در ادامه نوشته هامون درباره آموزش عکاسی میخوایم به مارپیچ طلایی بپردازیم. قبلا درباره این نوع ترکیب بندی توضیحات مختصری داده ام اما در اینجا راهنمای عملی تری درباره این نوع ترکیب بندی مینویسم.
بعضی از عکس ها، خیلی زود فهمیده می شوند بعضی دیگر باعث سفر چشم در طول عکس می شود.
توجه شما از یک بخش قاب وارد شده و در طی مسیر منحنی، حزئیات ریز را کشف و در آخر به سوژه اصلی می رسد.این حس حرکت معمولا بدون زحمت به نظر می رسد حتی وقتی عکاس تمام عناصر را با دقت چیده باشد.
این قدرت مارپیچ طلایی در ترکیب بندیست.
مارپیچ طلایی یک راهنمای ترکیب بندیست که به عکاس اجازه چیدن سوژه ها، خطوط، شکل ها و فضای منفی را در حول یک منحنی در حال بسته شدن می دهد. بر خلاف خطوط راهنمای ثابت، این نوع ترکیب بندی مشوق حرکت است و به جای اینکه به بیننده بگوید کجا را ببیند یک مسیر دیداری در حول عکس می سازد.
شاید مارپیچ طلایی ریاضیاتی به نظر برسد اما استفاده از آن نیازمند محاسبات نیست. چیزی که مهم است یادگیری انحنا، لایه ها و رابطه درون قاب است.
مارپیچ طلایی در عکاسی چیست؟
مارپیچ طلایی به نسبت طلایی وابسته است یک نسبت حدود 1:1.618 که در ریاضیات، طراحی، معماری و خیلی از فرم های طبیعی ظاهر می شود.
وقتی این نسبت به مستطیل های کوچکتر تقسیم بشود یک خط منحنی بین آن ها می توان کشید که مارپیچ نهایی به وسعت شروع شده و تدریجی به سمت داخل و یک نقطه فوکوس می رود.

در عکاسی، این مارپیچ می تواند بر روی قاب به صورت یک لایه گذاشته شود. آن منحنی بزرگتر راهنمای چشم درون تصویر است درحالی که بخش باریک و تنگ شده به سوژه اصلی می رسد.
این مارپیچ می تواند به هرجهتی باشد
- از سمت بالای چپ به پایین راست
- از بالای راست به سمت پایین چپ
- از پایین به بالای قاب
- از مرکز به خارج
- عمودی یا افقی
هیچ جهت درستی وجود ندارد. بهترین جهت وابسته به حرکت، نور، شکل ها و سوژه های داخل عکس است.
چرا ترکیب بندی مارپیچ طلایی موثر است
مارپیچ طلایی موثر است چرا که بینایی انسان، به ندرت کل عکس را یکباره می بیند. چشم اسکن و قیاس می کند به دنبال تضاد می رود شکل ها را می شناسد و به دنبال جسم معنی دار است.
این مارپیچ به آن جستجو حس نظم می دهد.
بیرون منحنی عناصر بینایی بزرگ مثل منظره، ساختمان، سایه، شلوغی و ابرها را می تواند شامل شود و با کوچک شدن منحنی، این ترکیب بندی می تواند بیشتر فوکوس پیدا کند. با اینکار بیننده به صورت تدریجی به سمت داخل و مهمترین جزئیات اورده می شود.
این اتفاق سه اثر مهم بر روی عکس میگذارد که به ترتیب بررسی می کنیم.
پیشنهاد مطالعه: راهنمای خرید دوربین دست دوم
حس حرکت دیداری
یک تصویر می تواند کاملا ثابت باشد در حالی که ترکیب بندی اش حس فعال بودن بدهد.حاده های منحنی، راه پله، بدن ها، موج ها، دود یا الگو های تغییر یافته می تواند چشم را به صورت طبیعی درون قاب حرکت بدهند.
مارپیچ طلایی این حرکت را به جای اینکه حس آشوب بدهد کنترل و ساختاربندی می کند.
ایجاد سلسله مراتب در عکس
ترکیب بندی قوی فقط درباره قرار دادن صحیح سوژه نیست. بلکه درباره نشان دادن به بیننده است که چه چیزی اول، دوم و سوم اهمیت دارد.

مارپیچ می تواند با محیط شروع شده به جزئیات ریز برسد و سپس در سوژه مرکزی پایان یابد. این به بخش های مختلف عکس اندازه مختلفی از اهمیت می دهد.
اتصال سوژه به محیط
قرار دادن سوژه در مرکز می تواند آن را از اطراف آن جدا کند. مارپیچ طلایی خلاف این را انجام می دهد. اجازه می دهد پس زمینه، پیش زمینه و سوژه در یک ساختار ادامه دار شرکت کنند.
این بخصوص در پرتره های محیطی، عکس منظره، ساختمان، داخلی و عکاسی مستند مناسب است.
مارپیچ طلایی در مقابل قانون یک سوم
قاعده یک سوم در عکاسی، قاب را به نه بخش مساوی تقسیم می کند. ساده، سریع و قابل استفاده در قرار دادن سوژه در خارج از مرکز است. اما مارپیچ طلایی سیال تر از این است.
قاعده یک سوم، به قرار دادن سوژه کمک می کند. مارپیچ طلایی با قرار دادن و حرکت کار دارد و فقط به ما نمی گوید که سوژه باید کجا باشد بلکه می گوید که چگونه بیننده باید به سوژه برسد.
برای یک عکس پرتره سالم در مقابل پس زمینه ساده، قاعده یک سوم شاید کافی باشد اما برای عکاسی خیابانی و داخلی های دراماتیم یا زندگی ساده لایه به لایه، مارپیچ طلایی می تواند ترکیب بندی های غنی تری ایجاد کند.

این متد ها رقیب نیستند یک عکس می تواند هر دوی آن ها را دنبال کند. نقطه مرکزی مارپیچ معمولا نزدیک یکی از نقاط تقاطع قاعده یک سوم می افتد.
طریقه استفاده از مارپیچ طلایی در هنگام عکاسی
راحتترین راه برای استفاده از ترکیب بندی مارپیچ طلایی، فکر نکردن درباره قرار دادن یک مارپیچ ریاضیاتی دقیق بر روی قاب است. به جای آن به این بنگرید که مسیر دیداری چپونه در طول قاب متمرکز می شود.
انتخاب مقصد نهایی
با مهمترین سوژه داخل قاب شروع کنید. ممکنه صورت یک شخص، پشت یک فرد، ساختمان دور، یک گل، چشم، میز یا شی و یا حتی یک وروید روشن اتاق تاریک باشد. این جسم باید در تنگ ترین بخش مارپیچ ذهنی بنشیند.
آن را در موقعیت نهایی اجبار نکنید. مارپیچ راهنمای شماست نه زنجیر عکاسیتان.
پیدا کردن ورودی منحنی
به دنبال جسم یا چیزی در لبه قاب باشید که میتواند عکس را به بیننده معرفی کند.
جاده منحنی، رودخانه یا ساحل، پلکان، شاخه، خطی از مردم، سایه، پارچه، میز دایره ای، مسیری از نور و انسان خمیده می توانند ورودی های خوبی باشند.

نیاز نیست که این خط کل منحنی را شکل دهد بلکه فقط کافیست که چشم را به طی کردن مسیر درون عکس تشویق کند.
چیدن عناصر مکمل در طول منحنی
قوی ترین مارپیچ های طلایی، چیزی بیشتر از یک سوژه و یک خط راهنما دارند.
جزئیات ثانویه را در مسیر تصور شده قرار بدید در عکاسی غذا، منحنی ممکن است با اجزای پخش شده روی پارچه باز شده و در حول بشقاب شکل بگیرد و در نهایت به غذای اصلی برسد.
در عکاسی خیابانی، ممکن است با سایه شروع شود روی منحنی سنگ فرش برود از روی ردیف دوچرخه ها بگذرد و به یک فرد تنها برسد.
هر عنصر مکملی باید به جای قطع مسیر به چشم کمک کند.
پیشنهاد مطالعه: نکاتی برای عکاسی در شب
استفاده از نور برای تقویت مارپیچ
ترکیب بندی فقط با اجسام فیزیکی اسخته نمی شود. نور میتواند منحنی مخفی ای شکل دارد که از محیط های متغیر روشنایی به تاریکی می رسد.

یک پیش زمینه روشن، ممکن است میانه تاریک تر برسد و در نهایت به چهره روشن ختم شود. یک نور کوچک می تواند به عنوان اولین قدم منحنی استفاده شود. سایه ها میتوانند عوامل حواس پرتی را کم کنند و ساختار منحنی را قابل خواندن کنند.
وقتی خطوط فیزیکی ضعیف هستند تضاد مسیر را تمام می کند.
مطالعه بیشتر: انواع تلسکوپ
آسان سازی گوشه ها
از آنجا که مارپیچ نزدیک لبه اتفاق می افتد گوشه های حواس پرت کن می تواند کل ترکیب بندی را خراب کند.
به اجسام روشن دقت کنید، نماد ها، شاخه ها، جزئیات غیر ضروری که حواس بیننده را پرت می کنن حذف کنید. یک مقدار حرکت کوچک دوربین می تواند خیلی از عناصر غیر ضروری را حذف کنید.
یک منحنی موفق نیازمند فضا برای تنفس است. هرچیز اضافه که می تواند حواس بیننده را پرت کند حذف کنید.
مارپیچ طلایی ترکیب بندی در کجا بهتر کار می کند؟
ترکیب بندی مارپیچ طلایی به طور مخصوص در صحنه هایی که خودشان منحنی، لایه یا حرکت تدریجی دارند به خوبی کار می کند.
عکاسی منظره
خط ساحل، خط کوه، رودخانه، ابر و زمین ها معمولا ساختار های منحنی شکل طبیعی درست می کنند. مهمترین جسم مثل درخت، کابین، قله کوه یا شخص را در سمت بسته منحنی بذارید.
عکاسی پرتره
منحنی می تواند دنباله شانه، بازو، لباس، مو و جهت خیرگی سوژه قبل از رسیدن به عکس باشد. در پرتره های نزدیک می تواند از بدن شروع و به چشم ختم شود.

ساختمان و داخلی
پلکان های منحنی مثال عالی هستند اما قوس ها، راهرو ها، مبل، پنجره و چشمه نور نیز می تواند حرکت دایره ای در فضا را ایجاد کند
عکاسی غذا
اجسام را می تواند با قصد حول یک منحنی چید. این میتواند مارپیچ طلایی را بخصوص برای عکاسی بالا از میز عالی کند جایی که عکاس همه عناصر را کنترل می کند.
عکاسی خیابانی
عکاسی خیابانی، مدل عکاسی مورد علاقه خودم که به نظرم بهترین آموزشگاه عکاسیست شما با مشکلی مواجهید که در استودیو وجود ندارد. اجسام را نمی توانید در خیابان به دلخواه خودتان بچینید. بلکه باید پیش بینی کنید وبا تغییر موضع دوربین و خودتان سعی کنید قاب خودتان را تشکیل بدید. به جاده ها، شلوغی، وسایل، سایه و تقاطع ساختمان ها دقت کنید. منتظر شخصی باشید که وارد نقطه فوکوس منحنی می شود تا ترکیب بندی خود را کامل کنید.
استفاده از مارپیچ در هنگام ادیت
بعضی اوقات مارپیچ بعد از گرفتن عکس معلوم می شود. خیلی از اپلیکیشن های ادیت، یک نسبت طلایی را برای روی عکس قرار دادن داخل خود دارند. آن را بچرخانید تا با حرکت تصویری حول عکس منطبق شود و اگر نیازه عکس را ببرید تا سوژه اصلی بر بخش بسته منحنی بیفتد.

بریدن می تواند ترکیب بندی را قوی تر کند اما نمی تواند همه عکس ها را نجات دهد. اگر خطوط مهم مخالف منحنی، یا سوژه توسط چیز های غیر ضروری احاطه شده باشد یک بریدن زیاد می تواند کیفیت عکس را کم کرده بدون اینکه مشکل را حل کند.
از اورلی یا شابلون مارپیچ وقتی استفاده کنید که ساختار عکس حرکت را بتواند بدون حواس پرتی القا کند و از قرار دادن یک طراحی مصنوعی بر روی هر قاب خودداری کنید.
برای مطالعه: چگونه لنز ها تصویر می سازند؟
رایج ترین مشکل، استفاده اجباری از فرمول
در بالا گفتم که مارپیچ طلایی زنجیر شما نیست و قفس شما نیز نباید باشد.
هر عکسی به حرکت منحنی نیاز ندارد بعضی ها با تقارن، ترکیب بندی مرکزی، تکرار، خطوط قطری یا عدم تعادل عمدی بهتر کار میکنند. عکاسی که سعی مکند در هرجایی منحنی پیدا کند انرژی کل صحنه را از دست می دهد.
هدف این نیست که عکس شما یک نسبت ریاضیاتی را با دقت رعایت کرده باشد هدف این است که یک مسیر واضح و راضی کننده برای چشم انسان دست آمده باشد.
از مارپیچ وقتی استفاده کنید که صحنه، حرکت و لایه دارد وقتی ترکیب بندی دیگری نتیجه بهتری ایجاد می کند حتما از آن استفاده کنید.
برای تمرین مارپیچ، با عکاسی روی میز و غذا شروع کنید و سپس آن را به خیابان بیارید. جاده، راه پله، ساختمان همه این ها می توانند به شما کمک کنند.
بعد از اینکه به اندازه کافی تمرین کردید دیگر به دنبال خطوط واقعی نیستید و متوجه می شید که چه عکسی چه وقتی می تواند منحنی حرکت را ایجاد کند.
یک عکس قوی، چیزی بیشتر از قرار دادن سوژه داخل قاب است. عکس خوب تجربه پیدا کردن سوژه را کنترل می کند. مارپیچ طلایی به چشم ورودی، مسیر و مقصد می دهد و چیدمان ثابت را به سفر دیداری تبدیل می کند.
