چرا اشتروهایم ؟
سینمای صامت را با شعبده بازان و رویاپردازان می شناسند اما اریش فون اشتروهایم واقع گرای سازش ناپذیر، معتقد به این بود که فیلم ها تا حد امکان باید شبیه زندگی به نظر برسد بخاطر همین فیلم های خود را در لوکیشن های واقعی، تاکید بر اجرای طبیعی بازیگران و با دیدگاهی در حال واکاوی جهان می ساخت.

اشتروهایم همان جاییست جزئیات بصری دقیق با حقیقت رفتاری تلاقی می کنند همانطور یکی از نمونه های مورد مطالعه درباره دخالت استودیو در سرنوشت فیلم هاست و اینکه چگونه قدرت استودیو میتونه فیلم نهایی که بیننده میبینه رو شکل بده. میراث اشتروهایم نه در فیلم هاییست که ساخته بلکه در فیلم هاییست که از ساختنش جلوگیری کردند. در این مقاله درباره این غول سینمای جهان توضیحاتی به شما ارائه خواهم کرد.
زندگی نامه کوتاه
اریش در 22 سپتامبر سال 1885 در وین به نام اریش ازوالد اشتروهایم متولد شد او در اوایل قرن بیستم به آمریکا مهاجرت کرد و خود را به عنوان اشراف زاده اتریشی و متخصص همه چیز معرفی کرد. خیلی زود جذب هالیوود شد و سریع همه چیز فیلم سازی را یاد گرفت ابتدا به عنوان سیاهی لشگر و بعضا به عنوان بازیگر در فیلم ها حضور یافت سپس به عنوان مشاور فنی و در نهایت به عنوان کارگردان. “فون” بخشی از برند سازی شخصی وی بود و وی با این برندسازیت وانست که دقت و نظم کاری خود را به صحنه تحمیل کند. اریش فون اشتروهایم در 12 می 1957 در شهری نزدیک به پاریس به علت سرطان پروستات درگذشت.
بیشتر بخوانید: تولد سینما
فیلم های مهم
-
- شوهران نابینا (1919): اولین فیلم اشتروهایم به عنوان نویسنده و کارگردان که حتی در اولین فیلم از دکور های دقیق و ابهام های اخلاقی در شخصیت پردازی استفاده کرده است.
- همسران احمق(1922): استودیو این فیلم را به عنوان اولین فیلم با هزینه یک میلیون دلار، برای بینندگان تبلیغ کرد که در آن از دکورهای بزرگ برای بازسازی مونت کارلو استفاده شده بود که در این فیلم نشان داد اسراف چگونه می تواند به فضاسازی و شخصیت های فیلم کمک کند.
- چرخ و فلک (1923): در این فیلم اشتروهایم در میانه فیلمبرداری اخراج شد و با روپرت جولیان جایگزین شد. این فیلم یکی از اولین فیلم هاییست که تهیه کننده تمام کنترل فیلم را به عهده می گیرد.
- طمع (1924): شاهکار اشتروهایم، که در خیابان های واقعی سانفرانسیسکو فیلم برداری شد که نسخه 8 ساعته مد نظر اشتروهایم در حین تدوین توسط استودیو مثله شد و به نسخه 140 دقیقه ای تبدیل گردید. در سال 1999 یک نسخه 4 ساعته از این فیلم با راش های باقی مانده بازسازی شد و به نمایش عموم گذاشته شد.
- بیوه شاد (1925): یک اُپرت پرجزئیات و تر و تمیز، سرشار از بافت ها و جزئیات دقیق
- رژه عروسی (1928): عشق وینی پرشکوهی که به بررسی بیرحمانهی طبقات اجتماعی انجامید. این فیلم بخش دومی هم به اسم « ماه عسل» داشت که گم شده است.
- ملکه کلی (1929): حماسهای مشهور که با حضور گلوریا سوانسون ناتمام ماند. جدل اشتروهایم با استودیو نشان دهنده حد آزادی کارگردان در اواخر دوران صامت بود.

اریش فون اشتروهایم به عنوان بازیگر در فیلم های مهمی مثل «توهم بزرگ» و «بلوار سانست» نیز بازی کرده است در فیلم بلوار سانست، اشتروهایم نقش کارگردان صامتی را بازی می کند که تبدیل به خدمتکار بازیگر دوران صامت شده است و به نوعی بازنمایی سرنوشت کاری خود اشتروهایم در این فیلم در کاراکتر مکس فون مایرلینگ به نمایش گذاشته شده است.
بیشتر بخوانید : نقش سایه ها در سینما
روش کار: نظام مندی، وسواس و کنترل
اصالت فراتر از سهولت، این گزاره را می توان شالوده کاری اشتروهایم دانست اشتروهایم اصرار داشت که حتی لباس های بازیگران در جاهای که دیده نمیشند نیز به صورت دقیق خیاطی و دوخته بشند لوکیشن هایی که به دقت بازسازی شده باشند و لوازم جانبی که معناهای اجتماعی داشته باشند. دلیل وسواس اشتروهایم بخاطر دلایل هنری بود چرا که معتقد بود اگر دکور ها به طور دقیق ساخته شده باشند و بازیگران لباس دقیق و درست رو پوشیده باشند نحوه بازی آن ها تغییر کرده و نوع حرکت دوربین و بازیگران به درستی تصویر میشه. به اعتقاد اشتروهایم حتی چیزهایی که دیده نمیشن مثل لباس زیر بازیگر بر روی اجرای آن ها تاثیر میذاشت.
لوکیشن، آب و هوا و نتایج واقعی
«طمع» یکی از نماد های کاری اشتروهایم از این قاعده استفاده کرد بجای استفاده از شنزارهای اطراف به جای بیابان، او تمام عوامل را برای هفته ها به دره مرگ برد، گرمای خورشید سوزان و باد فقط ساختار تصویر را غنی نکرد بلکه عواملو بازیگران را مجبور کرد که این شرایط را تحمل کرده و بازی های واقعی به نمایش بگذارند، این ریسک بزرگ اریش فون اشتروهایم جواب داد و نتیجه آن بر فیلم نهایی ظاهر شد.
فکر کردن طولانی
تدوین های اولیه اشتروهایم از فیلم میتوانست به 42 حلقه فیلم نیز برسد اگر چه که استودیو با این روش مخالف بود چرا که معتقد بودند این نوع فیلم سازی یک خودکشی مالیست در حالی که اشتروهایم معتقد بود که این وفاداری به پیچیدگی های انسانیست. اوج این جدل در فیلم طمع به اوج رسید جایی که استودیو در نهایت فیلم را در نسخه 140 دقیقه ای کوتاه و پخش کرد.

ترکیب بندی برای ثبت واقعیت
اشتروهایم به جای استفاده از تکنیک های تدوین، از جاگذاری المان ها در تصویر استفاده می کرد و در فیلم هایش در دوران صامت، دست و صورت و لباس معناهایی به بیننده میرسوندند که شخصیت ها نمی توانستند. آگاهی محیطی اشتروهایم از ترکیب بندی و بافت تصویر، آزمایش های اولیه برای سبک واقع گرایی رفتاری در دوران مصوت شد.
بیشتر بخوانید: مسیر نور به بینایی
نورشناخت و ابزار اشتروهایم در ساخت تصویر
در اوایل دهه 1920، فیلمبرداران از فیلم های پنکروماتیک به جای ارتوکروماتیک استفاده می کردند اشتروهایم بخصوص در طمع، میخواست که نور خورشید، سایه ها و گرد و غبار بافت تصویر را تغییر بده.فیلمبرداران آن موقع از فیلتر های زرد برای کنترل کردن نور آسمان و نشان دادن ابر ها استفاده می کردند تکنیک هایی که سایه روشن دره مرگ را همچون نقش های حکاکی جلوه می دهند. نتیجه این تکنیک ، نورشناخت واقعی بود که در خدمت واقع گرایی فیلم به کاربرده شد.
میزانسن استروهایم شفافیت را به حقهبازی ترجیح میدهد. نماهای متوسط و باز، هندسه اجتماعی را برقرار میکنند، سپس او با یک نمای نزدیک مثل برق یک انگشتر، فشرده شدن آرواره، یا قطرهای عرق فاصله را می شکند . لنز برای او نه قلممو، بلکه ابزار کالبدشکافی است. وقتی به نمای نزدیک میرسد، هدفش زیبایی نیست بلکه به دام انداختن شخصیت است در حقیقت چهره خودش.
دکور های اشتروهایم به دقت تنظیم شده اند، دیوارپوش ها، وسایل روی میز، لباس ها و نشان ها همه علائمی از خواسته ها و جایگاه شخصیت ها هستند. دوربین با ظرافت علائم را بیننده نشان می دهد تا ناخودآگاه اطلاعاتی به بیننده منتقل شود. نورشناخت اشتروهایم به طور خلاصه در این خلاصه می شود که با کم کردن سر و صدا میزان علامت دهی را به بیننده افزایش بدهد.
اشتروهایم در انتهای زندگی
بعد از یک زندگی پر از مشغله و جدل با استودیو ها، اشتروهایم اواخر زندگی خود را در فرانسه سپری کرد. او در انتهای زندگی مورد توجه خیلی از کارشناسان سینما به عنوان یکی از اساتید سینمای صامت قرار گرفت و در سال 1957 درگذشت.
بیلی وایلدر اقتباسی از زندگی اشتروهایم را در سانست بلوار به نمایش گذاشت، ژان رنوار تحسین گر واقع گرایی و کمال گرایی اریش فون اشتروهایم بود بعدها فیلمسازان بزرگی تحت تاثیر سبک کاری اشتروهایم قرار گرفتند از منکیه ویکز، تا فاسبیندر تا کمال گرایی کوبریک تکه هایی از اخلاق اشتروهایم که فیلم باید به سختی و دقت ساخته بشه را به ارث بردند و در کارهای خود به نمایش گذاشتند. در آخر زندگی اشتروهایم و دیگر کمال گرایان بار ها و بار ها جمله خود اشتروهایم را اثبات کرده اند ” که در هالیوود فقط شما به خوبی فیلم آخرتون هستید.”
