فریتس لانگ، معمار ترس، سرنوشت و سینمای مدرن

فریتس لانگ در میان معماری اکسپرسیونیستی، شهر آینده‌نگر متروپلیس و فضای تاریک فیلم نوآر

در ادامه معرفی کارگردانان و فیلمسازان مهم در این نوشته به فریتس لانگ یکی از تاثیرگذار ترین چهره های تاریخ سینما می پردازیم. خیلی از شما احتمالا لانگ را با فیلم M بشناسید و دوستانی که به سینما علاقه بیشتری دارند احتمالا بازی وی در فیلم تحقیر ساخته گدار را به یاد دارند.

یک بادکنک کودک در سیم تلفن گیر می کند و یک مجرم نابغه بدون اینکه اتاق خود را ترک کند شهر را تحت کنترل دارد.کارگران به زیر شهر اینده نگر متروپولیس می روند در حالی که ثروتمندان در باغ های بالایشان زندگی م ی کنند. یک مرد محترم وارد خیابان تاریخ می شود و متوجه می شود یک تصمیم تکانشی می تواند کل زندگی اش را نابود کند.

این تصاویر همه متعلق به فریتس لانگ هستند. آن ها دقیق، ترسناک و زیبا هستند. در فیلم هایش جهان مدرن یک پس زمینه برای درام انسانی نیست بلکه شهر شما را نظاره می کند ماشین ها ریتم خود را تحمیل میکنند  نهاد ها به جمع آوری مدرک می پردازند و معماری به آرامی تعیین می کند چه کسی قدرت دارد.

کاور متروپولیس
کاور فیلم متروپولیس معروف ترین اثر فریتس لانگ

فریتس لانگ در سال 1890 بدنیا آمد و تبدیل به یکی از چهره های مهم سینمای آلمان شد قبل از اینکه کار خود را در فرانسه و آمریکا ادامه دهد. در طول بیش از 4 دهه، او به شکل دهی علمی تخیلی، تریلر قاتل سریالی، فیلم جاسوسی و فیلم نوار کمک کرد. اما اهمیت او فقط به ژانر محدود نمی شود، لانگ نحوه نمایش نظارت، کنترل اجتماعی، گناه، و تلاش افرادی که داخل سیستمی بزرگتر از خود را نشان داد.

فریتس لانگ کی بود؟

فریتس لانگ بعد از بی ثباتی حاصل از جنگ جهانی اول شروع به کار در سینمای المان کرد. جمهوری جدید وایمار از نظر سیاسی ناپایدار و از نظر اقتصادی شکننده و از نظر هنری ماجراجو بود. فیلم یکی از جاهایی تبدیل شد که جامعه آلمانی می توانست اضطرابش را به عکس، اتاق های معوجج، تئوری های مجرمانه، هویت های جدا شده، هیپنوتیزم، بدن های مکانیکی و شهرهایی که دارای ذهن هستند تبدیل کند.

فریتس لانگ جوان در استودیوی سینمای آلمان وایمار میان دکورهای اکسپرسیونیستی و نقشه‌های معماری
فعالیت فریتس لانگ در فضای فرهنگی و سیاسی جمهوری وایمار، نگاه معماری‌محور و علاقه او به شهر، قدرت و کنترل اجتماعی را شکل داد.

لانگ به این محیط به عنوان قصه گو و طراحی جهان سینمایی وارد شد. پس زمینه ابتدایی او در هنر و معماری در طول کارش قابل مشاهده بود. او فقط بازیگران را در جلوی دکور نمی چید بلکه از دیوار، پلکان، پنجره، در و خیابان به عنوان نیرویی برای کنترل حرکت استفاده کرد.

خیلی از فیلمنامه های آلمانی اش با همسر و شریک هنری اش تئا فن آربو در دوره مرکزی فعالیتش در اروپا نوشته شد. با همدیگر این دو توانستند قصه هایی پر از اسطوره، شبکه مجرمین، فانتزی تکنولوژی و نزاع های اخلاقی بسازند.فیلم هایشان  می توانستند یک منظره عظیم تاریخی یا تریلر های بسته کنترل شده باشند اما مکررا در طول این فیلم ها به یک سوال باز می گشتند، اینکه یک نفر در جامعه ساختار یافته به چه مقدار می تواند آزادی داشته باشد؟

در اوایل 1930 لانگ تبدیل به یکی از چهره های پیشگام در صنعت فیلم آلمان شد. فیلم هایی مثل دکتر مابوزه، قمارباز، متروپولیس، ام او را به عنوان فیلمسازی با جاه طلبی خارق العاده و کنترل فرمی عظیم تثبیت کرد.

پیشنهاد مطالعه: اریش فن اشتروهایم استاد رئالیسم در سینما

سینما به مثابه معماری

ساده ترین راه برای شناخت استایل فیلمسازی فریتس لانگ مشاهده طریقه ساخت فضا در کارهایش است. قاب های او متعادل، عظیم و خط کشیده شده هستند. افراد درون راهرو، پشت میله، زیر قوس یا در مرکز یک جمعیت به دقت چیده شده قرار گرفته اند. ترکیب بندی او از نظر دیداری با شکوه و به ندرت آرامش بخش است.

ساختمان ها در فیلم های فریتس لانگ یک رابطه اجتماعی را نشان می دهد. شخص پشت میز صاحب قدرت است و شخصی که در چارچوب در ایستاده نظم چیده شده را به چالش کشیده است. کارگر زیر ماشین بخشی از مکانیزم آن ماشین است و مجرمی که پشت پرده یا صفحه قرار گرفته دارد دیگرانی که توان دیدنش را ندارند کنترل میکند.

زنی در پنجره با بازی ادوارد جی رابینسون و ژوان بنت
زنی در پنجره با بازی ادوارد جی رابینسون و ژوان بنت ساخته فریتس لانگ

از این رو دوربین لانگ فضای فیزیکی را به جغرافیای اخلاقی و سیاسی تبدیل می کند. صعود، فاصله و محدود شدن به ما می گوید که چه کسی قدرتمند، چه کسی لو رفته و چه کسی گیر افتاده است.

این نظرم بصری لانگ را از بخش آشوبناک تر اکسپرسیونیسم آلمانی جدا می کند. او معمولا از سایه های معوجج شده و دکور های مناسب با استایل خود استفاده می کند اما علاقه عمیق ترش بی نظمی بصری نیست بلکه نظم ترسناک است. جهان های او ترسناکند چرا که سیستم ها با بازدهی بالا در حال فعالیت هستند. دیپارتمان های پلیس، سازمان های مجرمانه، کارخانه و نهادهای صوتی تصویری همه در یک روتین شروع فعالیت می کنند و وقتی این روتین شروع شود افراد به مانند مدرک درون ماشین پردازش می شوند.

معرفی سریال: همه چیز درباره سریال لاست

دکتر مابوزه و شبکه نامرئی قدرت

لانگ یکی از قوی ترین شخصیت هایش را در دکتر مابوزه یافت استاد کار های مجرمانه که اولین بار در دکتر مابوزه قمار باز در سال 1922 معرفی شد. مابوزه چیزی بیشتر از ضد قهرمان معمولیست او شخصیست که با قدرت نامرئی، بازار ها، هویت، میل و اطلاعات را دستکاری می کند.

دکتر مابوزه در مرکز شبکه‌ای پنهان از جنایت، روان‌شناسی، پول و کنترل شهری در سینمای فریتس لانگ
شخصیت مابوزه نزد فریتس لانگ فراتر از یک تبهکار معمولی است و به نمادی از قدرت نامرئی، سازمان‌یافته و قابل انتقال تبدیل می‌شود.

مدت زمان فیلم و پیچیدگی اش به لانگ اجازه ساخت جامعه ای را داد که در آن جرم به تمام بخش های زندگی شهری کشیده شده است اتاق های قمار، کلوب های خصوصی، ادارات، خیابان و تالار های مخفی همه متصل به تاثیر مابوزه هستند. قدرت او نه فقط به خشونت بلکه به روانشناسی، تغییرچهره، هیپونتیزم و قابلیت فهمیدن خواسته دیگران وابسته است.

لانگ به این شخصیت در فیلم وصیت نامه دکتر مابوزه بازگشت و در اواخر فعالیت کاری نیز فیلم هزار چشم دکتر مابوزه را ساخت. در این سه فیلم، مابوزه تدریجی از یک انسان به یک سیستمی که می تواند بیش از خالقش عمر کند تبدیل شد. دستورات شروع به پخش کردند و جرم هایی که توسط افراد انجام می شد که هیچوقت صادر کننده دستور را ندیده بودند.

نمایی از فیلم وصیت نامه دکتر مابوزه
نمایی از فیلم وصیت نامه دکتر مابوزه

فیلم های مابوزه، این ترس مدرن درباره نظارت، شبکه های مخفی، سازمان های مخفی و قدرت از راه دور را پیش بینی کرد.این سه فیلم به سه نقطه متفاوت کاری فریتس لانگ تعلق دارند در حالی که ارتباطش با فاشیسم و دولت های نظاره گر همچنان برای بیننده امروزی قابل توجه است.

مطالعات سینمایی: دوربینی که هالیوود را متحول کرد

متروپولیس و ساز و کار آینده

هیچ فیلمی از لانگ به اندازه متروپولیس معروف نیست. این فیلم که در سال 1927 اکران شد درباره شهر اینده نگریست که توسط طبقه تقسیم شده است. شهروندان ثروتمند در برج ها و باغ ها بالای زمین زندگی می کنند در حالیک ه کارگران خسته در ماشین های بزرگ زیر زمینی فعالیت می کنند.

شهر طبقاتی متروپلیس اثر فریتس لانگ با برج‌های آینده‌نگر، ماشین‌های عظیم و کارگران زیرزمینی
متروپلیس فناوری را هم‌زمان به‌عنوان دستاوردی باشکوه و ابزاری برای تقسیم طبقاتی، استثمار و کنترل بدن انسان بررسی می‌کند.

شهر از نظر تکنولوژیک پیشرفته اما از نظر اجتماعی ابتداییست. انسان ها یک محیط شگفت انگیز را بدون ساخت یک جامعه عادلانه ایجاد کرده اند. لانگ از طریق مقیاس، آسانسور، پل، آسمان خراش، ساعت ها و کوچک کردن افراد در هنگام عبور از تالار های مکانیکی این تضاد را نشان داده است.

کارگران در گروه های متقارن حرکت می کنند بدن هایشان متناسب با ریتم کار صنعتی تکان می خورد. حرکات فردی تبدیل به حرکت دقیق دسته جمعی می شود. در یکی از قوی ترین ایده های بصری فیلم، یک ماشین به شکل معبد بزرگ در می آید و درخواست قربانی انسانی می کند. پیشرفت صنعتی و خشونت باستانی تبدیل به دو شکل از یک ساختار می شوند.

تاثیر متروپولیس فراتر از اکسپرسیونیسم آلمانی رفت. معماری اش کمک به تثبیت زبان دیداری آینده سینمایی کردو در آن جاده های مرتفع، برج های عظیم، نابرابری تکنولوژی و شهر مدرن هم به عنوان معجزه هم کابوس دیده شد. فیلمای علمی تخیلی بعدی مکررا به این تصویر از زندگی شهری برگشتند بخصوص در وقتی که قصد تصویر کشیدن جامعه ای را داشتن که توسط طبقه یا تکنولوژی کنترل می شود.

متروپولیس فریتس لانگ
نمایی از فیلم ویرانشهری متروپولیس فریتس لانگ

اما متروپولیس فقط یک مجموعه طراحی آینده نگرانه نیست. بلکه اضطراب مرکزی لانگ را نشان می دهد تکنولوژی ارزش جامعه ای که از آن استفاده می کند را بزرگنمایی می کند و یک ماشین نمی تواند عدالت ایجاد کند وقتی ساختار اطرافش به استثمار وابسته است.

معرفی کتاب : دنیای قشنگ نو نوشته آلدوس هاکسلی

M و انقلاب استفاده از صدا

اگر متروپولیس نشان دهنده استادی لانگ در تصاویر صامت بود نشان داد که او چقدر زود توانست از امکانات صدا استفاده کند. این فیلم که در سال 1931 اکران شد اولین فیلم مصوت لانگ و یکی از پیشرفته ترین فیلم های ابتدایی مصوت نیز می باشد.

این فیلم داستان تعقیب یک کودک کش با بازی پیتر لوره را روایت می کند. هم پلیس هم جرایم زیرزمینی برلین به دنبال او هستند که دو سیستم موازی تحقیق را ایجاد می کنند. لانگ مکررا بین قرار های رسمی و جمع شدن های مجرمان کات می زند تا وقتی هر دوگروه شباهت به یکدیگر را نشان بدهند.

فضای روان‌شناختی فیلم ام اثر فریتس لانگ با توپ رهاشده، بادکنک، شهر هراسان و تحقیقات موازی پلیس و تبهکاران
فریتس لانگ در فیلم «ام» با حذف خشونت مستقیم، استفاده از سکوت و تکرار یک ملودی، ترس را در فضای خارج از قاب گسترش می‌دهد.

صدا فقط بدنبال تصویر نیست بلکه ارتباط به فضا را ایجاد و خطر را اعلام می کند و به قاتل اجازه می دهد قبل از دیده شدن حضور پیدا کند. ملودی با سوت او به عنوان یک امضای نامرئی کار می کند در لحظات دیگر لانگ صدا را حذف و به سکوت به مراتب بهتر از موزیک یا دیالوگ اجازه تولید اضطراب و تنش را می دهد.

در یکی از ترسناک ترین صحنه های فیلم، لانگ از نمایش قتل خودداری و به جای آن نتیجه آن را با اشیای گم شده، یک جای خالی در میزو بادکنکی در بالای خیابان نشان می دهد. فضای خارج از صحنه از خشونت واضح آزاردهنده تر می شود.

کاور فیلم M ساخته فریتس لانگ
کاور فیلم M

M در عدم قطعیت اخلاقی اش نیز رادیکال است. قاتل ترسناک است اما جامعه ای که او را قضاوت می کند بر اساس ترس، خشم و صحنه رانده می شود. لانگ از اینکه فیلم را بر اساس یک تضاد راحت بین جامعه بی گناه و مجرم غیر انسانی بچیند خودداری می کند و در عوض به بررسی این می پردازد که چگونه ترس از طریق روزنامه، شایعه، روند تحقیقاتی پلیس و جامعه مظنون به بقیه پخش می شود. خود لانگ M را بهترین فیلمش می داند و استفاده دقیقش از صدا، روانشناسی و مشاهده اجتماعی به تثبیت زبان پایه آدم کش های سریالی کمک کرد.

تبعید و فعالیت کاری فریتس لانگ در هالیوود

لانگ آلمان را در سال 1933 ترک کرد و بعد از فعالیت مختصر در فرانسه به سیستم استودیویی آمریکا وارد شد.ورود او به هالیوود یکی از با پرستیژترین فیملسازان اروپایی را به صنعتی که حول تهیه کننده، قرارداد، ستارگان و برنامه ریزی ست و محدود تولیدی چیده شده بود وارد کرد.

اولین فیلم آمریکایی او، خشم، در سال 1936 اکران شد. این فیلم درباره مرد بی گناهیست که به دلیل جرم نکرده تقریبا کشته می شود. لانگ یکی از نگرانی های مرکزی M را به شرایط آمریکا وارد کرد سرعت ترسناک که در آن عموم می تواند خشونت جمعی نشان دهد.

فریتس لانگ در هالیوود هنگام کارگردانی یک صحنه فیلم نوآر در خیابانی بارانی و آکنده از فساد و سوءظن
دوران آمریکایی فریتس لانگ نگرانی‌های اروپایی او درباره سرنوشت، بی‌عدالتی و قدرت نهادها را وارد ساختار فیلم نوآر هالیوود کرد.

در شما یک بار زندگی می کنی، نهاد ها از اینکه یک زندانی از هویت مجرمانه خود فرار کند جلوگیری می کند در خیابان اسکارلت، ضعف احساسی یک مرد معمولی او را به فریب، تحقیر و خرابی روانشناسی می رساند. در آشوب بزرگ، فساد به مجرمان، افسران پلیس، سیاسیون و خانه های افراد دارای احترام رسیده است.

این فیلم ها به تعریف فیلم نوار کمک کرد حتی لانگ در این سبک فیلم میساخت قبل اینکه این واژه به این سبک فیلم ها تعلق بگیرد. تاریکی ها در فیمل های امریکاییش فقط یک سبک نورپردازی نیست بلکه بیانگر جهانیست که در آن مسئولیت اخلاقی در شبکه ای از قدرت پخش شده است. یک ضد قهرمان ساده شاید مجازات شود اما ساختار بزرگتر که خشونت را آفریده باقی می ماند.

لانگ در فیلم های جنایی، تریلر های جنگی و ملودرام ها کار کرد اما مضمون اصلی ثابت باقی ماند. تجربه تبعید علاقه اش با هویت های ناپایدار، نهاد های فاسد و افرادی که در جامعه به عنوان خارجی باهاشون رفتار میشه را تقویت کرد. فیلم های هالیوودیش نظم بصری اروپایی را با سبک آمریکایی قصه گویی تبدیل کرد و تبدیل به نماد فیلم نوار و سینمای ضد نازی شد.

معرفی کتاب : سه تفنگدار اثر الکساندر دوما

سبک فریتس لانگ، مدرک، اشیا و تصمیمات مهم

فیلم های فریتس لانگ با اشیایی که کار دراماتیک را انجام می دهند پر شده است. یک کت نشانه گذاری شده، یک آینه، تلفن، فنجان قهوه، تفنگ یا تکه کاغذ می تواند مسیر کل روایت را تغییر دهد. این اشیا به ندرت تزئیینی هستند و تبدیل به تکه هایی از مدرک می شوند.

اشیای سرنوشت‌ساز، مدارک جنایی و معماری هزارتومانند در سبک کارگردانی فریتس لانگ
در سینمای فریتس لانگ، تلفن، اسلحه، آینه، لباس یا یک اثر انگشت می‌تواند کنش را پیش ببرد و آزادی شخصیت را مرحله‌به‌مرحله محدود کند.

لانگ فهمید که سینما می تواند به مخاطب کمک کند زودتر از شخصیت ها از اهمیت جزئیات خبردار شود. تعلیق از رابطه بین دانش و چشم انداز بدست می آید. چه کسی جسم را دید چه کسی معنیش را متوجه شد و چه کسی از اینکه سرنخی باقی مانده بی خبر است. این سوال هاییست که بیننده در حین دیدن فیلم های لانگ در طی داستان از خود می پرسد.

تدوین لانگ نیز از همین منطق استفاده کرد. لانگ معمولا از عمل به نتیجه یا از دستور به کسی که مسئول انجامش است کات می زند. لوکیشن های متفاوت تبدیل به بخشی از یک عمل می شوند. این روند این تاثیر را بر بیننده میگذارد که کل شهر با مکانیزم های پنهان بهم متصل هستند.

شخصیت های لانگ مکررا باوردارند که دارند انتخاب های آزاد می کنند با اینحال هر تصمیم به نظر در حال تنگ کردن ساختاریست که دورشان را احاطه کرده است. یک دروغ به دروغ دیگر ختم می شود، یک عمل خشن به مدرک منجر می شود و یک لحظه هوس تبدیل به دستاویزی برای باج گیری می گردد. سرنوشت در سینمای لانگ به ندت ماوراالطبیعیست بلکه از رفتار انسانی، فشار اجتماعی و عواقب بازگشت ناپذیر عمل ساخته می شود.

نتیجه گیری، اهمیت فریتس لانگ در تاریخ سینما

فریتس لانگ بدون شک جز مهمترین کارگردانان تاریخ سینماست. تاثیر او در تاریخ سینما قابل قیاس با بزرگانی مثل ارسون ولز و گریفیث و ژان لوک گدار است. او در سال 1976 در بورلی هیلز درگذشت و دنیای سینمایی که او تصویر می کرد به طور فزآینده ای در دنیای امروز آشنا به نظر می رسد. دوربین های نظارتی که اماکن عمومی را ببینند، اطلاعاتی که در شبکه نامرئی منتقل شود، ساختار تصویری که ترس را نمایش تبدیل کند و شهرهایی که افراد را بر اساس ثروت و دسترسی به قدرت جدا کنند.

میراث فریتس لانگ در شهر معاصر با دوربین‌های نظارتی، شبکه‌های دیجیتال، نابرابری شهری و کنترل سازمان‌یافته
جهان فریتس لانگ همچنان معاصر است؛ زیرا قدرت مدرن را نه فقط در چهره یک فرد، بلکه در شبکه‌های اطلاعاتی، رسانه‌ای و نهادی جست‌وجو می‌کند.

تاثیر لانگ را می توان در فیلم های علمی تخیلی، تریلر های جنایی و مجرمانه و روانشناختی و قصه هایی درباره فساد نهاد ها دید. آلفرد هیچکاک در دوران ابتدایی کار خود با لانگ آشنا شد و فیلم سرنوشت را به عنوان یکی از فیلم های موثر بر سبک کاری خود معرفی کرد. کارگردانان دیگر از شهرهای پهناور لانگ، ترکیب بندی های کنترل شده، قهرمانان از نظر اخلاقی بی ثبات و شیفتگی به رابطه بین دیدن و کنترل کردن را ارث بردند.

اما این تاثیربه ما نمی گوید چرا فیلم هایش زنده است. لانگ اهمیت دارد چرا که متوجه بود ترس مردن از بی نظمی نمی آید بلکه از روند حاصل می شود. ترس مدرن ممکن از یونیفرم، فردی که پشت میز نشسته یا کار کردن پشت یک ماشین صنعتی به وجود می آید.

سینمای او از ما می خواهد که به ورای گناه فردی نگاه کنیم و به ساختارهایی که رفتار انسانی را شکل می دهند توجه کنیم. بخاطر همین است که متروپولیس، M ، سه گانه دکتر مابوزهف خیابان اسکارلت و آشوب بزرگ ماندگار و جاودانه اند. لانگ فقط پیشگویی آینده نکرد بلکه با شناخت سیستم، متوجه سایه ای که می اندازند شد.

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا