها را دگرگون می سازد. در کنار او، واات نرم تر و انسانی تر می شود، داک آسیب پذیری بیشتری از خود نشان می دهد و توم استون کم کم دیگر صرفا یک پاسگاه موقت مرزی به نظر نمی رسد بلکه به مکانی تبدیل می شود که شاید بتوان در آن آینده ای ساخت.

در نقطه مقابل چی وا وا با بازی لیندا دارنل قرار دارد شخصیتی سرزنده، زخم خورده، حسود و کاملا درگیر خطر هیا فوری و روزمره شهر. او به توم استون همانگونه که هست تعلق دارد نه به آن گونه که ممکن است روزی بشود. فورد از بین شخصیت های چی وا وا و کلمنتاین دو تصویر متفاوت از دلبستگی را ترسیم می کند، یکی دلبستگی به به بقا در اکنونی خشونت بار گره خورده است و دیگری دلبستگی ای که بر امید به آینده ای باثبات تر استوار است.

نتیجه گیری، جایی که اسطوره متولد می شود

کلمنتاین عزیزم، بیش از آنکه بازآفرینی دقیق یک واقعه تاریخی باشد روایتی شاعرانه از چگونگی زایش اسطوره در دل تاریخ است. جان فورد با نگاهی انسانی و تامل برانگیز از دل یک وسترن کلاسیک ، پرسش هایی درباره قانون، خشونت، سوگواری، عشق و شکل گیری تمدن بیرون می کشد. در این فیلم ارزش لحظه ها نه در شلیک گلوله، بلکه در سکوت ها، نگاه ها، رقص ها، کلیسای نیمه کاره و امیدی نهفته است که آرام آرام از دل بیابان سر بر می آورد.

ماندگاری کلمنتاین عزیزم از همین جا سرچشمه می گیرد از این باور که تمدن از دل پیروزی های بزرگ زاده نمی شود بلکه از فقدان، آیین، خاطره و امید انسان برای برقراری نظمی پایدار بر میخیزد. به همین دلیل این فیلم نه فقط یکی از مهم ترین وسترن های تاریخ سینما، بلکه یکی از شاعرانه ترین تاملات درباره نسبت میان تاریخ، اسطوره و  هویت آمریکایی است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا